هر روز با دکتر حسین الهی قمشه ای – شکر ناب شماره ۵۲

سخن روز شماره ۵۲

محبوبیت

هیچ چیز در دنیا بالاتر از این نیست که انسان محبوب باشد. بالاترین نیاز ما از هر گرسنگی بیشتر این است که ما محبوب بشویم و یکی ما را دوست داشته باشد.


دانلود سخنرانی استاد الهی قمشه ای

 با عنوان خلاقیت و نوآوری

قسمت اول

dr-elahi-gomsheyi-atige.ir-download

همچنین ببینید :

Elahi-Gomsheyi


دانلود ۱۰۰ کتاب خواندنی و روشنگر که استاد الهی قمشه ای آنها را توصیه کرده اند

دانلود کتاب سی و دوم :

شاه لیر (لیر شاه)

ویلیام شکسپیر

king-lir-atige.ir dr-elahi-gomsheyi-atige.ir-great-books

لیرشاه یا شاه لیر (King Lear) نمایشنامه ای تراژیک اثر ویلیام شکسپیر است که آن را یکی از بزرگ‌ترین و ارزنده‌ترین تراژدی‌های وی می‌دانند. این اثر به احتمال زیاد در سال ۱۶۰۵ میلادی نوشته شده‌است.

شخصیت‌های نمایش‌نامه

  • لیرشاه پادشاه بریتانیا که در آخر عمر کشورش را بین دخترانش تقسیم می‌کند.
  • گانریل دختر بزرگ لیرشاه و زن دوک آلبانی
  • ریگان دختر دوم لیرشاه و زن دوک کورنوال
  • کردلیا دختر کوچک لیرشاه و زن پادشاه فرانسه
  • دوک آلبانی همسر گانریل
  • دوک کرنوال همسر ریگان
  • امیر گلاستر پدر ادگار و ادموند
  • امیر کنت ندیم پادشاه
  • ادموند پسر نامشروع امیر گلاستر که در نهایت به پدر خود خیانت می‌کند.
  • ادگار پسر امیر گلاستر
  • دلقک
  • ازوالد خدمتکار گانریل
  • پادشاه فرانسه همسر کردلیا
  • دوک برگاندی از خواستگاران کردلیا

داستان

تراژدی لیرشاه در پنچ پرده تقسیم شده‌است:

پرده نخست

  • صحنه نخست: در این صحنه تمام شخصیت‌های برجسته بازی به جز ادگار و دلقک معرفی می‌گردند و طرح اصلی و فرعی داستان آشکار می‌شود. آزمایش عشق و محبت دختران لیر، تقسیم و تفکیک مملکت، محروم شدن کردلیا از میراث پدر و تبعید امیر کنت همه به دست لیر وقایع این صحنه را تشکیل می‌دهد.
  • صحنه دوم: ظهر ادماند بر روی صحنه و مکالمه او با خویشتن که شرارت و رذالت مخوفش را آشکار می‌سازد و با نامه‌ای مجهول امیر گلاستر را مرعوب و مفتون فکر خود می‌سازد و ادگار را توطئه‌گر علیه او جلوه می‌دهد.
  • صحنه سوم: گانریل اکنون بر نیمی از مملکت حاکم است و از رفتار و کردار و مخصوصاً از مکالمه‌اش با ازوالد معلوم می‌گردد که چه شیوه‌ای را نسبت به پدرش تعقیب می‌کند. امیر کنت با لباس مبدل در زمره خدمتگزاران لیرشاه وارد می‌شود.
  • صحنه چهارم: در این صحنه دلقک آشکار می‌شود. لیر که در قصر گانریل است با توجه به رفتار او از رفتار پر خطای خود با کردلیا پشیمان می‌شود، اما هنوز به ریگان امیدوار است و راهی قصر او می‌شود.

پرده دوم

  • صحنه نخست: ادماند، ادگار را در نظر امیر گلاستر فرزندی ناخلف و توطئه‌گر نشان می‌دهد که این طرح داستان با آمدن ریگان و گانریل به قصر امیر گلاستر با طرح اصلی داستان متحد می‌شود.
  • صحنه دوم: در حالی که ریگان با گلاستر مشغول مذاکره‌است و او را از جریان اوضاع آگاه می‌نماید و امیر کرنوال ادماند را مورد لطف قرار می‌دهد، ازوالد و امیر کنت با هم می‌جنگند و در نتیجه امیر کنت تنبیه می‌شود.
  • صحنه سوم:ادگار درصدد است که با لباس مبدل نقش یک دیوانه را بازی کند.
  • صحنه چهارم: لیر با دیدن برخورد بد ریگان با امیر کنت ناراحت می‌شود و از منزل ریگان بیرون می‌آید و در طوفان ناپدید می‌شود.

پرده سوم

  • صحنه نخست: امیر کنت خبر می‌دهد که پادشاه فرانسه در صدد حمله به بریتانیا است.
  • صحنه دوم: لیر و دلقک و امیر کنت در طوفان گرفتارند.
  • صحنه سوم: گلاستر به ادماند می‌گوید که قصد دارد لیر را کمک کند و ادماند نیز درصدد است که این مسئله را به امیر کرنوال بگوید.
  • صحنه چهارم: امیر کنت، دلقک و لیر در طوفان به کلبه‌ای که ادگار در آن است پناه می‌برند. امیر گلاستر برای پناه‌دادن به لیر اقدام می‌کند.
  • صحنه پنجم: ادماند امیر کرنوال را از عمل امیر گلاستر با خبر می‌کند.
  • صحنه ششم: امیر گلاستر لیرشاه و همراهانش را به منزلی روستایی در نزدیکی قصرش پناه می‌دهد. لیر در دادگاهی خیالی ریگان و گانریل را محاکمه می‌کند که ادگار و دلقک قاضی‌های این محاکمه هستند.
  • صحنه هفتم: امیر گلاستر را دست بسته پیش امیر کرنوال می‌برند و اورا شکنجه می‌دهند و در نهایت چشمانش را کور می‌کنند. گلاستر در نهایت می‌فهمد که ادماند او را لو داده‌است. در این گیرودار یکی از نوکران کرنوال با شمشیر او را زخمی می‌کند که به مرگ او می‌انجامد.

پرده چهارم

  • صحنه نخست: امیر گلاستر توسط ادگار از قصر خارج می‌شود.
  • صحنه دوم: بین ادماند و گانریل عشقی به وجود می‌آید. امیر آلبانی از شرایط به وجود آمده (رفتار با لیرشاه و امیر گلاستر) ناراضی است.
  • صحنه سوم: امیر کنت با قاصدی از کردلیا روبرو می‌شود و از وقایع با خبر می‌شود. (این صحنه در تمامی نسخه‌ها وجود ندارد)
  • صحنه چهارم: کردلیا آماده‌است تا از پدرش پذیرایی کند.
  • صحنه پنجم: ریگان نیز گرفتار عشق ادماند شده‌است و سعی می‌کند که به ازوالد بقبولاند که او را در این را کمک کند که موفق نمی‌شود.
  • صحنه ششم: ادگار امیر گلاستر را که قصد خودکشی داشت را متعاقد می‌کند که با وجود آنکه وی به قعر پرتگاه فرو افتاده اما به طرزی معجزه‌آسا زنده مانده‌است. در این حال لیر با امیر گلاستر دیدار می‌کند و فرستاده‌ای از سوی کردلیا لیر را با خود به سمت لشکر فرانسه می‌برد. پس از رفتن آنان ازوالد به امید دریافت پاداشی، آهنگ کشتن امیر گلاستر را می‌کند که در نهایت ادگار او را می‌کشد. ادگار نامه گانریل به ادماند را در جیب ازوالد پیدا می‌کند.
  • صحنه هفتم: لیر در حال استراحت در چادری در لشکر فرانسویان است. بین کردلیا و پزشک معالج لیر گفتگویی در جریان است.

پرده پنجم

  • صحنه نخست: امیر آلبانی و ادماند در حال آماده‌کردن لشکریان برای مبارزه با لشکر فرانسه هستند. ادگار نامه گانریل را به امیر آلبانی می‌دهد.
  • صحنه دوم: لشکر فرانسه شکست می‌خورد و لیرشاه و کردلیا دستگیر می‌شوند.
  • صحنه سوم: ادماند کسی را مأمور می‌کند که لیرشاه و دخترش را در زندان بکشد.
  • صحنه چهارم: امیر آلبانی ادماند را به جنگ تن‌به‌تن دعوت می‌کند. ادگار وارد میدان می‌شود و با ادماند می‌جنگد و او را می‌کشد. ریگان در اثر سمی که گانریل به او داده می‌میرد و گانریل نیز بعد از مرگ ادماند خود را با خنجر می‌کشد. امیر کنت وارد می‌شود و سراغ لیرشاه را می‌گیرد. در این هنگام لیرشاه با جسد کردلیا در دست وارد می‌شود و می‌گوید که جلاد کردلیا را کشته‌است. او خبر می‌دهد که دلقک را نیز اعدام کرده‌اند و بعد از شدت غصه می‌میرد.

ویلیام شکسپیر (به انگلیسی: William Shakespeare) (زاده ۱۵۶۴ – درگذشته ۱۶۱۶) شاعر و نمایشنامه‌نویس انگلیسی بود که بسیاری وی را بزرگ‌ترین نویسنده در زبان انگلیسی دانسته‌اند. «سخن سرای آون» (به انگلیسی: Bard of Avon) لقبی است که به خاطر محل تولدش در آون واقع در استراتفورد انگلیس به وی داده‌اند.


زندگی شخصی

Shakespeare-atige.irویلیام شکسپیر در ۲۶ آوریل ۱۵۶۴ در شهر استراتفورد در انگلستان غسل تعمید داده شد. شهرت شکسپیر به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس منحصربه‌فرد است و برخی او را بزرگ ترین نمایشنامه نویس تاریخ می‌دانند، اما بسیاری از حقایق زندگی او مبهم است. پدرش از صاحب منصبان دیوانی بود که گویا بعدها با مشکلات مالی مواجه شد و مادرش فرزند یک زمین‌دار محلی دارنده بود. شکسپیر احتمالاً در مدرسهٔ گرامر استراتفورد تحصیل کرده و در آنجا اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ لاتین به دست آورده؛ اما ویلیام رهسپار آکسفورد یا کمبریج نشد.

دربارهٔ جوانی ویلیام افسانه فراوان است و سند معتبر اندک. اولین مدرکی که ما دربارهٔ او پس از مراسم تعمید و نام‌گذاری داریم از ازدواج او با آن هثوی (به انگلیسی: Anne Hathaway) در سال ۱۵۸۲ است، که ثمرهٔ آن دختری متولد ۱۵۸۳ و یک دختر و پسر دوقلو در سال ۱۵۸۵ بود. شکسپیر پس از ازدواج به لندن رفت و در تماشاخانه مشغول بازی شد. در آنجا وظیفه ویرایش نمایش نامه‌ها را به او سپردند. شکسپیر از این موقعیت استفاده کرد و خود چند نمایشنامه نوشت که با استقبال روبه رو شد. پس از آن تا هفت سال هیج اطلاعی از فعالیت‌هایش نداریم؛ اما وی احتمالاً پیش از سال ۱۵۹۲ در لندن به عنوان بازیگر کار می‌کرده است. در این موقع چندین گروه بازیگری در لندن و دیگر مناطق وجود داشت که ارتباط شکسپیر با یکی یا بیشتر از آنها همگی حدسیات است. اما ما از ارتباط مفید و طولانی او با موفق‌ترین دسته بازیگران با نام مردان لرد چامبرلین (به انگلیسی: The Lord Chambelain’s Men) اطلاع داریم که پس از به تخت نشستن جیمز اول، مردان شاه (به انگلیسی: The King’s Men) نام گرفتند. شکسپیر نه تنها با این گروه بازی کرد بلکه سرانجام سالار صاحب سهم و مدیر نمایشنامه شد.

دسته شامل کسانی که در آن روزگار مشهورترین بازیگران بودند می‌شد، مانند ریچارد باربیج (که بی شک خالق نقش‌های هملت، شاه لیر و اتلو بود) همین طور رابرت آرمین و ویل کمپ (بازیگران نمایشنامهٔ دلقک و احمق شکسپیر).

همچنین ایشان شناخته شده‌ترین تئاتر الیزابتی در سال ۱۵۹۹ بودند.

شکسپیر در دوران نخستین خود را محدود تئاتر نکرد و در سال ۱۵۹۳ منظومهٔ عشقی اساطیری ونوس و آدونیس (به انگلیسی: Venus and Adonis) و در سال پس از آن نیز اثر برجسته تر تاراج لاکریس (به انگلیسی: The Rape of Lucrese) را به حامی خود اشراف زادهٔ ساوت همپتون اهدا کرد. و تا ۱۵۹۷ وی کامکار شد خانه‌ای نو در استراتفورد خریداری کند و اینک او می‌توانست خود را جنتلمن بنامد.

فرانسیس میرس (به انگلیسی: Francis Meres) در پالادیس تامیا: خزانه هوش (۱۵۹۸) در رابطه با شکسپیر می‌گوید: «همانطور که پلاتوس و سنکا (به انگلیسی: Plautus and Seneca) بهترین برای کمدی و تراژدی در میان لاتین هستند شکسپیر فاخرترین آنها از هر دو گونه در روی صحنه است.»

با دو چکامه‌ای که شکسپیر در سال‌های ۱۵۹۳ و ۱۵۹۴ به چاپ رساند اشعار او زودتر از نمایش‌هایش چاپ شدند. همینطور باید گفت که بیشتر غزل‌های وی باید در این سال‌ها نوشته شده باشند و نمایش‌های او پس از سال ۱۵۹۴ نمایان شده‌اند و او به طور کلی هر دو سال یکی را ارئه نمود که هریک شامل سرود و آهنگ‌هایی بسیار زیبایی می‌شدند.

نمایش‌های ابتدایی شکسپیر شامل: هنری چهارم، تیتوس آندرونیکس، رویای شب نیمهٔ تابستان، بازرگان ونیزی و ریچار دوم می‌شود که همگی در میانه و اواخر دهه ۱۵۹۰ تاریخ گذاری شده‌اند.

همینطور بعضی از تراژدی‌های مشهور او که در اوایل دهه ۱۶۰۰ نگاشته شده‌اند شامل: اتلو، شاه لیر و مکبث می‌شوند. در حدود سال ۱۶۱۰ شکسپیر به استراتفورد برای استراحت برمی‌گردد و با وجود آن به نوشتن ادامه می‌دهد که دورهٔ رمان و کمدی-تراتژدی او به حساب می‌آید مانند: طوفان، هنری هشتم، سیمبلاین و داستان زمستان. در مورد غزلیات او می‌توان گفت که نخستین بار در سال ۱۶۰۹ به چاپ رسیدند.

مرگ

ویلیام شکسپیر در روز ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ میلادی در پنجاه و دوسالگی درگذشت. جسدش را دو روز بعد در کلیسای مقدس ترینیتی به خاک سپردند. او حتی قطعه‌ای ادبی نیز برای روی سنگ قبر خود گفته که بر آن حک شده‌است:

تو را به مسیح از کندن خاکی که اینجا را دربرگرفته دست بدار!

خجسته باد آنکه این خاک را فروگذارد، و نفرین بر آنکه استخوان‌هایم بردارد!

او در حالی مُرد که به سال ۱۶۱۶ هیچ نسخهٔ جمع‌آوری شده‌ای از آثارش وجود نداشت، و بعضی از آنها در نسخه‌هایی مستقل چاپ شده بودند که همان‌ها هم بدون نظارت و ویرایش او بود. در سال ۱۶۲۳ دو تن از اعضای هیئت شکسپیر، جان همینگز وهنری کاندل، نسخه جامع و ویراسته‌ای از نمایش نامه‌هایش را به چاپ رساندند که فِرست فولیو (به انگلیسی: First Folio) نام گرفت.

مهم‌ترین آثار

  • اُتللو
  • مکبث
  • هملت
  • ژولیوس سزار
  • رومئو و ژولیت
  • شاه لیر
  • تاجر ونیزی
  • رویای شب نیمه تابستان
  • هنری ششم
  • دو نجیب‌زاده ورونایی
  • تایتوس آندرانیکوس
  • کینگ جان
  • هنری چهارم
  • کمدی اشتباهات
  • هیاهوی بسیار برای هیچ
  • هنری پنجم
  • تروئیلوس و کریسدا
  • آنتونیوس و کلئوپاترا
  • تیمون آتنی
  • پریکلس
  • کوریولانوس
  • حکایت زمستان
  • هنری هشتم
  • رام کردن زن سرکش
  • خوش است آنچه هست پایانش خوش
  • تلاش بیهوده عشق
  • طوفان

اشعار غنایی شکسپیر نیز از شاهکارهای شعر و ادبیات انگلیسی است. از آن جمله می‌توان به منظومه‌های زیر اشاره کرد:

  • مجموعه غزلیات شکسپیر
  • ونوس و آدونیس
  • زائر پرشور

منبع : ویکی پدیا

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 15 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس با من -- کانال تلگرام من

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

با دوستان به اشتراک بگذارید ...Share on LinkedIn
Linkedin
Share on Facebook
Facebook
Tweet about this on Twitter
Twitter
Digg this
Digg
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on Google+
Google+
Email this to someone
email
Print this page
Print

دیدگاهی بنویسید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

مطالب مشابه