هر روز با دکتر حسین الهی قمشه ای – شکر ناب شماره ۶۳

سخن روز شماره ۶۳

حسابداری کل

این عالم حساب و کتاب دارد و آن بالا حسابداری کل هست و فکر نکنید که در این عالم کسی می تواند حق کسی را بخورد.

هیچ کس ذره ای نمی تواند حق کسی را بخورد مگر آنکه حق آن فرد نبوده و خداوند اراده کرده باشد که از او گرفته بشود.


دانلود سخنرانی استاد الهی قمشه ای

 با عنوان حکمت

dr-elahi-gomsheyi-atige.ir-download

همچنین ببینید :

Elahi-Gomsheyi


دانلود ۱۰۰ کتاب خواندنی و روشنگر که استاد الهی قمشه ای آنها را توصیه کرده اند

دانلود کتاب چهلم و یکم :

سفرنامه ناصر خسرو

ناصر خسرو قبادیانی

Safarname-Naser-Khosro-atige.ir dr-elahi-gomsheyi-atige.ir-great-books

سفرنامهٔ ناصرِ خسرو کتاب نوشته شده توسط ناصر خسرو قبادیانی بلخی و گزارشی از یک سفر هفت‌ساله است.

کتاب نوشته شده توسط ناصر خسرو قبادیانی بلخی و گزارشی از یک سفر هفت‌ساله است. این سفر در ششم جمادی‌الثانی سال ۴۳۷ قمری (اول فروردین ۴۱۵ یزدگردی) از مرو آغاز شد و در جمادی‌الثانی سال ۴۴۴ قمری (اول فروردین ۴۱۶ یزگردی) با بازگشت به بلخ پایان پذیرفت. او از مرو به سرخس، نیشابور، جوین، بسطام، دامغان، سمنان، ری، قوهه و قزوین می‌رود و از راه بیل، قپان، خرزویل و خندان به شمیران می‌رسد.

از آن‌جا به سراب و سعیدآباد می‌رود و به تبریز می‌رسد. سپس از راه مرند، خوی، برکری، وان، وسطان، اخلاط، بطلیس، قلعهٔ قف انظر، جایگاه مسجد اویس قرنی، ارزن، میافارقین، به آمد در دیار بکر وارد می‌شود.

از آنجا با گذشتن از شهرهای شام (سوریه) از جمله حلب به بیروت، صیدا، صور و عکا می‌رود. سپس از راه حیفا به بیت المقدس می‌رسد. مسجدالاقصی در شهر بیت المقدس و در کنار مسجد قبه الصخره واقع می‌باشد.

ناصر خسرو از قدس به مکه و مدینه می‌رود و از راه شام به قدس باز می‌گردد و راه مصر را در پیش می‌گیرد. او از قاهره، اسکندریه و قیروان بازدید می‌کند و از راه دریا به زیارت مکه و مدینه می‌رود.

سپس از همان راه باز می‌گردد و از راه آبی نیل با کشتی به اسیوط، اخیم، قوص و آسوان (در مصر) می‌رود. او از برخی شهرهای سودان بازدید می‌کند و از راه دریای سرخ به جده و مکه می‌رود و شش ماه را در کنار خانهٔ خدا می ماند. از مکه به سوی لحسا و سپس بصره می‌رود و به عبادان (آبادان) می‌رسد. آنگاه به بندر مهروبان می‌رود و از آنجا به ارجان (در نزدیکی بهبهان) می‌رسد و به لردگان، خان‌لنجان و اصفهان وارد می‌شود. سپس از نایین، طبس، قاین می‌گذرد تا در پایان سفر به بلخ برسد.

ناصر خسرو در نگارش صاحب سبک است و اغلب با گفتن «من که ناصرم» به خود اشاره می‌کند و از عملی خاص یا چیزی که در جایی دیده سخن می‌گوید. از شواهد موجود در خود سفرنامه می‌توان استنتاج کرد که آن را بعد از سفر از روی یادداشت‌های میان راه نوشته است. با توصیف قصبات و شهرها با نثری نسبتأ ساده، اعتماد خواننده را جلب می‌کند. ناصر خسرو تلاش نمی کند با مهارت‌های لفظی و بیانی خواننده را تحت تأثیر قرار دهد، بلکه می‌کوشد با شرح دیدنی‌ها و عجایبی که طی سفر مشاهده کرده است، چنین کند.

بخش های سفرنامه

  1. زندگی در مرو
  2. خواب ناصر خسرو
  3. عزم نیشابور و کسوف
  4. زیارت شیخ بایزید بسطامی و طلب اهل علم
  5. ری، کوه دماوند و نوشادر
  6. – قزوین، رییس علوی آن و صنعت کفشگری در قزوین
  7. – بقال خرزویل
  8. – شاه‌رود، سپیدرود و دریای آبسکون
  9. – شمیران در ولایت دیلم
  10. – از شمیران تا تبریز
  11. – قطران تبریزی
  12. – مرند، هسودان، خوی، برکری، وان، اخلاط و بطیس
  13. – ارزن، میافارقین(Silvan) دیاربکر ترکیه ، نصریه
  14. – آمد
  15. – حران
  16. – قرول و مرد عرب شصت ساله
  17. – سروج، فرات، منبج، حلب
  18. – جند قنسرین، سرمین، معمره النعمان و استوانه سنگینش
  19. ۰ – ابوالعلاء معری
  20. – کویمات، حما، آب عاصی
  21. – عرقه، طرابلس و مردمان شیعه‌اش
  22. – طرابرزن، جبیل و بیروت
  23. – صیدا
  24. – صور
  25. – عکه، عین‌البقر
  26. – زیارت قبور انبیای بنی اسرائیل
  27. – شهر طبریه
  28. – حیفا
  29. ۰ – قیساریه، کفرسایا، کفرسلام
  30. – رمله (فلسطین)
  31. – بیت المقدس
  32. – مسجد قدس و جوانب آن
  33. – بیت اللحم
  34. – سفر به حجاز
  35. – بازگشت به بیت المقدس
  36. – رمله، عسقلان، طینه، تنیس
  37. – قاهره
  38. – صفت شهر مصر و ولایتش
  39. ۰ – اسکندریه و مناره آن
  40. – قیروان، سلجماسه و اندلس
  41. – دریای قلزم
  42. – جنوب مصر
  43. – صفت شهر قاهره
  44. – صفت فتح خلیج
  45. – صفت شهر مصر، پوست پلنگی گاوها، مرغ خانگی بزرگ حبشیها، خرهای ابلق
  46. – آسایش در مصر
  47. – صفت خوان سلطان و قیاس با بارگاه سلاطین عجم سلطان محمود و غزنوی و پسرش مسعود
  48. – سیر سلطان مصر
  49. ۰ – بیرون شدن از مصر و صفت مدینه النبی
  50. – مکه
  51. – بازگشت به مصر
  52. – بازگشت به خانه، اسیوط، خشخاش و افیون
  53. – اخمیم، اسوان و نوبه
  54. – ضیقه
  55. – عیذاب
  56. – جده
  57. – صفت شهر مکه شرفها الله تعالی
  58. – صفت زمین عرب و یمن
  59. ۰ – صفت مسجد الحرام و بیت کعبه
  60. – صفت کعبه
  61. – صفت اندرون کعبه
  62. – صفت گشودن در کعبه شرفهاالله تعالی
  63. – عمره جعرانه
  64. – پس از حج چهارم
  65. – لحسا و طائف
  66. – پس از طائف
  67. – اعراب بدوی و خوراک ایشان
  68. – فلج و مردم فقیر جنگ‌طلبش
  69. ۰ – نقاشی ناصر خسرو و حیرت اعراب بدوی
  70. – به سوی بصره
  71. – یمامه و مردمان زیدی مذهبش
  72. – لحسا
  73. – بوسعیدیان شهر لحسا
  74. – تا کسی دعوی بوسعیدی نکند
  75. – حجرالاسود مغناطیس مردمان است!
  76. – خوراک مردمان لحسا
  77. – حدود لحسا (إحصاء- احساء)
  78. – نزدیک من بدویان با اهل إحسا نزدیک باشند به بی‌دینی
  79. ۰ – بصره
  80. – امیران پارسی بصره
  81. – گرمابه‌بان ما را به گرمابه راه نداد
  82. – مشاهد امیرالمؤمنین علی(ع) در بصره
  83. – ادامه حکایت گرمابه و گرمابه‌بان
  84. – صفت مد و جزر بصره و جوی های آن
  85. – شهر ابله
  86. -صفت اعمال بصره
  87. – پس از بصره
  88. – آبادان
  89. ۰ – پس از آبادان
  90. – مهروبان
  91. – ارجان
  92. – لردگان و لنجان
  93. – اصفهان
  94. – از اصفهان تا طبس
  95. – طبس
  96. – تون
  97. – قاین
  98. – سرخس، مروالرود، باریاب و سنگلان

ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی،معروف به ناصرخسرو (۳۹۴–۴۸۱ ه‍. ق) از شاعران بزرگ فارسی‌زبان، حکیم و جهانگرد ایرانی و از مبلغان مذهب اسماعیلی بود. وی بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از قبیل فلسفهٔ یونانی و حساب و طب و موسیقی و نجوم و فلسفه و کلام تبحر داشت و در اشعار خویش به کرات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کرده‌است. ناصر خسرو به همراه حافظ ورودکی جزء سه شاعری است که کل قرآن را از برداشته‌است. وی در آثار خویش، از آیات قرآن برای اثبات عقاید خودش استفاده کرده‌است.    منبع : ویکی پدیا

زندگی‌نامه

ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، معروف به ناصرِ خسرو، در ۹ ذیقعده ۳۹۴ قمری (۳ سپتامبر ۱۰۰۴ میلادی، ۱۲ شهریور ۳۸۳ خورشیدی) در روستای قبادیان در بلخ در خانوادهٔ ثروتمندی که ظاهراً به امور دولتی و دیوانی اشتغال داشتند چشم به جهان گشود.

بگذشت ز هجرت پس سیصد نود و چار   بنهاد مرا مادر بر مرکز اغبر

(اغبر = غبارآلود، مرکز اغبر = کره زمین)

در آن زمان پنج سال از آغاز سلطنت سلطان محمود غزنوی می‌گذشت. ناصر خسرو در دوران کودکی با حوادث گوناگون روبرو گشت و برای یک زندگی پرحادثه آماده شد: از جمله جنگهای طولانی سلطان محمود و خشکسالی بی‌سابقه در خراسان که به محصولات کشاورزان صدمات فراوان زد و نیز شیوع بیماری وبا در این خطه که جان عدهٔ زیادی از مردم را گرفت.

ناصر خسرو از ابتدای جوانی به تحصیل علوم متداول زمان پرداخت و قرآن را از بر کرد. در دربار پادشاهان و امیران از جمله سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی به عنوان مردی ادیب و فاضل به کار دبیری اشتغال ورزید و بعد از شکست غزنویان از سلجوقیان، ناصر خسرو به مرو و به دربار سلیمان چغری بیک، برادر طغرل سلجوقی رفت و در آنجا نیز با عزت و اکرام به حرفه دبیری خود ادامه داد و به دلیل اقامت طولانی در این شهر به ناصر خسرو مروزی شهرت یافت.

همان ناصرم من که خالی نبود   ز من مجلس میر و صدر وزیر
نخواندی به نامم کس از بس شرف   ادیبم لقب بود و فاضل دبیر
به تحریر اشعار من فخر کرد   همی کاغذ از دست من بر حریر

وی که به دنبال سرچشمه حقیقت می‌گشت با پیروان ادیان مختلف از جمله مسلمانان، زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و مانویان به بحث و گفتگو پرداخت و از رهبران دینی آنها در مورد حقیقت هستی پرس و جو کرد. اما از آنچا که به نتیجه‌ای دست نیافت، دچار حیرت و سرگردانی شد و برای فرار از این سرگردانی به شراب و می‌گساری و کامیاریهای دوران جوانی روی آورد.

در سن چهل سالگی شبی در خواب دید که کسی او را می‌گوید «چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند؟ اگر بهوش باشی بهتر» ناصر خسرو پاسخ داد «حکما، چیزی بهتر از این نتوانستند ساخت که اندوه دنیا ببرد». مرد گفت «حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهشی و بی خردی رهنمون باشد. چیزی باید که خرد و هوش را بیفزاید.» ناصر خسرو پرسید «من این از کجا آرم؟» گفت «عاقبت جوینده یابنده بود» و به سمت قبله اشاره کرد. ناصر خسرو در اثر این خواب دچار انقلاب فکری شد، از شراب و همه لذائذ دنیوی دست شست، شغل دیوانی را رها کرد و راه سفر حج در پیش گرفت. وی مدت هفت سال سرزمینهای گوناگون از قبیل آذربایجان، ارمنستان، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، سوریه، فلسطین، جزیره العرب،قیروان، تونس و سودان را سیاحت کرد و سه یا شش سال در پایتخت فاطمیان یعنی مصر اقامت کرد و در آنجا در دوران المستنصر بالله به مذهب اسماعیلی گروید و از مصر سه بار به زیارت کعبه رفت.

ناصر خسرو در سال ۴۴۴ بعد از دریافت عنوان حجت خراسان از طرف المستنصر بالله رهسپار خراسان گردید. او در خراسان و به‌خصوص در زادگاهش بلخ اقدام به دعوت مردم به کیش اسماعیلی نمود، اما برخلاف انتظارش مردم آنجا به دعوت وی پاسخ مثبت ندادند و سرانجام عده‌ای تحمل او را نیاورده و در تبانی با سلاطین سلجوقی بر وی شوریده، و از خانه بیرونش کردند. ناصر خسرو از آنجا به مازندران رفت و سپس به نیشابور آمد و چون در هیچ‌کدام از این شهرها در امان نبود به طور مخفیانه می‌زیست و سرانجام پس از مدتی آوارگی به دعوت امیر علی بن اسد یکی از امیران محلی بدخشان که اسماعیلی بود به بدخشان سفر نمود و بقیهٔ ۲۰ تا ۲۵ سال عمر خود را در یمگان بدخشان سپری کرد.

پانزده سال بر آمد که به یمگانم   چون و از بهر چه زیرا که به زندانم

و تمام آثار خویش را در بدخشان نوشت و تمام روستاهای بدخشان را گشت. حکیم ناصر خسرو دربین اهالی بدخشان دارای شأن، مقام و منزلت خاصی است تا حدی که مردم او را به‌نام «حجت»، «سید شاه ناصر ولی»، «پیر شاه ناصر»، «پیر کامل»، و غیره یاد می‌کنند. او در ۴۸۱ قمری (۱۰۸۸ میلادی، ۴۶۷ خورشیدی) درگذشت. مزار وی در یمگان زیارتگاه است. از ناصر خسرو زن و فرزندی نماند؛ زیرا وی تا پایان زندگانی مجرد بود.

شخصیت ناصر خسرو

ناصر خسرو یکی از شاعران و نویسندگان درجه اول ادبیات فارسی است که در فلسفه و حکمت دست داشته، آثار او از گنجینه‌های ادب و فرهنگ ما محسوب می‌گردند. او در خداشناسی و دینداری سخت استوار بوده‌است، و مناعت طبع، بلندی همت، عزت نفس، صراحت گفتار، و خلوص او از سراسر گفتارش آشکار است. ناصر در یکی از قصاید خویش می‌گوید که به یمگان افتادنش از بیچارگی و ناتوانی نبوده، او در سخن توانا است، و از سلطان و امیر ترس ندارد، شعر و کلام او سحر حلال است. او شکار هوای نفس نمی‌شود، او به یمگان از پی مال و منال نیامده‌است و خود یمگان هم جای مال نیست. او بنده روزگار نیست، چرا که بندهٔ آز و نیاز نیست، این آز و نیازند که انسان به درگاه امیر و سلطان می‌آورند و می‌مانند. ناصر جهان فرومایه را به پشیزی نمی‌خرد. (از زبان خود ناصر خسرو). او به آثار منظوم و منثور خویش می‌نازد، و به علم و دانش خویش فخر می‌کند، این‌کار او گاهی خواننده را وادرا می‌کند که ناصر به یک شخص خود ستا و مغرور به خودپرست قلمداد کند.

علی دشتی در این باره می‌گوید: مردی است با مناعت طبع، خرسند فروتن، در برابر رویدادها و سختی‌ها بردبار، اندیشه‌ورز، در راه رسیدن به هدف پای می‌فشارد. ناصر خسرو دربارۀ خود چنین می‌گوید:

گه نرم و گه درشت چون تیغ   پند است نهان و آشکارم
با جاهل و بی خرد درشتم   با عاقل نرم و بردبارم

ناصر در سفرنامه رویدادها و قضاها را با بیطرفی و بی غرضی تمام نقل می‌کند. اما زمانی‌که به زادگاهش بلخ می‌رسد و به امر دعوت به مذهب اسماعیلی مشغول می‌شود، ملّاها و فقها سد راه او شده و عوام را علیه او تحریک نموده، خانه و کاشانه‌اش را به‌نام قرمطی، غالی و رافضی به آتش کشیده قصد جانش می‌کنند، به این سبب در اشعار لحن او اندکی در تغییر می‌کند، مناعت طبع، بردباری و عزت نفس دارد اما نسبت گرایش به مذهب اسماعیلی و وظیفه‌ای که به وی واگذار شده بود و نیز رویارویی با علمای اهل سنت و با سلجوقیان و خلیفگان بغداد که مخالفان سرسخت اسماعیلیان بودند، ستیز و پرخاشگری در وی بیدار می‌شود، به فقیهان و دین‌آموختگان زمان می‌تازد و به دفاع از خویشتن می‌پردازد.

آثار ناصر خسرو

ناصر خسرو دارای تالیفات و تصنیفهای بسیار بوده‌است، چنانچه خود درین باره گوید:

منگر بدین ضعیف تنم زانکه در سخن / زین چرخ پرستاره فزونست اثر مرا

آثار ناصر خسرو عبارت اند از:

  • دیوان اشعار فارسی
  • دیوان اشعار عربی (که متأسفانه در دست نیست). خود دربارهٔ دو دیوان فارسی و تازی چنین گوید:
بخوان هر دو دیوان من تا ببینی / یکی گشته باعنصری، بحتری

یا:

این فخر بس مرا که به هر دو زبان / حکمت همی مرتب و دیوان کنم
  1. روشنایی‌نامه
  2. سعادت‌نامه
  3. دلیل‌المتحرین
  4. دیوان اشعار
  5. جامع‌الحکمتین

رساله ایست به نثر دری (فارسی) در بیان عقاید اسماعیلیان.

  • خوان‌الاخوان – کتابیست به نثر در اخلاق و حکمت و موعضه.
  • زادالمسافرین – کتابی است در بیان حکمت الهی به نثر روان.
  • گشایش و رهایش – رساله‌ای است به نثر روان فارسی، شامل سی پرسش و پاسخ آنها.
  • وجه دین – رساله ایست به نثر در مسائل کلامی و باطن و عبادات و احکام شریعت.
  • بستان‌العقول و دلیل المتحرین که از آنها اثری در دست نیست.
  • سفرنامه – این کتاب مشتمل بر بخشی از مشاهدات سفر هفت ساله ایشان بوده و یکی از منابع مهم جغرافیای تاریخی به حساب می‌آید.
  • سعادت‌نامه – رساله ایست منظوم شامل سیصد بیت.
  • روشنایی‌نامه – این رساله نیز به نظم فارسی است.

غیر از کتابها و رساله‌های فوق کتابها و رساله‌های دیگری نیز به حکیم ناصرخصرو ونسبت داده شده‌اند که بعضی افراد در تعلق آنها تردید کرده‌اند. نام این کتابها و رسالات عبارت است از: اکسیر اعظم، در منطق و فلسفه و قانون اعظم؛ در علوم عجیبه – المستوفی؛ در فقه – دستور اعظم – تفسیر قرآن – رساله در علم یونان – کتابی در سحریات – کنزالحقایق – رساله‌ای موسوم به سرگذشت یا سفرنامه شرق و رساله‌ای موسوم به سرالاسرار. مهمترین و معروف‌ترین اثر ناصر خسرو سفرنامه ناصر خسرو است که مختصری از گزارش مشاهدات مسافرت هفت ساله ناصر خسرو است و به زبان‌های متعددی ترجمه شده است حکیم ناصر خسرو دارای تآلیفات زیادی بوده که برخی از آنها به مرور زمان نابود شده‌است و به دوران ما نرسیده‌اند. چنانچه خود در باره تالیفات و تصنیفاتش گوید:

منگر بدین ضعیف تنم زانکه در سخن   زین چرخ پر ستاره فزون است اثر مرا

این کتابها عبارت اند از:

۱ – دیوان اشعار به فارسی

۲ – دیوان اشعار عربی که در دست نیست. خود در مورد دو دیوان پارسی و عربی خویش گوید:

بخوان هر دو دیوان من تا ببینی   یکی گشته با عنصری بحتری را

یا:

این فخر بس مرا که با هر دو زبان   حکمت همی مرتب و دیوان کنم

۳ – جامع الحکمتین – رساله است به نثر دری در بیان عقاید اسماعیلی.

۴ – خوان الاخوان – کتابی است به نثر دری در اخلاق و حکمت و موعظه.

۵ – زادالمسافرین – کتابی است در حکمت الهی بزبان دری.

۶ – گشایش و رهایش – رساله لیست به نثر دری شامل سی سؤال و جواب آنها.

۷ – وجه دین – کتابیست به نثر دری در مسایل کلامی و باطن عبادات و احکام شریعت.

۸ – دلیل المتحرین – مفقود. (در بیان الادیان ابوالمعالی از آن نام برده شده‌است)

۹ – بستان العقول – آنهم مفقود.

  1. – سعادت نامه – رساله ایست منظوم شامل سیصد بیت.
  2. – روشنایی نامه – این هم یک رساله منظوم است.

به غیر از اینها کتب و رسالات دیگری نیز منسوب به حکیم ناصر خسرو هستند که ازین قرارند:

اکسیر اعظم، قانون اعظم، دستور اعظم، کنزالحقایق، رساله الندامه الی زادالقیامه و سرالاسرار.

نمونه اشعار

نکوهش مکن چرخ نیلوفری‌را   برون کن ز سر باد و خیره‌سری را
بری دان از افعال چرخ برین را   نشاید ز دانا نکوهش بری را
چو تو خودکنی اختر خویش را بد   مدار از فلک چشم نیک‌اختری را
به چهره شدن چون پری کی توانی   به افعال ماننده شو مر پری را
درخت ترنج از بر و برگ رنگین   حکایت کند کله قیصری را
سپیدار مانده‌ست بی‌هیچ چیزی   ازیرا که بگزیده او کم‌بری را
درخت تو گر بار دانش بگیرد   به‌زیر آوری چرخ نیلوفری را
نگر نشمری ای برادر گزافه   به دانش دبیری و نه شاعری را
تورا خط قید علوم است و خاطر   چو زنجیر مر مرکب لشکری را
اگر شاعری را تو پیشه گرفتی   یکی نیز بگزیده خنیاگری را
تو برپایی آنجا که مطرب نشیند   سزد گر ببری زبان جری را
به علم و به گوهر کنی مدحت آن را   که مایه‌ست مر جهل و بدگوهری را
پسند است با زهد عمار و بوذر   کند مدح محمود مر عنصری را
من آنم که در پای خوکان نریزم   مر این قیمتی دُر لفظ دری را
سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 15 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس با من -- کانال تلگرام من

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

با دوستان به اشتراک بگذارید ...Share on LinkedIn
Linkedin
Share on Facebook
Facebook
Tweet about this on Twitter
Twitter
Digg this
Digg
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on Google+
Google+
Email this to someone
email
Print this page
Print

لغو دیدگاه

مطالب مشابه