سوره مبارکه بقره آیه ۱۰۶ و ۱۰۷ به همراه ترجمه و تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (۱۰۶)

أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ وَمَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ (۱۰۷)

ترجمه فارسی :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

هر حکمی را نسخ کنیم، و یا نسخ آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را می‌آوریم. آیا نمی‌دانستی که خداوند بر هر چیز توانا است؟! (۱۰۶)

آیا نمی‌دانستی که حکومت آسمانها و زمین، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغییر و تبدیلی در احکام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولی و یاوری برای شما نیست. (و اوست که مصلحت شما را می‌داند و تعیین می‌کند) (۱۰۷)

ترجمه انگلیسی :

In the name of Allah, most benevolent, ever-merciful

When We cancel a message (sent to an earlier prophet) or throw it into oblivion, We replace it with one better or one similar. Do you not know that God has power over all things? (106)

Do you not know that God’s is the kingdom of the heavens and the earth, and that there is none to save and protect you apart from God? (107)

ترجمه ترکی استانبولی :

Rahman ve rahim Allah adiyle

Bir ayetin hükmünü değiştirir, yahut geri bırakırsak ya ondan hayırlısını getiririz, yahut onun eşidini. Bilmez misin ki Allah’ın her şeye gücü yeter (106)

Bilmez misin ki şüphesiz göklerin saltanatı da Allah’ındır, yeryüzünün saltanatı da ve sizin için Allah’tan başka ne bir dost vardır, ne bir yardımcı (۱۰۷)

ترجمه آذربایجانی :

Mərhəmətli, rəhmli Allahın adı ilə!

Biz (zaman, məkan və şəraitin tələbinə görə) hər hansı bir ayəni (ayənin hökmünü) ləğv edir və ya onu unutdururuqsa, ondan daha yaxşısını, yaxud ona bənzərini gətiririk. Allahın hər şeyə qadir olmasını bilmirsənmi?! (106)

Məgər sən bilmirsən ki, göylərin və yerin səltənəti (hökmranlığı) ancaq Allaha məxsusdur və sizin Allahdan başqa bir dostunuz və yardımçınız yoxdur?! (107)

گزیده تفسیر :

هدف از نسخ
باز در این آیات سخن از تبلیغات سوء یهود بر ضد مسلمانان است .
آنها گاه به مسلمانان مى گفتند دین ، دین یهود است و قبله قبله یهود، و لذا پیامبر شما به سوى قبله ما (بیت المقدس ) نماز مى خواند، اما هنگامى که حکم قبله تغییر یافت و طبق آیه ۱۴۴ همین سوره مسلمانان موظف شدند به سوى کعبه نماز بگذارند این دستاویز از یهود گرفته شد، آنها نغمه تازه اى ساز کردند و گفتند اگر قبله اولى صحیح بود پس ‍ دستور دوم چیست ؟ و اگر دستور دوم
صحیح است اعمال گذشته شما باطل است !
قرآن در این آیات به ایرادهاى آنها پاسخ مى گوید و قلوب مؤ منان را روشن مى سازد.
مى گوید هیچ حکمى را نسخ نمى کنیم ، و یا نسخ آنرا به تاخیر نمى اندازیم مگر بهتر از آن یا همانندش را جانشین آن میسازیم (ما ننسخ من آیه او ننسها نات بخیر منها او مثلها).
و این براى خداوند آسان است آیا نمى دانى که خدا بر همه چیز قادر است (الم تعلم ان الله على کل شى ء قدیر).
آیا نمى دانى حکومت آسمانها و زمین از آن خدا است (الم تعلم ان الله له ملک السماوات و الارض ).
او حق دارد هر گونه تغییر و تبدیلى در احکامش طبق مصالح بدهد، و او نسبت به مصالح بندگانش از همه آگاهتر و بصیرتر است .
و آیا نمى دانى که جز خدا سرپرست و یاورى براى شما نیست ؟ (و ما لکم من دون الله من ولى و لا نصیر).
در واقع جمله اول این آیه اشاره به حاکمیت خدا در احکام ، و قادر بودن او بر تشخیص همه مصالح بندگان است ، بنا بر این نباید مؤ منان به حرفهاى نابجاى افراد مغرض که در مساءله نسخ احکام تردید مى کنند، گوش فرا دهند.
و جمله دوم هشدارى است به آنها که تکیه گاهى غیر از خدا براى خود انتخاب مى کنند، چرا که در جهان تکیه گاه واقعى جز او نیست .
نکته ها

۱- آیا نسخ در احکام جایز است ؟
(نسخ ) از نظر لغت به معنى از بین بردن و زائل نمودن است ، و در منطق شرع ، تغییر دادن حکمى و جانشین ساختن حکمى دیگر بجاى آن است ، به عنوان مثال :
۱- مسلمانان بعد از هجرت به مدینه مدت شانزده ماه به سوى بیت المقدس نماز مى خواندند، پس از آن دستور تغییر قبله صادر شد، و موظف شدند هنگام نماز رو به سوى کعبه کنند
۲- در سوره نساء آیه ۱۵ درباره مجازات زنان زناکار دستور داده شده که در صورت شهادت چهار شاهد، آنها را در خانه حبس کنند تا زمانى که مرگشان فرا رسد، یا خداوند راه دیگرى براى آنان مقرر دارد.
این آیه بوسیله آیه ۲ سوره نور نسخ شد و در آن آیه مجازاتشان تبدیل به یکصد تازیانه شده است .
در اینجا ایراد معروفى است که به این صورت مطرح مى شود: اگر حکم اول داراى مصلحتى بوده پس چرا نسخ شده ؟ و اگر نبوده چرا از آغاز تشریع گردیده ؟ و به تعبیر دیگر: چه مى شد از آغاز حکم چنان تشریع مى گشت که احتیاجى به نسخ و تغییر نداشت ؟
پاسخ این سؤ ال را دانشمندان اسلام از قدیم در کتب خود آورده اند و حاصل آن با توضیحى از ما چنین است :
مى دانیم نیازهاى انسان گاه با تغییر زمان و شرائط محیط دگرگون مى شود و گاه ثابت و بر قرار است ، یک روز برنامهاى ضامن سعادت او است ولى روز دیگر ممکن است بر اثر دگرگونى شرائط همان برنامه سنگ راه او باشد.
یک روز داروئى براى بیمار فوق العاده مفید است و طبیب به آن دستور
مى دهد، اما روز دیگر به خاطر بهبودى نسبى بیمار ممکن است این دارو حتى زیانبار باشد، لذا دستور قطع آن و جانشین ساختن داروى دیگر را مى دهد.
ممکن است درسى امسال براى دانش آموزى سازنده باشد، اما همین درس براى سال آینده بى فایده باشد، معلم آگاه باید برنامه را آنچنان تنظیم کند که سال به سال دروس مورد نیاز شاگردان تدریس شود.
این مساءله مخصوصا با توجه به قانون تکامل انسان و جامعه ها روشنتر مى گردد که در روند تکاملى انسانها گاه برنامهاى مفید و سازنده است و گاه زیانبار و لازم التغییر، به خصوص در هنگام شروع انقلابهاى اجتماعى و عقیدتى ، لزوم دگرگونى برنامه ها در مقطعهاى مختلف زمانى روشنتر به نظر مى رسد.
البته نباید فراموش کرد که اصول احکام الهى که پایه هاى اساسى را تشکیل مى دهد در همه جا یکسان است هرگز اصل توحید یا عدالت اجتماعى و صدها حکم مانند آن دگرگون نمى شود، تغییر در مسائل کوچکتر و دست دوم است .
این نکته را نیز نباید فراموش کرد که ممکن است تکامل مذاهب به جائى برسد که آخرین مذهب به عنوان خاتم ادیان نازل گردد به طورى که دگرگونى در احکام آن بعدا راه نیابد (شرح کامل این موضوع را در ذیل آیه ۴۰ احزاب در بحث خاتمیت به خواست خدا مى آوریم ).
گر چه معروف است که یهود نسخ را به کلى منکرند و به همین دلیل دگرگونى قبله را به مسلمانان ایراد مى گرفتند ولى طبق منابع مذهبیشان ناچارند نسخ را بپذیرند.
چرا که طبق گفته تورات هنگامى که نوح (علیه السلام ) از کشتى پیاده شد خداوند همه حیوانات را بر او حلال کرد، ولى این حکم در شریعت موسى (علیه السلام ) نسخ شد و قسمتى از حیوانات تحریم گشت .
در تورات سفر تکوین فصل ۹ شماره ۳ مى خوانیم :(و هر جنبندهاى که
زندگى نماید براى تو طعام خواهد بود و همه را چون علف سبزه به شما دادم ولى عمومیت این حکم بعدا نسخ گردید.
۲- منظور از (آیه ) چیست ؟
(آیه ) در لغت به معنى نشانه و علامت است و در قرآن در معانى گوناگونى به کار رفته از جمله :
۱- فرازهاى قرآن که با نشانه هاى خاصى از هم تفکیک شده و به آیه معروف است چنانکه در خود قرآن مى خوانیم : (تلک آیات الله نتلوها علیک بالحق ) (بقره ۲۵۲).
۲- معجزات نیز به عنوان آیه معرفى شده است ، چنانکه در مورد معجزه معروف موسى (علیه السلام ) ید بیضاء مى خوانیم : و اضمم یدک الى جناحک تخرج بیضاء من غیر سوء آیه اخرى : (دستت را در گریبان تا زیر بغل فرو بر، به هنگامى که خارج مى شود سفیدى و درخشندگى بى عیب و نقصى دارد و این معجزه دیگر است ) (طه ۲۲).
۳- به معنى دلیل و نشانه خداشناسى و یا معاد نیز آمده است ، چنانکه مى خوانیم : و جعلنا اللیل و النهار آیتین :(ما شب و روز را دو دلیل (براى شناسائى خدا) قرار دادیم ) (سوره اسراء۱۲).
و در مورد استدلال براى معاد مى فرماید: و من آیاته انک ترى الارض خاشعه فاذا انزلنا علیها الماء اهتزت و ربت ان الذى احیاها لمحیى الموتى انه على کل شى ء قدیر:(از نشانه هاى او این است که زمین را پژمرده و خاموش میبینى اما هنگامى که آب (باران ) بر آن فرو مى ریزیم به جنبش مى آید و گیاهان آن مى روید، همان کسى که زمین را زنده کرد مردگان را نیز زنده مى کند، او بر همه چیز قادر است ) (فصلت ۳۹).
۴- به معنى اشیاء چشمگیر مانند بناهاى مرتفع و عالى ، نیز آمده است ، چنانکه مى خوانیم : اتبنون بکل ریع آیه تعبثون : (آیا در هر مکان مرتفعى بنائى مى سازید و در آن سر گرم مى شوید) (شعراء ۱۲۸).
ولى روشن است که این معانى گوناگون در واقع همه به یک قدر مشترک باز گشت مى کند و آن مفهوم (نشانه ) است .
اما در آیات مورد بحث که قرآن مى گوید اگر آیه اى را نسخ کنیم همانند آن و یا بهتر از آن را خواهیم آورد، اشاره به احکام مى باشد، که اگر یکى نسخ گردد بهتر از آن نازل مى شود، و یا اگر معجزه یکى از پیامبران منسوخ گردد به پیامبر بعد معجزهاى گویاتر داده مى شود.
قابل توجه اینکه : در بعضى از روایات که در تفسیر آیه فوق وارد شده مى بینیم که نسخ آیه به مرگ امام و جانشین شدن امام دیگر تفسیر شده است که البته به عنوان بیان یک مصداق است ، نه براى محدود کردن مفهوم وسیع آیه .
۳- تفسیر جمله (ننسها)
جمله (ننسها) که در آیات مورد بحث بر جمله (ننسخ ) عطف شده در اصل از ماده (انساء) به معنى تاخیر انداختن و یا حذف کردن و از اذهان بردن است .
اکنون این سؤ ال پیش مى آید که مفهوم این جمله با در نظر گرفتن جمله (ننسخ ) چیست ؟
در پاسخ مى گوئیم : منظور در اینجا این است که اگر ما آیهاى را نسخ کنیم و یا نسخ آن را طبق مصالحى به تاخیر بیندازیم در هر صورت بهتر از آن یا
همانند آن را مى آوریم ، بنا بر این جمله (ننسخ ) اشاره به نسخ در کوتاه مدت است و جمله ننسها نسخ در دراز مدت (دقت کنید).
در اینجا بعضى احتمالات دیگر داده اند که در مقایسه با تفسیرى که گفتیم چندان قابل ملاحظه نیست .
۴- تفسیر (او مثلها)
سؤ ال دیگرى مطرح مى شود که منظور از (او مثلها) چیست ؟ اگر حکمى همانند حکم گذشته باشد که تغییر اولى بیهوده به نظر میرسد، چه لزومى دارد چیزى را نسخ کنند و همانندش را جانشین آن سازند؟ باید ناسخ از منسوخ بهتر باشد تا نسخ قابل قبول گردد.
در پاسخ این سؤ ال باید گفت : منظور از مثل این است که حکم و قانونى را مى آوریم که در زمان بعد اثرش همانند قانون قبل در زمان گذشته باشد.
توضیح اینکه : ممکن است حکمى امروز داراى آثار و فوائدى باشد ولى فردا این آثار را از دست بدهد، در این صورت باید این حکم نسخ گردد و حکم جدیدى بجاى آن بنشیند که اگر از آن بهتر نباشد، لااقل آثارى را که حکم سابق در زمان گذشته داشت حکم جدید در این زمان داشته باشد، و به این ترتیب هیچگونه ایرادى باقى نمى ماند.

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 15 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس با من -- کانال تلگرام من

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

با دوستان به اشتراک بگذارید ...Share on LinkedIn
Linkedin
Share on Facebook
Facebook
Tweet about this on Twitter
Twitter
Digg this
Digg
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on Google+
Google+
Email this to someone
email
Print this page
Print

دیدگاهی بنویسید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

مطالب مشابه