سوره مبارکه آل عمران آیه 1 تا 4 به همراه ترجمه و تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الم (1)

اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ (2)

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاهَ وَالْإِنْجِیلَ (3)

مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ ۗ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ ۗ وَاللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ (4)

ترجمه فارسی :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الم (1)

معبودی جز خداوندِ یگانه زنده و پایدار و نگهدارنده، نیست (2)

(همان کسی که) کتاب را بحق بر تو نازل کرد، که با نشانه‌های کتب پیشین، منطبق است؛ و «تورات» و «انجیل» را (3)

پیش از آن، برای هدایت مردم فرستاد؛ و (نیز) کتابی که حق را از باطل مشخّص می‌سازد، نازل کرد؛ کسانی که به آیات خدا کافر شدند، کیفر شدیدی دارند؛ و خداوند (برای کیفرِ بدکاران و کافران لجوج،) توانا و صاحب انتقام است (4)

ترجمه انگلیسی :

In the name of Allah, most benevolent, ever-merciful

ALIF LAM MIM (1)

God: there is no god but He, the living, eternal, self-subsisting, ever sustaining (2)

He has verily revealed to you this Book, in truth and confirmation of the Books revealed before, as indeed He had revealed the Torah and the Gospel (3)

Before this as guidance for men, and has sent the criterion (of falsehood and truth). As for those who deny the signs of God, the punishment is severe; for God is all powerful and great His requital (4)

ترجمه ترکی استانبولی :

Rahman ve rahim Allah adiyle

Elif lam mim (1)

Öyle bir Allah’tır ki yoktur ondan başka tapacak; diridir, daimi olarak mahlukatının işlerini tedbir ve her şeyi tasarruf eder (2)

Kitabı, sana gerçek ve ellerinde bulunanı gerçekleyici olarak indirdi, Tevrat ve İncil’i de indirdi (3)

Evvelce, insanlara hidayet olarak, gerçekle batılı ayırt eden kitabı da indirdi. Tanrı ayetlerine inanmayanlardır çetin azap ve Allah öyle üstün bir kudret sahibidir ki aman vermez (4)

ترجمه آذربایجانی :

Mərhəmətli, rəhmli Allahın adı ilə!

Əlif, Lam, Mim! (1)

Allahdan başqa heç bir tanrı yoxdur. Əzəli, əbədi varlıq Odur (2)

Sənə özündən əvvəlkiləri (səmavi kitabları) təsdiq edən Kitabı (Qur’anı) haqq olaraq O nazil etdi. Tövratı da, İncili də O endirdi (3)

Daha öncə insanları hidayət etmək üçün. Furqanı da O nazil etdi. Allahın ayələrini inkar edənlər şiddətli əzaba düçar olacaqlar. Allah yenilməz qüvvət, intiqam sahibidir! (4)

گزیده تفسیر :

شان نزول :
بعضى از مفسران مى گویند: هشتاد و چند آیه از این سوره درباره فرستادگان و مسیحیان نجران که به نمایندگى از طرف آنان براى تحقیق درباره اسلام به مدینه آمده بودند، نازل شده است .
فرستادگان ، شصت نفر بودند که چهارده نفر آنان از اشراف و برجستگان نجران محسوب مى شدند، سه نفر از این چهارده نفر سمت ریاست داشتند و مسیحیان آن سامان در کارها و مشکلات خود به آن سه نفر مراجعه مى کردند، یکى از آنان (عاقب ) بود که او را (عبد المسیح ) نیز مى گفتند وى امیر و رئیس قوم خود محسوب مى شد، و قوم او هیچگاه با نظریه و رأ ى او مخالفت نمى کردند، دیگرى (سید) نام داشت که او را (ایهم ) نیز مى گفتند، وى سرپرست تشریفات و تنظیم برنامه سفر و مورد اعتماد مسیحیان بود، نفر سوم (ابو حارثه ) نام داشت که مردى دانشمند و صاحب نفوذ بود، و کلیساهاى متعددى به نام او ساخته بودند، او تمام کتب دینى مسیحیان را حفظ داشت .
این گروه شصت نفرى در لباس مردان قبیله (بنى کعب ) به مدینه آمدند و به مسجد پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) وارد شدند، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نماز عصر را با مسلمانان خوانده بود، این شصت نفر لباسهاى زیبا و پر زرق و برق و جالب پوشیده بودند که به گفته یکى از صحابه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) (هرگز ندیده ایم فرستادگانى به این زیبائى باشند)!
موقعى که آنها وارد مسجد شدند، هنگام نمازشان بود، طبق مراسم خود، ناقوس را نواختند و به طرف مشرق ایستاده ، مشغول نماز شدند، گروهى از اصحاب پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) خواستند مانع شوند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: به آنها کارى نداشته باشید!
پس از نماز، (عاقب ) و (سید) خدمت پیامبر رسیدند و با او آغاز سخن کردند پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به آنها پیشنهاد کرد: (به آیین اسلام درآیید و در پیشگاه خداوند تسلیم گردید).
عاقب و سید گفتند: ما پیش از تو اسلام آورده و تسلیم خداوند شده ایم !
پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: (شما چگونه بر آیین حق هستید، با اینکه اعمالتان حاکى است که تسلیم خداوند نیستید، چه اینکه براى خدا فرزند قایلید و عیسى را پسر خدا مى دانید، و صلیب را عبادت و پرستش مى کنید و گوشت خوک مى خورید، با اینکه تمام این امور مخالف آیین حق است )!
عاقب و سید گفتند: اگر عیسى پسر خدا نیست ، پس پدرش که بوده است ؟ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: (آیا شما قبول دارید که هر پسرى شباهتى به پدر خود دارد؟)
گفتند: آرى .
فرمود: (آیا اینطور نیست که خداى ما به هر چیزى ، احاطه دارد و قیوم است و روزى موجودات با اوست ).
گفتند: آرى همین طور است .
فرمود: (آیا عیسى این اوصاف را داشت ).
گفتند: نه .
فرمود: (آیا مى دانید که هیچ چیزى در آسمان و زمین بر خدا مخفى نیست و خداوند به همه آنها داناست ).
گفتند: آرى مى دانیم .
فرمود: (عیسى غیر از آنچه که خدا به او یاد داده ، از پیش خود چیزى مى دانست )؟
گفتند: نه .
فرمود: (آیا مى دانید که خداى ما همان است که مسیح را در رحم مادرش همانطور که مى خواست ، صورتگرى کرد؟)
گفتند: همینطور مى باشد.
فرمود: (آیا چنین نیست که عیسى را مادرش مانند سایر کودکان در رحم حمل کرد، و بعد همچون مادرهاى دیگر، او را به دنیا آورد؟ و عیسى پس از ولادت ، چون اطفال دیگر غذا مى خورد).
گفتند: آرى چنین بود.
فرمود: (پس چگونه عیسى پسر خدا است با اینکه هیچگونه شباهتى به پدرش ندارد)؟!
سخن که به اینجا رسید، همگى خاموش شدند، در این هنگام ، هشتاد و چند آیه از اوایل این سوره براى توضیح معارف و برنامه هاى اسلام نازل گردید.
تفسیر:
کشف مفهوم حروف مقطعه قرآن با کامپیوتر
باز در آغاز این سوره به حروف مقطعه برخورد مى کنیم (الف – لام – میم ) (الم ).
درباره حروف مقطعه قرآن ، در اول سوره بقره ، توضیحات لازم گفته شد، که نیازى به تکرار آن نیست ، تنها چیزى که ذکر آن را در اینجا لازم مى دانیم نظریه اى است که یک دانشمند مصرى اخیرا ابراز داشته ، که از نظر اهمیت موضوع فشرده آن را در اینجا مى آوریم .
البته قضاوت درباره صحت و سقم آن نیازمند بررسى فراوانى است که شاید بر عهده آیندگان باشد و ما آن را فقط به عنوان یک (نظر) ذکر مى کنیم .
چندى قبل ، مجله معروف مصرى آخر ساعه که از بزرگترین مجله هاى مصور خاورمیانه محسوب مى گردد، گزارشى درباره تحقیقات یک دانشمند مسلمان مصرى در مورد تفسیر پاره اى از آیات قرآن مجید به کمک مغزهاى الکترونیکى منتشر ساخت که اعجاب همگان را در نقاط مختلف جهان برانگیخت .
این تحقیقات محصول سه سال کوشش پیگیر و کار مداوم (دکتر رشاد خلیفه ) دانشمند شیمیدان مصرى بود.
دکتر رشاد این تحقیقات را در آمریکا در شهر (سانت لویس ) در ایالت (میسورى ) انجام داد. او هم اکنون به عنوان مستشار یک شرکت غذا سازى در امریکا کار مى کند، او براى تکمیل تحقیقات خود مدتها از مغزهاى الکترونیکى استفاده نمود که اجاره آنها در هر دقیقه 10 دلار بود که با کمک جمعى از مسلمانان آن دیار پرداخت مى شد!
تمام کوشش استاد مزبور براى کشف معانى حروف مقطعه قرآن یعنى حروفى مانند (ق – الم – یس ، و…) صورت گرفته است ، او به کمک محاسبات پیچیده اى ثابت کرده که رابطه نزدیکى میان حروف مزبور، با حروف سوره اى که در آغاز آن قرار گرفته است ، وجود دارد – دقت کنید.
بنابراین از مغز الکترونیکى تنها براى انجام محاسبه تعداد حروف سوره ها و به دست آوردن نسبت (و به اصطلاح (درصد)) هر یک از آن حروف کمک گرفته است نه این که تفسیر آیات قرآن را از ماشین خواسته باشد.
ولى مسلما اگر این ماشینها نبودند هیچ بشرى قادر نبود به وسیله قلم و کاغذ این محاسبات را به آسانى انجام دهد!
اکنون به سراغ شرح کشف مزبور مى رویم .
دکتر رشاد مى گوید:
مى دانیم قرآن مجید 114 سوره دارد که از میان آنها
86 سوره در مکه نازل گردیده و 28 سوره در مدینه ، و از میان مجموع سوره هاى قرآن 29 سوره است که در آغاز آنها حروف مقطعه آمده است .
جالب این که این حروف مجموعا درست نصف حروف بیست و هشت گانه الفباى عربى را تشکیل مى دهد و این حروف مقطعه عبارتند از: (ا – ح – ر – س – ص – ط – ع – ق – ک – ل – م – ن – ه – ى ) که گاهى آنها را حروف نورانى نیز مى نامند.
او مى گوید: سالها بود که من مى خواستم بدانم معنى این (حروف به ظاهر از هم بریده ) در آغاز سوره هاى قرآن چیست ؟ و هر قدر به تفاسیر مفسران بزرگ و آراء مختلفى که در این زمینه داده بودند مراجعه کردم قانع نشدم ، از خداوند بزرگ یارى جستم و به مطالعه دست زدم ؛ ناگهان به این فکر افتادم که شاید میان این حروف ، و حروف همان سوره اى که آنها در آغازش قرار گرفته است رابطه اى وجود داشته باشد.
اما بررسى تمام حروف چهارده گانه نورانى در 114 سوره قرآن و تعیین نسبت هر یک از آنها و محاسبات فراوان دیگرى که مى باید در این زمینه بشود چیزى نبود که بدون استخدام کامپیوتر امکان پذیر باشد.
لذا قبلا تمام حروف مزبور را در 114 سوره قرآن به طور جداگانه و همچنین مجموع حروف هر سوره را دقیقا تعیین کرده ، با شماره هر سوره ، به کامپیوتر (براى انجام محاسبات بعدى ) سپردم این کار و مقدمات دیگر در مدت دو سال عملى شد.
سپس این مغز الکترونیکى را یک سال تمام براى انجام محاسباتى که به آن اشاره شد به کار گرفتم . نتیجه این محاسبات بسیار درخشان بود و براى نخستین بار در تاریخ اسلام پرده از حقایق شگفت انگیزى برداشت که اعجاز قرآن را از نظر ریاضى (علاوه بر جنبه هاى دیگر) کاملا روشن مى ساخت .
مغز الکترونیکى با محاسبات خود براى ما روشن ساخت که میزان هر یک از حروف چهارده گانه در هر سوره از 114 سوره قرآن به نسبت مجموع حروف آن سوره ، چند درصد است .
فى المثل ، پس از محاسبه مى یابیم که نسبت حرف قاف که یکى از حروف نورانى قرآن (حروف مقطعه ) است در سوره (فلق ) بزرگترین رقم را دارد (700 / 6 درصد) و در درجه اول در میان سوره هاى قرآن است (البته به استثناى سوره ق )! بعد از آن سوره قیامت قرار دارد که تعداد قافهاى آن نسبت به حروف سوره مزبور (907 / 3 درصد) مى باشد و پس از آن سوره (الشمس ) است (906 / 3 درصد).
و همانطور که ملاحظه مى کنیم تفاوت سوره (قیامت ) و (الشمس ) فقط یک هزارم درصد است !
و به همین ترتیب این نسبت را در تمام 114 سوره قرآن به دست مى آوریم (نه تنها درباره این یک حرف بلکه درباره تمام حروف چهارده گانه نورانى ) و به این ترتیب نسبت مجموع حروف هر یک از سوره ها با یکایک این حروف روشن مى گردد.
اکنون به نتایج جالبى که از این محاسبات به دست آمده توجه فرمائید:
1 – نسبت حرف (ق ) در سوره (ق ) از تمام سوره هاى قرآن بدون استثناء بیشتر است یعنى آیاتى که در طى 23 سال ، دوران نزول قرآن ، در 113 سوره دیگر قرآن آمده آن چنان است که حرف قاف در آنها کمتر به کار رفته است ، و این راستى حیرت آور است که انسانى بتواند مراقب تعداد هر یک از حروف سخنان خود در طول 23 سال باشد، و در عین حال آزادانه مطالب خود را بدون کمترین تکلفى بیان کند. مسلما چنین کارى از عهده یک انسان بیرون است ، حتى محاسبه آن براى بزرگترین ریاضیدانها بدون کمک مغزهاى الکترونیکى ممکن نیست .
اینها همه نشان مى دهد که نه تنها سوره ها و آیات قرآن بلکه حروف قرآن نیز روى حساب و نظام ریاضى خاصى است که فقط خداوند، قادر بر حفظ آن مى باشد.
همچنین محاسبات نشان داد که حرف (ص ) در سوره (ص ) نیز همین حال را دارد. یعنى مقدار آن به تناسب مجموع حروف سوره ، از هر سوره دیگر قرآن بیشتر است .
و نیز حرف (ن ) در سوره (ن و القلم ) بزرگ ترین رقم نسبى را در 114 سوره قرآن دارد. تنها استثنائى که در این زمینه وجود دارد، سوره حجر است که تعداد نسبى حرف (ن ) در آن بیشتر از سوره (ن و القلم ) است ، اما جالب این است که سوره حجر یکى از سوره هائى است که آغاز آن (الر) مى باشد و بعدا خواهیم دید این سوره ها که آغاز آنها (الر) است باید همگى در حکم یک سوره محسوب گردد، و اگر چنین کنیم نتیجه مطلوب به دست خواهد آمد یعنى نسبت تعداد (ن ) در مجموع اینها از سوره (ن و القلم ) کمتر خواهد شد!
2 – چهار حرف (المص ) را در آغاز سوره اعراف در نظر بگیرید، اگر الفها، میم ها، و صادهائى که در این سوره وجود دارد با هم جمع کنیم ، و نسبت آن را با حروف این سوره بسنجیم ، خواهیم دید که از تعداد مجموع آن در هر سوره دیگر قرآن بیشتر است !
همچنین چهار حرف (المر) در آغاز سوره رعد همین حال را دارد، و نیز پنج حرف (کهیعص ) در آغاز سوره مریم اگر روى هم حساب شوند، از مجموع این پنج حرف در هر سوره دیگر قرآن فزونى دارند!
در اینجا به چهره تازه ترى از مسئله برخورد مى کنیم که نه تنها یک حرف جداگانه در این کتاب آسمانى روى حساب و نظم خاصى گسترده شده ، بلکه حروف متعدد آن نیز چنین وضع حیرت آورى را دارد – دقت کنید.
3 – تا کنون بحث درباره حروفى بود که تنها در آغاز یک سوره قرآن قرار داشت ، اما حروفى که در آغاز چند سوره قرار دارد (مانند المر و الم ) شکل دیگرى به خود مى گیرد؛ و آن اینکه بر طبق محاسبات کامپیوترى مجموع این سه حرف مثلا (ا – ل – م ) اگر در مجموع سوره هائى که با (الم ) آغاز مى گردد حساب شود، و نسبت آن با مجموع حروف این سوره ها بدست آید، از میزان آن در هر یک از سوره هاى دیگر قرآن بیشتر است .
در اینجا باز مسئله صورت جالبترى به خود گرفته و آن اینکه نه تنها حروف هر سوره قرآن تحت ضابطه و حساب معینى است ، بلکه مجموع حروف سوره هاى مشابه نیز ضابطه و نظام واحدى دارند.
ضمنا نکته این موضوع نیز روشن مى شود که از چه رو چند سوره مختلف قرآن با (الم ) یا با (المر) آغاز شده و این یک موضوع تصادفى و بى دلیل نیست .
(دکتر رشاد سپس محاسبات پیچیده ترى روى سوره هاى مشتمل بر (حم ) انجام داده است که براى اختصار از آن صرف نظر مى کنیم ).
استاد مزبور ضمن این مطالعات به نکات دیگرى نیز دست یافته که به ضمیمه نکات تازه اى که مى توان از آن استنتاج کرد از نظر خوانندگان مى گذرانیم :
1 – رسم الخط اصلى قرآن را حفظ کنید
او مى گوید تمام این محاسبات در صورتى صحیح است که به رسم الخط اصلى و قدیمى قرآن دست نزنیم (مثلا اسحق و زکوه و صلوه را به همین صورت بنویسیم ، نه اسحاق و زکات و صلاه ) در غیر این صورت محاسبات ما به هم خواهد خورد.
2 – دلیل دیگرى بر عدم تحریف قرآن
این تحقیقات نشان مى دهد که در قرآن مجید حتى یک حرف هم کم و زیاد
نشده ، و الا بطور مسلم محاسبات ما روى قرآن کنونى صحیح از آب درنمى آمد.
3 – اشارات پر معنى
در بسیارى از سوره هاى قرآن که با حروف مقطعه آغاز مى شود پس از ذکر این حروف ، اشاره به حقانیت و عظمت قرآن شده مانند:
(الم ذلک الکتاب لا ریب فیه ).
و امثال آن . و این خود اشاره لطیفى به ارتباط حروف مزبور با اعجاز قرآن است .
نتیجه بحث – از مجموع بحث فوق چنین نتیجه مى گیریم که حروف قرآن مجید که در طى 23 سال بر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نازل شده حساب بسیار دقیق و منظمى دارد و هر یک از حروف الفبا با مجموع حروف هر سوره داراى یک نسبت ریاضى کاملا دقیق است که حفظ و نگهدارى چنین نسبتى براى بشر – بدون استفاده از مغزهاى الکترونیکى – امکان پذیر نیست .
شک نیست که بررسیهاى دانشمند مزبور چون در آغاز راه است خالى از نقایصى نیست که باید با حوصله تمام به وسیله دانشمندان دیگر تکمیل گردد، به همین دلیل ما هیچگونه تضمینى بر صحت و سقم (درستى و نادرستى ) آن نمى دهیم تا مطالعات دیگرى روى آن انجام شود اکنون به ادامه تفسیر آیات سوره مى پردازیم :
در دومین آیه مى فرماید: (خداوند تنها معبود یگانه یکتاى جاویدان و پایدار است که همه چیز به وجود او بستگى دارد) (الله لا اله الا هو الحى القیوم ).
شرح و تفسیر این آیه در سوره بقره آیه 255 گذشت .
در آیه بعد خطاب به پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرماید: خداوندى که پاینده و قیوم است (قرآن را بر تو فرستاد که با نشانه هاى حق همراه و با نشانه هاى کتب آسمانى پیشین ، کاملا تطبیق مى کند همان خدائى که تورات و انجیل را پیش از قرآن براى راهنمائى و هدایت بشر نازل کرد) (نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه و انزل التوریه و الانجیل من قبل هدى للناس ).
سپس مى افزاید (همچنین قرآن را که حق را از باطل جدا مى سازد نازل کرد) (و انزل الفرقان ).
و بعد از اتمام حجت و نزول آیات از سوى خداوند و گواهى فطرت و عقل بر صدق دعوت پیامبران ، راهى جز مجازات نیست ، و لذا در آیه فوق – به دنبال بحثى که درباره حقانیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و قرآن مجید گذشت ، مى فرماید: (کسانى که به آیات خدا کافر شدند کیفر شدیدى دارند) (ان الذین کفروا بایات الله لهم عذاب شدید).
و براى اینکه تصور نشود، توانائى خداوند بر تهدیداتش جاى تردید است ، مى افزاید: (خداوند توانا و صاحب انتقام است ) (و الله عزیز ذو انتقام ).
(عزیز) در لغت به معنى هر چیز مشکل غیر قابل نفوذ و غالب مى باشد. لذا زمینى که عبور از آن به سختى انجام مى گیرد (عزاز) نامیده مى شود و نیز هر چیز که بر اثر کمیابى دسترسى به آن مشکل باشد (عزیز) نامیده مى شود. همچنین افراد نیرومند و توانا که غلبه بر آنها (مشکل ) یا (غیر ممکن ) است عزیز هستند و هر کجا کلمه (عزیز) بر خدا اطلاق مى شود به همین معنى است یعنى هیچکس ‍ قادر بر غلبه بر او و شکست او نیست و همه در برابر اراده و مشیت او محکوم اند.
در جمله بالا براى اینکه کافران بدانند این تهدید کاملا جدى است مى فرماید: خداوند قادر است و به همین دلیل کسى نمى تواند در برابر تحقق یافتن تهدیدهاى او مقاومت کند، زیرا همانطور که او در جاى خود فوق العاده (رحیم و مهربان ) است در برابر آنها که شایسته رحمت نیستند عذاب شدید و انتقام دردناک دارد.
البته (انتقام ) در اصطلاح امروز بیشتر در مواردى به کار مى رود که اشخاص بر اثر عدم گذشت در برابر خلافکاریها یا اشتباهات دیگران دست به عمل متقابل مى زنند و حتى مصلحت خود را در عفو و گذشت در نظر نمى گیرند این صفت مسلما صفت پسندیده اى نیست زیرا انسان در بسیارى از موارد باید عفو و گذشت را بر مقابله به مثل مقدم بدارد ولى (انتقام ) در اصل لغت به این معنى نیست ، بلکه به معنى کیفر دادن گناهکار است و مسلم است که مجازات گناهکاران گردنکش و ستمگر نه تنها کار پسندیده اى است بلکه صرف نظر کردن از آنها مخالف عدالت و حکمت است .
نکته ها
1 – (حق ) در اصل به معنى (مطابقت و هماهنگى ) است و به همین دلیل به آنچه با واقعیت موجود، تطبیق مى کند، حق گفته مى شود، و اینکه به خداوند (حق ) مى گویند به خاطر آن است که ذات مقدس او بزرگترین واقعیت غیر قابل انکار در عالم هستى است ، و به عبارت روشنتر: حق یعنى موضوع ثابت و پابرجائى که باطل به آن راه ندارد.
در آیه مورد بحث ، باء (بالحق ) به اصطلاح براى (مصاحبت ) است ، یعنى اى پیامبر! خداوند، قرآن را که همراه با نشانه هاى واقعیت است بر تو فرو فرستاد.
2 – (تورات ) در اصل یک لغت عبرى است که به معنى (شریعت و قانون ) مى باشد و سپس به کتابى که از طرف خداوند بر موسى بن عمران (علیهماالسلام ) نازل گردید
گفته شده ، و گاهى به مجموعه کتب (عهد عتیق ) و گاهى به (اسفار پنجگانه ) آن نیز گفته مى شود.
توضیح اینکه : مجموعه کتب یهود که (عهد عتیق ) نامیده شده ، مرکب از تورات و چندین کتاب دیگر مى باشد، تورات داراى پنج بخش است که به نامهاى : سفر (پیدایش )، سفر (خروج )، سفر(لاویان ) سفر (اعداد)، و سفر (تثنیه ) نامیده شده است ، این قسمت از کتب عهد قدیم ، شرح پیدایش جهان و انسان و مخلوقات دیگر و قسمتى از زندگى انبیاء پیشین و موسى بن عمران و بنى اسرائیل و احکام این آیین مى باشد.
کتب دیگر این مجموعه که در واقع نوشته هاى مورخان بعد از موسى (علیه السلام ) است شرح حالات پیامبران و ملوک و پادشاهان و اقوامى است که بعد از موسى بن عمران به وجود آمده اند.
ناگفته پیدا است که غیر از اسفار پنجگانه تورات ، هیچ یک از این کتب ، کتب آسمانى نیستند و خود یهود نیز چنین ادعائى را ندارند و حتى (زبور) داوود که آن را به عنوان (مزامیر) مى نامند، شرح مناجاتها و اندرزهاى داوود است .
و اما در مورد اسفار پنجگانه تورات ، قرائن روشنى در آنها وجود دارد که نشان مى دهد اینها نیز کتب آسمانى نیستند، بلکه کتابهاى تاریخى هستند که بعد از موسى بن عمران نوشته شده است ، زیرا در آنها شرح وفات موسى (علیه السلام ) و چگونگى تدفین او و پاره اى از حوادث بعد از وفات موسى نیز آمده است ، مخصوصا آخرین فصل سفر پنجم (سفر تثنیه ) به وضوح ثابت مى کند که این کتاب ، مدتها بعد از وفات موسى بن عمران به رشته تحریر در آمده است .
به علاوه محتویات این کتب که آمیخته با خرافات فراوان و نسبتهاى ناروا به انبیاء و پیامبران الهى و بعضى سخنان کودکانه مى باشد، گواه دیگرى بر ساختگى بودن آنها است .
شواهد تاریخى نیز نشان مى دهد که تورات اصلى از میان رفت و بعدا پیروان
موسى بن عمران ، این کتابها را به رشته تحریر در آوردند.
3 – (انجیل ) در اصل ، کلمه یونانى است که به معنى (بشارت ) یا (آموزش جدید) آمده است و نام کتابى است که بر حضرت عیسى (علیه السلام ) نازل شده است ، قابل توجه اینکه قرآن در آیه مورد بحث و هر جا که از کتاب عیسى (علیه السلام ) نام برده (انجیل ) را به صورت مفرد آورده است ، و نزول آن را از طرف خدا معرفى مى کند، بنابراین اناجیل بسیارى که بین مسیحیان متداول است ، حتى معروفترین آنها یعنى انجیلهاى چهارگانه (لوقا، مرقس ، متى و یوحنا) وحى الهى ، نیستند، همانگونه که خود مسیحیان نیز انکار نمى کنند که این انجیلهاى موجود، همه به دست شاگردان ، یا شاگرد شاگردان ، حضرت مسیح (علیه السلام ) و مدتها بعد از او نوشته شده است ، منتها آنان ادعا مى کنند که شاگردان مسیح ، این اناجیل را با الهام الهى نوشته اند.
در اینجا مناسب است بررسى فشردهاى درباره عهد جدید و اناجیل نموده و با نویسندگان آنها آشنا شویم :
مهمترین کتاب مذهبى مسیحیان که تکیه گاه عموم فرق مسیحى مى باشد و همچون کتاب آسمانى روى آن تکیه مى کنند، مجموعه اى است که آن را (عهد جدید) مى نامند.
(عهد جدید) که مجموع آن بیش از یک سوم عهد قدیم نیست از 27 کتاب و رساله پراکنده در موضوعات کاملا مختلف تشکیل یافته به این ترتیب :
1 – انجیل متى این انجیل به وسیله (متى ) یکى از شاگردان دوازده گانه مسیح (علیه السلام ) در سال 38 میلادى و به عقیده بعضى دیگر بین سالهاى 50 تا 60
میلادى نگارش یافته است .
2 – انجیل مرقس طبق تصریح کتاب قاموس مقدس صفحه 792، مرقس از حواریون نبوده ولى انجیل خود را زیر نظر (پطرس ) تصنیف نموده است .
مرقس در سال 68 میلادى کشته شد.
3 – انجیل لوقا – (لوقا) رفیق و همسفر (پولس ) رسول بود، پولس مدتى پس از عیسى به دین مسیح گروید و در زمان وى ، یهودى متعصبى بود، وفات لوقا را در حدود سنه 70 میلادى نوشته اند و به گفته نویسنده قاموس مقدس (صفحه 772) (تاریخ نگارش انجیل لوقا به زعم عمومى تخمینا 63 میلادى است ).
4 – انجیل یوحنا – (یوحنا) از شاگردان مسیح و از رفقا و همسفرهاى پولس مى باشد. و به گفته نویسنده مزبور به شهادت اغلب نقادین (محققین ) تاءلیف آن را به اواخر قرن اول نسبت مى دهند.
از مندرجات این اناجیل که عموما داستان به دار آویختن مسیح و حوادث بعد از آن را شرح مى دهند به خوبى ثابت مى شود که همه این اناجیل ، سالها بعد از مسیح نگاشته شده اند و هیچکدام کتاب آسمانى نازل شده بر مسیح (علیه السلام ) نیستند.
5 – اعمال رسولان (اعمال حواریان و مبلغان صدر اول ).
6 – 14 رساله از نامه هاى پولس به اقوام و افراد مختلف .
7 – رساله یعقوب (بیستمین رساله از کتب و رساله هاى بیست و هفت گانه عهد جدید).
8 – نامه هاى پطرس (رساله 21 و 22 عهد جدید).
9 – نامه هاى یوحنا (رساله 23 و 24 و 25 عهد جدید).
10 – نامه یهودا (رساله 26 عهد جدید).
11 – مکاشفه یوحنا (آخرین قسمت عهد جدید).
بنابراین طبق تصریح مورخان مسیحى و طبق گواهى صریح اناجیل و سایر کتب و رساله هاى عهد جدید، هیچ یک از اینها، کتاب آسمانى نیستند و عموما کتابهائى هستند که بعد از مسیح (علیه السلام ) نگاشته شده اند و از این بیان ، چنین نتیجه مى گیریم که انجیل ، کتاب آسمانى مسیح از میان رفته و امروز در دست نیست ، تنها قسمتهائى از آن را شاگردان مسیح در اناجیل خود، آورده اند که متاسفانه آن نیز آمیخته با خرافاتى شده است .
اما اینکه بعضى مى گویند: مسلمانان نباید در صحت اناجیل و تورات موجود، تردید کنند، زیرا قرآن مجید آنها را تصدیق کرده است و به صحت آنها گواهى داده ، پاسخ آن را در جلد اول صفحه 210 در ذیل آیه (و آمنوا بما انزلت مصدقا لما معکم ) مشروحا خاطر نشان کردیم .
4 – پس از ذکر تورات و انجیل چنانکه دیدیم به نزول قرآن اشاره شده است آن هم به عنوان (فرقان ) اما اینکه چرا قرآن ، (فرقان ) نامیده شده ؟ به خاطر این است که (فرقان ) در لغت به معنى (وسیله تمیز حق از باطل ) است و بطور کلى هر چیزى که حق را از باطل ، مشخص سازد، (فرقان ) نام دارد و لذا روز جنگ بدر در قرآن به عنوان (یوم الفرقان 0). نامیده شده زیرا در آن روز ارتش ‍ کوچکى که فاقد هرگونه ساز و برگ جنگى بود بر ارتش نسبتا بزرگ و نیرومندى که از هر جهت بر او برترى داشت ، پیروز شد، همچنین به معجزات ده گانه موسى (علیه السلام ) نیز (فرقان ) اطلاق شده است .

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 15 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس با من -- کانال تلگرام من

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

با دوستان به اشتراک بگذارید ...Share on LinkedIn
Linkedin
Share on Facebook
Facebook
Tweet about this on Twitter
Twitter
Digg this
Digg
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on Google+
Google+
Email this to someone
email
Print this page
Print

دیدگاهی بنویسید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

مطالب مشابه