سوره مبارکه بقره آیه ۱۵۵ تا ۱۵۷ به همراه ترجمه و تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ (۱۵۵)

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ (۱۵۶)

أُولَٰئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ (۱۵۷)

ترجمه فارسی :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم؛ و بشارت ده به استقامت‌کنندگان! (۱۵۵)

آنها که هر گاه مصیبتی به ایشان می‌رسد، می‌گویند: «ما از آنِ خدائیم؛ و به سوی او بازمی‌گردیم!» (۱۵۶)

اینها، همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده؛ و آنها هستند هدایت‌یافتگان! (۱۵۷)

ترجمه انگلیسی :

In the name of Allah, most benevolent, ever-merciful

Be sure We shall try you with something of fear and hunger and loss of wealth and life and the fruits (of your labour); but give tidings of happiness to those who have patience, (155)

Who say when assailed by adversity: “Surely we are for God, and to Him we shall return.” (156)

On such men are the blessings of God and His mercy, for they are indeed on the right path (157)

ترجمه ترکی استانبولی :

Rahman ve rahim Allah adiyle

Andolsun ki mutlaka sizi birazcık korkuyla, açlıkla, mal, can ve meyve noksanıyla sınayacağız. Müjdele sabredenleri (155)

O sabredenleri ki onlar, bir musibete uğradılar mı biz Allah’ınız, gene de gerisin geriye ona döneceğiz derler (156)

Öyle kimselerdir onlar ki Rablerinden yarlıganma ve rahmet onlara. Onlardır doğru yolu bulanlar (157)

ترجمه آذربایجانی :

Mərhəmətli, rəhmli Allahın adı ilə!

Əlbəttə, Biz sizi bir az qorxu, bir az aclıq, bir az da mal, can (övlad) və məhsul qıtlığı ilə imtahan edərik. (Ya Rəsulum! Belə imtahanlara) səbr edən şəxslərə müjdə ver! (155)

O kəslər ki, başlarına bir müsibət gəldiyi zaman: “Biz Allahınıq (Allahın bəndələriyik) və (öləndən sonra) Ona tərəf (Onun dərgahına) qayıdacağıq!” deyirlər (156)

Onları Rəbbi tərəfinfən bağışlanmaq və rəhmət (Cənnət) gözləyir. Onlar doğru yolda olanlardır! (157)

گزیده تفسیر :

جهان صحنه آزمایش الهى است
بعد از ذکر مساءله شهادت در راه خدا، و زندگى جاوید شهیدان ، و همچنین مساءله صبر و شکر که هر کدام یکى از چهره هاى آزمایشهاى الهى است ، در این آیه به مساءله آزمایش به طور کلى و چهره هاى گوناگون آن اشاره مى کند
و به عنوان یک امر قطعى و تخلف ناپذیر مى فرماید: به طور مسلم ما همه شما را با امورى همچون ترس و گرسنگى و زیان مالى و جانى و کمبود میوه ها آزمایش مى کنیم (و لنبلونکم بشى ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات ).
و از آنجا که پیروزى در این امتحانات جز در سایه مقاومت و پایدارى ممکن نیست در پایان آیه مى فرماید: و بشارت ده صابران و پایداران را (و بشر الصابرین ).
آنها هستند که از عهده این آزمایشهاى سخت به خوبى بر مى آیند و بشارت پیروزى متعلق به آنها است ، اما سست عهدان بى استقامت از بوته این آزمایشها سیه روى در مى آیند.
آیه بعد صابران را معرفى کرده مى گوید: آنها کسانى هستند که هر گاه مصیبتى به آنها رسد مى گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى گردیم (الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون ).
توجه به این واقعیت که همه از او هستیم این درس را به ما مى دهد که از زوال نعمتها هرگز ناراحت نشویم ، چرا که همه این مواهب بلکه خود ما تعلق به او داریم ، یکروز مى بخشد و روز دیگر مصلحت مى بیند و از ما باز مى گیرد و هر دو صلاح ما است .
و توجه به این واقعیت که ما همه به سوى او باز مى گردیم به ما اعلام مى کند که اینجا سراى جاویدان نیست زوال نعمتها و کمبود مواهب و یا کثرت وفور آنها همه زودگذر است ، و همه اینها وسیله اى است براى پیمودن مراحل تکامل توجه به این دو اصل اساسى اثر عمیقى در ایجاد روح استقامت و صبر دارد.
بدیهى است منظور از گفتن جمله انا لله و انا الیه راجعون تنها ذکر
زبانى آن نیست ، بلکه توجه به حقیقت و روح آن است که یکدنیا توحید و ایمان در عمق آن نهفته است .
و در آخرین آیه مورد بحث الطاف بزرگ الهى را براى صابران و سخت کوشان که از عهده این امتحانات بزرگ بر آمده اند بازگو مى کند و مى گوید: اینها کسانى هستند که لطف و رحمت خدا و درود الهى بر آنها است (اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه
این الطاف و رحمتها آنها را نیرو مى بخشد که در این راه پر خوف و خطر گرفتار اشتباه و انحراف نشوند، لذا در پایان آیه مى فرماید: و آنها هستند هدایت یافتگان (و اولئک هم المهتدون ).
و به این ترتیب فشرده اى از مساءله بزرگ امتحان و هدف نهائى و چهره هاى مختلف ، و عوامل پیروزى و همچنین نتائج آن را در این چند جمله کوتاه روشن مى سازد.
نکته ها
نکته ۱- چرا خدا مردم را آزمایش مى کند ؟
در زمینه مساءله آزمایش الهى بحث فراوان است ، نخستین سؤ الى که به ذهن مى رسد این است که مگر آزمایش ‍ براى این نیست که اشخاص یا چیزهاى مبهم و ناشناخته را بشناسیم و از میزان جهل و نادانى خود بکاهیم ؟ اگر چنین است
خداوندى که علمش به همه چیز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه کس و همه چیز آگاه است ، غیب آسمان و زمین را با علم بى پایانش مى داند، چرا امتحان مى کند ؟ مگر چیزى بر او مخفى است که با امتحان آشکار شود؟!
پاسخ این سؤ ال مهم را در اینجا باید جستجو کرد که مفهوم آزمایش و امتحان در مورد خداوند با آزمایشهاى ما بسیار متفاوت است .
آزمایشهاى ما همانست که در بالا گفته شد یعنى براى شناخت بیشتر و رفع ابهام و جهل است ، اما آزمایش الهى در واقع همان پرورش و تربیت است .
توضیح اینکه در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است ، این یک قانون کلى و سنت دائمى پروردگار است که براى شکوفا کردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش ‍ دادن بندگان آنان را مى آزماید، یعنى همانگونه که فولاد را براى استحکام بیشتر در کوره مى گدازند تا به اصطلاح آبدیده شود، آدمى را نیز در کوره حوادث سخت پرورش مى دهد تا مقاوم گردد.
در واقع امتحان خدا به کار باغبانى پر تجربه شبیه است که دانه هاى مستعد را در سرزمینهاى آماده مى پاشد، این دانه ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به نمو و رشد مى کنند، تدریجا با مشکلات مى جنگند و با حوادث پیکار مى نمایند در برابر طوفانهاى سخت و سرماى کشنده و گرماى سوزان ایستادگى به خرج مى دهند تا شاخه گلى زیبا یا درختى تنومند و پر ثمر بار آید که بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.
سربازان را براى اینکه از نظر جنگى نیرومند و قوى شوند به مانورها و جنگهاى مصنوعى مى برند و در برابر انواع مشکلات تشنگى ، گرسنگى ، گرما و سرما، حوادث دشوار، موانع سخت ، قرار مى دهند تا ورزیده و آبدیده شوند.
و این است رمز آزمایشهاى الهى .
قرآن مجید به این حقیقت در جاى دیگر تصریح کرده مى گوید و لیبتلى الله ما فى صدورکم و لیمحص ما فى قلوبکم و الله علیم بذات الصدور: او آنچه را شما در سینه دارید مى آزماید تا دلهاى شما کاملا خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است (آل عمران ۱۵۴).
امیر مؤ منان على (علیه السلام ) تعریف بسیار پر معنى در زمینه فلسفه امتحانات الهى دارد مى فرماید: و ان کان سبحانه اعلم بهم من انفسهم و لکن لتظهر الافعال التى بها یستحق الثواب و العقاب : گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاهتر است ولى آنها را امتحان مى کند تا کارهاى خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است از آنها ظاهر گردد.
یعنى صفات درونى انسان به تنهائى نمى تواند معیارى براى ثواب و عقاب گردد مگر آن زمانى که در لابلاى اعمال انسان خودنمائى کند، خداوند بندگان را مى آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشکار کنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و کیفر او گردند.
اگر آزمایش الهى نبود این استعدادها شکوفا نمى شد و درخت وجود انسان میوه هاى اعمال بر شاخسارش نمایان نمى گشت و این است فلسفه آزمایش الهى در منطق اسلام .
نکته ۲- آزمایش خدا همگانى است
از آنجا که نظام حیات در جهان هستى نظام تکامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسیر تکامل را مى پیمایند، حتى درختان استعدادهاى نهفته خود را با میوه بروز مى دهند همه مردم از انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومى
مى بایست آزمایش شوند و استعدادات خود را شکوفا سازند.
گرچه امتحانات الهى متفاوت است ، بعضى مشکل ، بعضى آسان و قهرا نتائج آنها نیز با هم فرق دارد، اما به هر حال آزمایش براى همه هست ، قرآن مجید به امتحان عمومى انسانها اشاره کرده مى فرماید: ا حسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون : آیا مردم گمان مى کنند بدون امتحان رها مى شوند، نه هرگز بلکه همگى باید امتحان دهند (عنکبوت آیه ۱) قرآن نمونه هائى از امتحانات پیامبران را نیز بازگو کرده است آنجا که مى فرماید: و اذ ابتلى ابراهیم ربه : خداوند ابراهیم را امتحان کرد (بقره ۱۲۴).
در جاى دیگر آمده است : فلما رآه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربى لیبلونى ا اشکر ام اکفر: هنگامى که یکى از پیروان سلیمان تخت بلقیس را در کمتر از یک چشم به هم زدن از راه دور براى او حاضر کرد، سلیمان گفت این لطف خدا است براى اینکه مرا امتحان کند آیا شکرگزارى مى کنم یا کفران ؟ (نمل ۴۰ ).
نکته ۳- طرق آزمایش
در آیه فوق نمونه هائى از امورى که انسان با آنها امتحان مى شود بیان شده ، از قبیل : ترس ، گرسنگى ، زیانهاى مالى ، و مرگ … ولى وسائل آزمایش خداوند منحصر به اینها نیست بلکه امور دیگرى نیز در قرآن به عنوان وسیله امتحان آمده است ، مانند فرزندان ، پیامبران ، و دستورات خداوند، حتى بعضى از خوابها ممکن است از وسائل آزمایش ‍ باشد شرور و خیرها نیز از آزمایشهاى الهى محسوب مى شوند (و نبلوکم بالشر و الخیر) (انبیاء ۳۵).
بنا بر این مواردى که در آیه شمرده شده جنبه انحصارى ندارد، هر چند از
نمونه هاى روشن و زنده آزمایشهاى الهى است .
و مى دانیم که مردم در برابر آزمایشهاى خداوند به دو گروه تقسیم مى شوند: گروهى از عهده امتحانات بر آمده و گروهى مردود مى شوند.
مثلا مساءله ترس که پیش مى آید گروهى خود را مى بازند و به خاطر اینکه کوچکترین ضررى به آنها نرسد شانه از زیر بار مسئولیت خالى مى کنند در جنگها فرار مى کنند، یا راه سازشکارى پیش مى گیرند، و با عذرتراشیهائى همچون نخشى ان تصیبنا دائره : ما مى ترسیم ضررى به ما متوجه شود از تکلیف الهى سرباز مى زنند (سوره مائده آیه ۵)
اما گروهى دیگر در برابر عوامل ترس با ایمان و توکل بیشترى خود را براى هر گونه فداکارى مهیا مى کنند چنانکه در قرآن آمده است : الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل وقتى که به مردم با ایمان مى گفتند اوضاع خطرناک است ، و دشمنان شما مجهزند، شما عقب نشینى کنید بر ایمان و توکل آنها افزوده مى شد! (آل عمران ۱۷۳).
در برابر سائر مشکلات و عوامل امتحان که در آیه آمده است همچون گرسنگى و زیانهاى مالى و جانى نیز همه مردم یکسان نیستند نمونه هائى از این امتحانات در متن قرآن آمده است و در آیات مناسب به آن اشاره خواهیم کرد.
نکته ۴- رمز پیروزى در امتحان
در اینجا سؤ ال دیگرى پیش مى آید و آن اینکه : حال که همه انسانها در یک امتحان گسترده الهى شرکت دارند، راه موفقیت در این آزمایشها چیست ؟ پاسخ این سؤ ال را قسمت آخر آیه مورد بحث و آیات دیگر قرآن مى دهد:
۱- نخستین و مهمترین گام براى پیروزى همان است که در جمله کوتاه
و پر معنى و بشر الصابرین در آیه فوق آمده است ، این جمله با صراحت مى گوید: رمز پیروزى در این راه ، صبر و پایدارى است و به همین دلیل بشارت پیروزى را تنها به صابران و افراد با استقامت مى دهد.
۲- توجه به گذرا بودن حوادث این جهان و سختیها و مشکلاتش و اینکه این جهان گذرگاهى بیش نیست عامل دیگرى براى پیروزى محسوب که در جمله انا لله و انا الیه راجعون (ما از آن خدا هستیم و به سوى خدا باز مى گردیم ) آمده است .
اصولا این جمله که از آن به عنوان کلمه استرجاع یاد مى شود، عصارهاى است از عالیترین درسهاى توحید و انقطاع الى الله و تکیه بر ذات پاک او در همه چیز و در هر زمان ، و اگر مى بینیم بزرگان اسلام به هنگام بروز مصائب سخت این جمله را با الهام گرفتن از قرآن مجید تکرار مى کردند براى این بوده است که شدت مصیبت آنها را تکان ندهد و در پرتو ایمان به مالکیت خداوند و بازگشت همه موجودات به سوى او، این حوادث را در خود هضم کنند.
امیر مؤ منان على (علیه السلام ) در تفسیر این جمله مى فرماید: ان قولنا انا لله اقرار على انفسنا بالملک و قولنا و انا الیه راجعون اقرار على انفسنا بالهلک : اینکه ما مى گوئیم انا لله اعتراف به این حقیقت است که ما مملوک اوئیم و اینکه مى گوئیم و انا الیه راجعون اقرار به این است که ما از این جهان خواهیم رفت و جایگاه ما جاى دگر است .
۳- استمداد از نیروى ایمان و الطاف الهى عامل مهم دیگرى است ، کسانى هستند که هر وقت دستخوش حوادث مى گردند، اعتدال خود را از دست داده گرفتار اضطراب مى شوند، اما دوستان خدا چون برنامه و هدف روشنى دارند بدون حیرت و سرگردانى ، مطمئن و آرام به راه خود ادامه مى دهند، خدا نیز
روشن بینى بیشترى به آنها مى دهد که در انتخاب راه صحیح دچار اشتباه نشوند، چنانکه قرآن مى گوید: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلناکسانى که در راه ما به جهاد برخیزند ما آنها را به راه هاى خود هدایت مى کنیم (عنکبوت ۶۹).
۴- توجه به تاریخ پیشینیان و بررسى موضع آنان در برابر آزمایشهاى الهى براى آماده ساختن روح انسان نسبت به امتحانات پروردگار بسیار مؤ ثر است .
اصولا اگر انسان در مسائلى که براى او پیش مى آید احساس تنهائى کند از نیروى مقاومتش کاسته خواهد شد، اما توجه به این حقیقت که این مشکلات طاقتفرسا و آزمایشهاى سخت الهى براى همه اقوام و ملتها در طول تاریخ وجود داشته سبب افزایش نیروى پایدارى انسان مى گردد به همین دلیل قرآن مجید کرارا براى دلدارى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) و تقویت روحیه او و مؤ منان اشاره به تاریخ گذشتگان و حوادث دردناک زندگى آنها مى کند مثلا مى گوید: و لقد استهزء برسل من قبلک : اگر تو را استهزاء کنند نگران مباش ، پیامبران پیشین نیز گرفتار استهزاى جاهلان بودنداما با نیروى استقامت بر آنها پیروز شدند (انعام ۱۰).
در جاى دیگر مى فرماید: و لقد کذبت رسل من قبلک فصبروا على ما کذبوا و اوذوا حتى اتاهم نصرنا: اگر تو را تکذیب کنند تعجب نیست ، پیامبران پیشین را نیز تکذیب کردند آنها در برابر تکذیب مخالفان پایدارى و شکیبائى به خرج دادند، و آزار شدند تا سرانجام نصرت و یارى ما به سراغشان آمد (انعام ۳۴).
۵- توجه به این حقیقت که همه این حوادث در پیشگاه خداوند رخ مى دهد و او از همه چیز آگاه است عامل دیگرى براى پایدارى است .
کسانى که در یک مسابقه مشکل و طاقت فرسا شرکت دارند همین که احساس مى کنند جمعى از دوستانشان در اطراف میدان مسابقه آنها را مى بینند
تحمل مشکلات براى آنها آسان مى شود و با شوق و عشق بیشترى به نبرد با حوادث بر مى خیزند.
جائى که وجود چند نفر تماشاچى چنین اثرى در روح انسان بگذارد توجه به این حقیقت که خداوند مجاهدتهاى ما را در صحنه هاى آزمایش مى بیند، چه عشق و شورى به ادامه این جهاد در ما ایجاد خواهد کرد.
قرآن مى گوید: به هنگامى که نوح (علیه السلام ) تحت شدیدترین فشارها از سوى قومش ماءمور به ساختن کشتى شد خداوند به او دستور داد و اصنع الفلک باعیننا: در برابر ما اقدام به ساختن کشتى کن (هود ۳۷).
جمله باعیننا (در برابر دیدگان علم ماچنان قوت قلبى به نوح (علیه السلام ) بخشید که فشار و استهزاى دشمنان ، کمترین خللى در اراده نیرومند او ایجاد نکرد.
از سالار شهیدان و مجاهدان راه خدا امام حسین (علیه السلام ) همین معنى نقل شده که در صحنه کربلا به هنگامى که بعضى از عزیزانش با فجیعترین وجهى شربت شهادت نوشیدند فرمود: هون على ما نزل بى انه بعین الله : همین که میدانم این امور در برابر دیدگان علم پروردگار انجام مى گیرد تحمل آن بر من آسان است .
نکته ۵- آزمایش به وسیله نعمت و بلا
امتحانات الهى همیشه به وسیله حوادث سخت و ناگوار نیست ، بلکه گاه خدا بندگانش را با وفور نعمت و کامیابیها آزمایش مى کند، چنانکه قرآن مى گوید و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه : ما شما را به وسیله بدیها و خوبیها امتحان مى کنیم (انبیاء ۳۵).
و در جاى دیگر از قول سلیمان (علیه السلام ) مى خوانیم : هذا من فضل ربى لیبلونى اءاشکرام اکفر: این از فضل پروردگار من است او مى خواهد مرا آزمایش کند که من در برابر این نعمت شکرگزارى یا کفران مى کنم ؟ (سوره نمل آیه ۴۰)
توجه به چند نکته دیگر نیز در اینجا ضرورى است یکى اینکه لازم نیست همه مردم با همه وسائل آزمایش شوند، بلکه ممکن است امتحان هر گروهى به چیزى باشد، چرا که تناسب با روحیه ها و وضع فردى و اجتماعى مردم در اینجا شرط است .
دیگر اینکه ممکن است یک انسان از عهده پاره اى از امتحانات به خوبى بر آید در حالى که در برابر امتحانات دیگر سخت رفوزه شود.
و نیز ممکن است امتحان فردى ، وسیله امتحان دیگرى باشد، مثلا خداوند کسى را با مصیبت فرزند دلبندش مورد آزمایش قرار مى دهد، این آزمایش پاى دیگران را هم به میدان امتحان مى کشد که آیا آنها در مقام همدردى بر مى آیند و در تخفیف آلام شخص مصیبت زده مى کوشند یا نه ؟
آخرین نکته اینکه : همانگونه که اشاره کردیم امتحانات الهى ، جنبه عمومى و همگانى دارد و حتى پیامبران نیز از آن مستثنى نیستند، بلکه آزمایش آنها با توجه به سنگینى مسئولیتشان به درجات سختتر از آزمایش دیگران است .
آیات سوره هاى مختلف قرآن گویاى این حقیقت است که هر یک از پیامبران به سهم خود در کوران آزمایشهاى شدیدى قرار گرفتند، حتى جمعى از آنان قبل از رسیدن به مقام رسالت ، یک دوران طولانى از آزمایشهاى مختلف داشتند تا کاملا ورزیده شوند، و براى رهبرى و هدایت خلق آمادگى کامل پیدا کنند.
در میان پیروان مکتب انبیاء نیز نمونه هاى درخشانى از صبر و پایدارى در صحنه امتحان دیده مى شود که هر کدام الگو و اسوهاى مى تواند باشد.
زن مسلمان بادیه نشینى بود بنام ام عقیل که دو میهمان بر او وارد
شد، فرزندش همراه شتران در بادیه بود، در همان لحظه به او خبر دادند که شتر خشمگین فرزندش را در چاه انداخته و بدرود حیات گفته ، زن با ایمان به کسى که خبر مرگ فرزند را براى او آورده بود گفت از مرکب پیاده شو، و به پذیرائى از مهمانها کمک کن ، گوسفندى حاضر داشت به او داد تا آن را ذبح کند و سرانجام غذا آماده شد و به نزد میهمانان گذاشت آنها مى خوردند و از صبر و استقامت این زن در شگفت بودند، یکى از حاضران مى گوید: هنگامى که از غذا خوردن فارغ شدیم ، زن با ایمان نزد ما آمد و گفت : آیا در میان شما کسى هست که از قرآن به خوبى آگاه باشد، یکى از حاضران گفت : بلى من آگاهم ، گفت آیاتى از قرآن بخوان تا در برابر مرگ فرزند مایه تسلى خاطر من گردد، او مى گوید: من این آیات را براى او خواندم و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئک هم المهتدون .
زن خداحافظى کرد سپس رو به قبله ایستاد و چند رکعت نماز گذارد، سپس عرض کرد اللهم انى فعلت ما امرتنى ، فانجز لى ما وعدتنى : خداوندا! من آنچه را تو دستور داده بودى انجام دادم ، و رشته شکیبائى را رها نساختم ، تو هم آنچه را از رحمت و صلوات به من وعده داده اى بر من ارزانى دار.
سپس اضافه کرد: اگر بنا بود در این جهان کسى براى کسى بماند … یکى از حاضران مى گوید من فکر کردم مى خواهد بگوید فرزندم براى من باقى مى ماند، اما دیدم چنین ادامه داد پیامبر اسلام محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) براى امتش باقى مى ماند!.

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 20 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس -- کانال تلگرام

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

دیدگاهی بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

مطالب مشابه