سوره مبارکه بقره آیه ۱۲۴ به همراه ترجمه و تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی ۖ قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ (۱۲۴)

ترجمه فارسی :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

(به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)» (۱۲۴)

ترجمه انگلیسی :

In the name of Allah, most benevolent, ever-merciful

Remember, when his Lord tried Abraham by a number of commands which he fulfilled, God said to him: “I will make you a leader among men.” And when Abraham asked: “From my progeny too?” the Lord said: “My pledge does not include transgressors.” (124)

ترجمه ترکی استانبولی :

Rahman ve rahim Allah adiyle

O zamanlar Rabbi, İbrahim’i bazı sözlerle sınadı. O, bunları yerine getirip tamamlayınca dedi ki: Ben seni insanlara imam edeceğim. İbrahim, soyumu da imam et dedi. Allah, benim ahdime dedi, zalimler nail olamazlar (124)

ترجمه آذربایجانی :

Mərhəmətli, rəhmli Allahın adı ilə!

(Ya Rəsulum!) Yadına sal ki, İbrahimi öz Rəbbi bir neçə sözlə (bə’zi əmrləri ilə) imtahana çəkdiyi zaman o, (Allahın əmrlərini) tamamilə yerinə yetirdi. (Belə olduqda Allah ona:) “Səni insanlara imam (dini rəhbər, başçı) tə’yin edəcəyəm”, -dedi. (İbrahim isə:) “Nəslimdən necə?” – deyə soruşdu. (Allah onun cavabında:) “(Sənin nəslindən olan) zalımlar mənim əhdimə (imamlığıma) nail olmazlar”, -buyurdu (124)

گزیده تفسیر :

(امامت ) اوج افتخار ابراهیم (علیه السلام )
از این آیات به بعد سخن از ابراهیم پیامبر بزرگ خدا و قهرمان توحید و بناى خانه کعبه و اهمیت این کانون بزرگ توحید و عبادت است که ضمن هیجده آیه این مسائل را بر شمرده است .
هدف از این آیات در واقع سه چیز است :
نخست اینکه مقدمه اى باشد براى مساءله تغییر قبله که بعدا مطرح مى شود تا مسلمانان بدانند این کعبه از یادگارهاى ابراهیم پیامبر بت شکن است و اگر امروز مشرکان و بت پرستان آن را تبدیل به بتخانه کرده اند این یک آلودگى سطحى است و چیزى از ارزش و مقام کعبه نمى کاهد.
دیگر اینکه یهود و نصارى ادعا مى کردند ما وارثان ابراهیم و آئین او هستیم و این آیات (در ارتباط با آیات فراوانى که درباره یهود گذشت ) مشخص مى سازد که آنها تا چه حد از آئین ابراهیم بیگانه اند.
سوم اینکه مشرکان عرب نیز پیوند ناگسستنى میان خود و ابراهیم قائل
بودند، باید به آنها نیز فهمانده شود که برنامه شما هیچ ارتباطى با برنامه این پیامبر بزرگ بت شکن ندارد.
در آیه مورد بحث نخست مى گوید (بخاطر بیاورید هنگامى را که خداوند ابراهیم را با وسائل گوناگون آزمود و او از عهده آزمایش به خوبى بر آمد) (و اذ ابتلى ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن ).
آرى این آیه از مهمترین فرازهاى زندگى ابراهیم (علیه السلام ) یعنى آزمایشهاى بزرگ او و پیروزیش در صحنه آزمایشها سخن مى گوید، آزمایشهائى که عظمت مقام و شخصیت ابراهیم را کاملا مشخص ساخت ، و ارزش وجود او را آشکار کرد.
هنگامى که از عهده این آزمایشها برآمد، خداوند مى باید جایزه اى به او بدهد فرمود: من تو را امام و رهبر و پیشواى مردم قرار دادم (قال انى جاعلک للناس اماما).
(ابراهیم تقاضا کرد که از دودمان من نیز امامانى قرار ده ) تا این رشته نبوت و امامت قطع نشود و قائم به شخص ‍ من نباشد (قال و من ذریتى ).
اما خداوند در پاسخ او (فرمود: پیمان من ، یعنى مقام امامت ، به ظالمان هرگز نخواهد رسید) (قال لا ینال عهدى الظالمین ).
تقاضاى تو را پذیرفتم ، ولى تنها آن دسته از ذریه تو که پاک و معصوم باشند شایسته این مقامند!
نکته ها
در اینجا چند موضوع مهم است که باید دقیقا بررسى شود:
نکته ۱- منظور از (کلمات ) چیست ؟
از بررسى آیات قرآن و اعمال مهم و چشمگیرى که ابراهیم انجام داد و مورد تحسین خداوند قرار گرفت ، چنین استفاده مى شود که مقصود از (کلمات ) (جمله هائى
که خداوند ابراهیم را به آن آزمود) یک سلسله وظائف سنگین و مشکل بوده که خدا بر دوش ابراهیم گذارده بود، و این پیامبر مخلص همه آنها را به عالیترین وجه انجام داد، این دستورات عبارت بودند از:
بردن فرزند به قربانگاه و آمادگى جدى براى قربانى او به فرمان خدا!
بردن زن و فرزند و گذاشتن آنها در سرزمین خشک و بى آب و گیاه مکه در جائى که حتى یک نفر سکونت نداشت !
قیام در برابر بت پرستان بابل و شکستن بتها و دفاع بسیار شجاعانه در آن محاکمه تاریخى و قرار گرفتن در دل آتش ، و حفظ خونسردى کامل و ایمان در تمام این مراحل !
مهاجرت از سرزمین بت پرستان و پشت پا زدن به زندگى خود و ورود در سرزمینهاى دور دست براى اداى رسالت خویش ، و مانند اینها.
و براستى هر یک از آنها آزمایشى بسیار سنگین و مشکل بود، اما او با قدرت و نیروى ایمان از عهده همه آنها بر آمد و اثبات کرد که شایستگى مقام (امامت ) را دارد.
نکته ۲- امام کیست ؟
از آیه مورد بحث اجمالا چنین استفاده مى شود: مقام امامتى که به ابراهیم بعد از پیروزى در همه این آزمونها بخشیده شد. فوق مقام نبوت و رسالت بود.
توضیح اینکه : امامت معانى مختلفى دارد:
۱- (امامت ) به معنى ریاست و زعامت در امور دنیاى مردم (آنچنان که اهل
تسنن مى گویند).
۲- (امامت ) به معنى ریاست در امور دین و دنیا (آنچنان که بعضى دیگر از آنها تفسیر کرده اند).
۳- امامت عبارت است از تحقق بخشیدن برنامه هاى دینى اعم از حکومت به معنى وسیع کلمه ، و اجراى حدود و احکام خدا و اجراى عدالت اجتماعى و همچنین تربیت و پرورش نفوس در (ظاهر) و (باطن ) و این مقام از مقام رسالت و نبوت بالاتر است ، زیرا (نبوت ) و (رسالت ) تنها اخبار از سوى خدا و ابلاغ فرمان او و بشارت و انذار است اما در مورد (امامت ) همه اینها وجود دارد به اضافه (اجراى احکام ) و (تربیت نفوس ‍ از نظر ظاهر و باطن ) (البته روشن است که بسیارى از پیامبران داراى مقام امامت نیز بوده اند).
در حقیقت مقام امامت ، مقام تحقق بخشیدن به اهداف مذهب و هدایت به معنى (ایصال به مطلوب ) است ، نه فقط (ارائه طریق ).
علاوه بر این (هدایت تکوینى ) را نیز شامل مى شود یعنى تاءثیر باطنى و نفوذ روحانى امام و تابش شعاع وجودش در قلب انسانهاى آماده و هدایت معنوى آنها (دقت کنید).
امام از این نظر درست به خورشید مى ماند که با اشعه زندگى بخش خود گیاهان را پرورش مى دهد، و به موجودات زنده جان و حیات مى بخشد نقش امام در حیات معنوى نیز همین نقش است .
در قرآن مجید مى خوانیم (هو الذى یصلى علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الى النور و کان بالمؤ منین رحیما) (خدا و فرشتگان او بر شما رحمت و درود مى فرستند تا شما را از تاریکیها به نور رهنمون گردند و او نسبت به مؤ منان مهربان است ) (احزاب ۴۳).
از این آیه بخوبى استفاده مى شود که رحمتهاى خاص خداوند و امدادهاى
غیبى فرشتگان مى تواند مؤ منان را از ظلمتها به نور رهبرى کند.
این موضوع درباره امام نیز صادق است ، و نیروى باطنى امام و پیامبران بزرگ که مقام امامت را نیز داشته اند و جانشینان آنها براى تربیت افراد مستعد و آماده و خارج ساختن آنان از ظلمت جهل و گمراهى به سوى نور هدایت تاءثیر عمیق داشته است .
شک نیست که مراد از امامت در آیه مورد بحث معنى سوم است ، زیرا از آیات متعدد قرآن استفاده مى شود که در مفهوم امامت مفهوم هدایت افتاده ، چنانکه در آیه ۲۴ سوره سجده مى خوانیم : و جعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا بایاتنا یوقنون : (و از آنها امامانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت کنند، چون استقامت به خرج دادند و به آیات ما ایمان داشتند).
این هدایت به معنى ارائه طریق نیست ، زیرا ابراهیم پیش از این ، مقام نبوت و رسالت و هدایت به معنى ارائه طریق را داشته است .
حاصل اینکه قرائن روشن گواهى مى دهد که مقام امامت که پس از امتحانات مشکل و پیمودن مراحل یقین و شجاعت و استقامت به ابراهیم بخشیده شد غیر از مقام هدایت به معنى بشارت و ابلاغ و انذار بوده است .
پس هدایتى که در مفهوم امامت افتاده چیزى جز (ایصال به مطلوب ) و (تحقق بخشیدن روح مذهب ) و پیاده کردن برنامه هاى تربیتى در نفوس آماده نیست .
این حقیقت اجمالا در حدیث پر معنى و جالبى از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده :
ان الله تبارک و تعالى اتخذ ابراهیم عبدا قبل ان یتخذه نبیا، و ان الله اتخذه نبیا قبل ان یتخذه رسولا، و ان الله اتخذه رسولا قبل ان یتخذه خلیلا، و ان الله اتخذه خلیلا قبل ان یجعله اماما فلما جمع له الاشیاء قال : انى جاعلک للناس ‍ اماما قال : فمن عظمها فى عین ابراهیم قال : و من ذریتى قال لا ینال عهدى الظالمین قال : لا یکون السفیه امام التقى :
(خداوند ابراهیم را بنده خاص خود قرار داد پیش از آنکه پیامبرش قرار دهد، و خداوند او را به عنوان نبى انتخاب کرد پیش از آنکه او را رسول خود سازد، و او را رسول خود انتخاب کرد پیش از آنکه او را به عنوان خلیل خود برگزیند، و او را خلیل خود قرار داد پیش از آنکه او را امام قرار دهد، هنگامى که همه این مقامات را جمع کرد فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم ، این مقام به قدرى در نظر ابراهیم بزرگ جلوه کرد که عرض نمود: خداوندا از دودمان من نیز امامانى انتخاب کن ، فرمود پیمان من به ستمکاران آنها نمى رسد… یعنى شخص سفیه هرگز امام افراد با تقوا نخواهد شد).
نکته ۳- فرق نبوت و امامت و رسالت
بطورى که از اشارات موجود در آیات و تعبیرات مختلفى که در احادیث وارد شده بر مى آید کسانى که از طرف خدا ماءموریت داشتند داراى مقامات مختلفى بودند:
۱- مقام نبوت یعنى دریافت وحى از خداوند، بنابراین نبى کسى است که وحى بر او نازل مى شود و آنچه را بوسیله وحى دریافت مى دارد چنانکه مردم از او بخواهند در اختیار آنها مى گذارد.
۲- مقام رسالت یعنى مقام ابلاغ وحى و تبلیغ و نشر احکام خداوند و تربیت نفوس از طریق تعلیم و آگاهى بخشیدن ، بنابراین رسول کسى است که موظف است در حوزه ماءموریت خود به تلاش و کوشش برخیزد و از هر وسیله اى براى دعوت مردم به سوى خدا و ابلاغ فرمان او استفاده کند، و براى یک انقلاب فرهنگى و فکرى و عقیدتى تلاش نماید.
۳- مقام امامت یعنى رهبرى و پیشوائى خلق ، در واقع امام کسى است که
با تشکیل یک حکومت الهى و بدست آوردن قدرتهاى لازم ، سعى مى کند احکام خدا را عملا اجرا و پیاده نماید و اگر هم نتواند رسما تشکیل حکومت دهد تا آنجا که در توان دارد در اجراى احکام مى کوشد.
به عبارت دیگر وظیفه امام اجراى دستورات الهى است در حالى که وظیفه رسول ابلاغ این دستورات مى باشد، و باز به تعبیر دیگر، رسول ارائه طریق مى کند ولى امام (ایصال به مطلوب ) مى نماید (علاوه بر وظائف سنگین دیگرى که قبلا اشاره شد).
ناگفته پیدا است که بسیارى از پیامبران مانند پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) هر سه مقام را داشتند هم دریافت وحى مى کردند، هم تبلیغ فرمانهاى الهى ، و هم در تشکیل حکومت و اجراى احکام تلاش مى کردند و هم از طریق باطنى به تربیت نفوس مى پرداختند.
کوتاه سخن اینکه : امامت همان مقام رهبرى همه جانبه مادى و معنوى جسمى و روحانى و ظاهرى و باطنى است ، امام رئیس حکومت و پیشواى اجتماع و رهبر مذهبى و مربى اخلاق و رهبر باطنى و درونى است .
امام از یک سو با نیروى مرموز معنوى خود افراد شایسته را در مسیر تکامل باطنى رهبرى مى کند.
با قدرت علمى خود افراد نادان را تعلیم مى دهد.
و با نیروى حکومت خویش یا قدرتهاى اجرائى دیگر، اصول عدالت را اجرا مى نماید.
نکته ۴- امامت یا آخرین سیر تکاملى ابراهیم
از آنچه در بیان حقیقت امامت گفتیم به خوبى استفاده مى شود که ممکن است کسى مقام پیامبرى و تبلیغ و رسالت را داشته باشد و امام مقام امامت در او نباشد، این
مقام ، نیازمند به شایستگى فراوان در جمیع جهات است و همان مقامى است که ابراهیم پس از آنهمه امتحانات و شایستگیها پیدا کرد، و این آخرین حلقه سیر تکاملى ابراهیم بود.
آنها که گمان مى کنند منظور از امامت تنها (فرد شایسته و نمونه بودن ) است گویا به این حقیقت توجه ندارند که چنین مطلبى از آغاز نبوت در ابراهیم بوده .
و آنها که گمان مى کنند منظور از امامت سرمشق و الگو بودن براى مردم بوده باید به آنها گفت این صفت براى ابراهیم و تمامى انبیاء و رسل از آغاز دعوت نبوت وجود دارد و به همین دلیل پیامبر باید معصوم باشد چرا که اعمالش الگو است .
بنابراین مقام امامت ، مقامى است بالاتر از اینها و حتى برتر از نبوت و رسالت و این همان مقامى است که ابراهیم پس از امتحان شایستگى از طرف خداوند دریافت داشت .
نکته ۵- ظالم کیست ؟
منظور از (ظلم ) در جمله (لا ینال عهدى الظالمین ) تنها ستم به دیگران کردن نیست ، بلکه ظلم (در برابر عدل ) در اینجا به معنى وسیع کلمه به کار رفته و نقطه مقابل عدالت به معنى گذاردن هر چیز به جاى خویش ‍ است .
بنابراین ظلم آن است که شخص یا کار یا چیزى را در موقعیتى که شایسته آن نیست قرار دهند.
از آنجا که مقام امامت و رهبرى ظاهرى و باطنى خلق ، مقام فوق العاده پر مسئولیت و با عظمتى است ، یک لحظه گناه و نافرمانى و سوء پیشینه سبب مى گردد که لیاقت این مقام سلب گردد.
لذا در احادیث مى خوانیم که امامان اهل بیت (علیهمالسلام ) براى اثبات انحصار خلافت بلافصل پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام ) به همین آیه مورد بحث استدلال مى کردند، اشاره به اینکه دیگران در دوران جاهلیت بت پرست بودند، تنها کسى که یک لحظه در مقابل بت سجده نکرد على (علیه السلام ) بود، چه ظلمى از این بالاتر که انسان بت پرستى کند، مگر لقمان به فرزندش نگفت : یا بنى لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم : (اى فرزندم شریک براى خدا قرار مده که شرک ظلم عظیمى است ) (لقمان ۱۳).
به عنوان نمونه (هشام بن سالم ) از امام صادق (علیه السلام ) نقل مى کند که فرمود: قد کان ابراهیم نبیا و لیس بامام ، حتى قال الله انى جاعلک للناس اماما، قال و من ذریتى فقال الله لاینال عهدى الظالمین ، من عبد صنما او وثنا لا یکون اماما:
(ابراهیم پیامبر بود پیش از آنکه امام باشد، تا اینکه خداوند فرمود من تو را امام قرار مى دهم ، او عرض کرد از دودمان من نیز امامانى قرار ده ، فرمود پیمان من به ستمکاران نمى رسد، آنان که بتى را پرستش کردند امام نخواهند بود).
در حدیث دیگرى عبدالله بن مسعود از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل مى کند که : خداوند به ابراهیم فرمود: لا اعطیک عهدا للظالم من ذریتک ، قال یا رب و من الظالم من ولدى الذى لا ینال عهدک ؟ قال من سجد لصنم من دونى لا اجعله اماما ابدا، و لا یصلح ان یکون اماما!: (من پیمان امامت را به ستمکاران از دودمان تو نمى بخشم ابراهیم عرض کرد: ستمکارانى که این پیمان به آنها نمى رسد کیانند؟ خداوند فرمود: کسى که براى بتى سجده کرده هرگز او را امام نخواهم کرد و شایسته نیست که امام باشد).
نکته ۶- امام از سوى خدا تعیین مى شود
از آیه مورد بحث ، ضمنا استفاده مى شود که امام (رهبر معصوم همه جانبه مردم ) باید از طرف خدا تعیین گردد، زیرا
اولا امامت یک نوع عهد و پیمان الهى است و بدیهى است چنین کسى را باید خداوند تعیین کند که او طرف پیمان است .
ثانیا افرادى که رنگ ستم به خود گرفته اند و در زندگى آنها نقطه تاریکى از ظلم اعم از ظلم به خویشتن یا ظلم به دیگران و حتى یک لحظه بت پرستى وجود داشته باشد، قابلیت امامت را ندارند و به اصطلاح امام باید در تمام عمر خود معصوم باشد
آیا کسى جز خدا مى تواند از وجود این صفت آگاه گردد؟
و اگر با این معیار بخواهیم جانشین پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) را تعیین کنیم کسى جز امیر مؤ منان على (علیه السلام ) نمى تواند باشد.
جالب اینکه نویسنده (المنار) از قول ابى حنیفه نقل مى کند که او معتقد بود، خلافت منحصرا شایسته علویان است و به همین دلیل شورش بر ضد حکومت وقت (منصور عباسى ) را مجاز مى دانست و به همین دلیل او حاضر نشد منصب قضاوت را در حکومت خلفاى بنى عباس بپذیرد.
نویسنده المنار سپس اضافه مى کند که ائمه اربعه اهل سنت همه با حکومتهاى زمان خود مخالف بودند و آنها را لائق زعامت مسلمین نمى دانستند، چرا که افرادى ظالم و ستمگر بودند.
ولى عجیب است که در عصر ما بسیارى از علماى اهل تسنن ، حکومتهاى ظالم و جبار و خودکامه را که ارتباطشان با دشمنان اسلام ، مسلم و قطعى است و ظلم و فسادشان بر کسى پوشیده نیست ، تاءیید و تقویت مى کنند سهل است آنها را
(اولوالامر) و (واجب الاطاعه ) نیز مى شمرند.
نکته ۷- پاسخ به دو سؤ ال
۱- از آنچه در تفسیر معنى امامت گفتیم ، ممکن است این سؤ ال را برانگیزد که اگر کار امام ایصال به مطلوب و اجرا کردن برنامه هاى الهى است ، این معنى در مورد بسیارى از پیامبران حتى خود پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) و ائمه طاهرین در مقیاس عمومى تحقق نیافته بلکه همیشه افراد بسیار آلوده و گمراهى در مقابل آنها وجود داشتند.
در پاسخ مى گوئیم مفهوم این سخن این نیست که امام مردم را اجبارا به حق مى رساند بلکه با حفظ اصل اختیار و داشتن آمادگى و شایستگى مى توانند از نفوذ ظاهرى و باطنى امام ، هدایت یابند.
درست همانگونه که مى گوئیم خورشید براى تربیت موجودات زنده آفریده شده ، یا اینکه قرآن مى گوید کار باران زنده کردن زمینهاى مرده است مسلما این تاءثیر جنبه عمومى دارد اما در موجوداتى که آماده پذیرش این آثار و مهیاى پرورش باشند.
۲- سؤ ال دیگر اینکه لازمه تفسیر فوق این است که هر امام باید نخست نبى و رسول باشد و بعد به مقام امامت برسد، در صورتى که جانشینان معصوم پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) چنین نبودند.
در پاسخ مى گوئیم : لزومى ندارد که حتما شخص امام قبلا به مقام نبوت و رسالت برسد بلکه اگر کسى قبل از او باشد که مقام نبوت و رسالت و امامت در او جمع گردد (مانند پیامبر اسلام ) جانشین او مى تواند برنامه امامت او را تداوم بخشد و این در صورتى است که نیاز به رسالت جدیدى نباشد، مانند پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) که خاتم پیغمبران است .
به تعبیر دیگر اگر مرحله گرفتن وحى الهى و ابلاغ تمام احکام ، انجام یافته و تنها مرحله اجرا باقى مانده است جانشین پیامبر مى تواند خط اجرائى پیامبر را ادامه دهد، و نیازى به این نیست که خود او نبى یا رسول باشد.
نکته ۸- شخصیت ممتاز ابراهیم
نام ابراهیم در ۶۹ مورد از قرآن مجید ذکر شده ، و در ۲۵ سوره سخن از وى به میان آمده است ، در آیات قرآن از این پیامبر بزرگ مدح و ستایش فراوان شده ، و صفات ارزنده او یادآورى گردیده است .
او از هر نظر قدوه و اسوه بود، و نمونه اى از یک انسان کامل .
مقام معرفت او نسبت به خدا منطق گویاى او در برابر بت پرستان ، مبارزات سرسختانه و خستگى ناپذیرش در مقابل جباران ، ایثار و گذشتش در برابر فرمان پروردگار، استقامت بى نظیرش در برابر طوفان حوادث و آزمایشهاى سخت او، هر یک داستان مفصلى دارد و هر کدام سرمشقى است براى مسلمانان و رهروان راه (الله ).
به گفته قرآن او از نیکان صالحان قانتان صدیقان بردباران و وفا کنندگان به عهد بود، شجاعتى بى نظیر و سخاوتى فوق العاده داشت .
به خواست خدا در تفسیر سوره ابراهیم (مخصوصا بخش آخر سوره ) بحث مشروحى در این زمینه مطالعه خواهید کرد (به جلد دهم تفسیر نمونه صفحه ۳۹۷ به بعد مراجعه کنید).

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 20 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس -- کانال تلگرام

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

دیدگاهی بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

مطالب مشابه