سوره مبارکه بقره آیه ۱۵۹ و ۱۶۰ به همراه ترجمه و تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ ۙ أُولَٰئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (۱۵۹)

إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَیَّنُوا فَأُولَٰئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ ۚ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (۱۶۰)

ترجمه فارسی :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛ (۱۵۹)

مگر آنها که توبه و بازگشت کردند، و (اعمال بد خود را، با اعمال نیک،) اصلاح نمودند، (و آنچه را کتمان کرده بودند؛ آشکار ساختند؛) من توبه آنها را می‌پذیرم؛ که من توّاب و رحیمم (۱۶۰)

ترجمه انگلیسی :

In the name of Allah, most benevolent, ever-merciful

They who conceal Our signs and the guidance We have sent them and have made clear in the Book, are condemned of God and are condemned by those who are worthy of condemning (159)

But those who repent and reform and proclaim (the truth), are forgiven, for I am forgiving and merciful (160)

ترجمه ترکی استانبولی :

Rahman ve rahim Allah adiyle

İndirdiğimiz apaçık delilleri, bildirdiğimiz dosdoğru yolu, insanlara Kur’an’da tamamıyla anlattıktan sonra bunu gizleyenlere gelince: Allah da onlara lanet eder, lanet edenler de (159)

Ancak içlerinden tövbe edenler, hallerini düzeltenler ve doğruyu söyleyenler müstesna. Onların tövbesini kabul ederim. Ben tövbeleri kabul eden rahimim (160)

ترجمه آذربایجانی :

Mərhəmətli, rəhmli Allahın adı ilə!

Kitabda (Tövratda) insanlara aşkar etdiyimiz dəlillərdən sonra göndərdiyimiz nişanələri və doğru yol göstərən ayələrimizi gizlədən kimsələr Allahın lə’nətinə düçar olar və bütün lə’nət edə bilənlər də onlara lə’nət oxuyar (159)

Mən ancaq tövbə edənləri, yaxşı işlər görənləri və (Tövratda buyurduqlarımı) bəlli edənləri əfv edərəm. Mən tövbələri qəbul edənəm, mərhəmətliyəm! (160)

گزیده تفسیر :

کتمان حق ممنوع !
گرچه روى سخن در این آیه طبق شاءن نزول ، به علماى یهود است ، ولى این معنى هرگز مفهوم آیه را که یک حکم کلى و عمومى درباره کتمان کنندگان حق بیان مى کند محدود نخواهد کرد.
آیه شریفه ، این افراد را با شدیدترین لحنى مورد سرزنش قرار داده مى گوید: کسانى که دلائل روشن و وسائل هدایت را که نازل کرده ایم بعد از بیان آن براى مردم در کتاب آسمانى ، کتمان مى کنند خدا آنها را لعنت مى کند (نه فقط خدا بلکه همه لعنت کنندگان نیز آنها را لعن مى کنند (ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدى من بعد ما بیناه للناس فى الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون ).
از این آیه به خوبى استفاده مى شود که هم خدا، و هم تمامى بندگان خدا و فرشتگان او از این کار بیزارند، و به تعبیر دیگر کتمان حق عملى است که خشم همه طرفداران حق را بر مى انگیزد، چه خیانتى از این بالاتر که دانشمندان ، آیات خدا را که امانتهاى او است به خاطر منافع شخصى خویش کتمان کنند و مردم را به گمراهى بکشانند
جمله من بعد ما بیناه للناس فى الکتاب اشاره به این است که این گونه افراد در واقع زحمات پیامبران و فداکارى مردان خدا را در نشر آیات پروردگار با این عمل خود بر باد مى دهند، و این گناهى است بزرگ و غیر قابل اغماض .
ضمنا باید توجه داشت کلمه یلعن که به خاطر تاءکید دو مرتبه در آیه ذکر شده فعل مضارع است و چنانکه مى دانیم فعل مضارع معنى استمرار را دارد، بنا بر این معنى آیه چنین مى شود: لعن و نفرین خدا و تمام لعن کنندگان براى همیشه و به طور دائم متوجه کسانى است که حقایق را کتمان مى کنند، و این شدیدترین مجازاتى است که ممکن است براى انسانى تعیین گردد.
بینات و هدى ، معنى وسیعى دارد که همه وسائل هدایت و دلائل روشن که مایه آگاهى و بیدارى و نجات مردم است در بر مى گیرد.
و از آنجا که قرآن به عنوان یک کتاب هدایت هیچگاه روزنه امید و راه بازگشت را به روى مردم نمى بندد و آنها را هر قدر آلوده به گناه باشند از رحمت خدا ماءیوس نمى کند، در آیه بعد راه نجات و جبران در برابر این گناه بزرگ را چنین بیان مى کند:
مگر آنها که توبه کنند و به سوى خدا باز گردند و در مقام جبران و اصلاح اعمال خود بر آیند، و حقایقى را که پنهان کرده بودند براى مردم آشکار سازند من اینگونه افراد را مى بخشم و رحمت خود را که از آنها قطع کرده بودم تجدید مى کنم ، چرا که من بازگشت کننده و مهربانم (الا الذین تابوا و اصلحوا و بینوا فاولئک اتوب علیهم و انا التواب الرحیم ).
جمله انا التواب الرحیم مخصوصا با توجه به این که بعد از جمله فاولئک اتوب علیهم قرار گرفته دلالت بر نهایت محبت و کمال مهربانى پروردگار نسبت به توبه کاران مى کند، مى گویداگر آنها باز گردند من هم باز مى گردم ، آنها بازگشت به اطاعت و بندگى کنند و حق را افشا نمایند، من نیز بازگشت به رحمت مى کنم و مواهبى را که قطع کرده بودم مجددا به آنها مى بخشم .
جالب اینکه نمى گوید شما توبه کنید تا توبه شما را پذیرا شوم مى گوید
شما باز گردید من نیز باز مى گردم و فرق میان این دو تعبیر روشن است بعلاوه هر یک از کلمات جمله و انا التواب الرحیم آنچنان مهرافشانى مى کند که حسابى براى آن نیست .
توضیح اینکه تعبیر انا که ضمیر متکلم وحده است در مواردى به کار مى رود که گوینده در مقام بیان رابطه مستقیم خود با شنونده مى باشد، مخصوصا اگر شخص بزرگى بگوید: من خودم این کار را براى شما مى کنم بسیار فرق دارد تا بگوید ما چنین خواهیم کرد، لطف و محبتى که در تعبیر اول نهفته است بر هیچکس پوشیده نیست .
کلمه تواب نیز صیغه مبالغه است و به معنى کسى است که بسیار بازگشت کننده مى باشد، این تعبیر آنچنان روح امید در انسان مى دمد که پرده هاى یاس و نومیدى را از آسمان جان او به کلى کنار مى زند، به خصوص اینکه با کلمه رحیم که اشاره به رحمت ویژه پروردگار است همراه شده .
نکته ها
نکته ۱- مفاسد کتمان حق
موضوعى که از دیر زمان باعث حق کشى هاى فراوان در جوامع انسانى گردیده ، و اثرات مرگبار آن تا امروز هم ادامه دارد مساءله کتمان حق است ، آیات فوق گرچه در حادثه خاصى نازل شد ولى همانگونه که گفتیم بدون شک حملات آن متوجه همه کسانى است که سهمى در این کار دارند.
تهدید و مذمتى که در آیه مورد بحث نسبت به کتمان کنندگان حق آمده در قرآن منحصر به فرد است ، چرا چنین نباشد؟ مگر نه این است که این عمل زشت مى تواند امتها و نسلهائى را در گمراهى نگهدارد ؟ همانگونه که اظهار حق مى تواند مایه نجات امتها بشود.
انسان فطرتا خواهان حق است و آنها که حق را کتمان مى کنند در واقع جامعه انسانى را از سیر تکامل فطرى باز مى دارند.
اگر به هنگام ظهور اسلام و بعد از آن ، دانشمندان یهود و نصارى در مورد بشارتهاى عهدین افشاگرى کامل کرده بودند و آنچه را در این زمینه خود مى دانستند در اختیار سایر مردم مى گذاردند ممکن بود در مدت کوتاهى هر سه ملت زیر یک پرچم گرد آیند، و از برکات این وحدت برخوردار شوند.
کتمان حق مسلما منحصر به کتمان آیات خدا و نشانه هاى نبوت نیست بلکه اخفاى هر چیزى که مردم را مى تواند به واقعیتى برساند در مفهوم وسیع این کلمه درج است .
حتى گاه سکوت در جائى که باید سخن گفت و افشاگرى کرد، مصداق کتمان حق مى شود، و این در موردى است که مردم نیاز شدیدى به درک واقعیتى دارند و دانشمندان آگاه مى توانند با بیان حقیقت این نیاز مبرم را برطرف سازند.
به تعبیر دیگر افشا کردن حقایق در مسائل مورد ابتلاى مردم ، مشروط به سؤ ال نیست ، و اینکه نویسنده تفسیر المنار در ذیل آیه مورد بحث از بعضى نقل کرده : کتمان مخصوص جائى است که سؤ ال از چیزى شود درست به نظر نمى رسدبه خصوص اینکه قرآن تنها از مساءله کتمان سخن نمى گوید، بلکه بیان و تبیین حقایق را نیز لازم مى شمرد، و همین اشتباه شاید سبب شده که جمعى از دانشمندان از بازگو کردن حقایق لب فرو بندند به عذر اینکه کسى از آنها سؤ الى نکرده است ، در حالى که قرآن مجید مى گوید: و اذ اخذ الله میثاق الذین اوتوا الکتاب لتبیننه للناس و لا تکتمونه : خداوند از کسانى که کتاب آسمانى به آنها داده شده پیمان گرفته است که آن را حتما براى مردم بیان کنید و کتمان ننمائید (آل عمران ۱۸۷).
این نکته نیز قابل توجه است که گاه سرگرم ساختن خلق خدا به مسائل
جزئى و فرعى که سبب شود مسائل اصلى و حیاتى را فراموش کنند نیز نوعى کتمان حق است ، و اگر فرضا تعبیر کتمان حق شامل آن نشود بدون شک ملاک و فلسفه تحریم کتمان حق در آن وجود دارد.
نکته ۲- کتمان حق در احادیث اسلامى
در احادیث اسلامى نیز شدیدترین حملات متوجه دانشمندان کتمان کننده حقایق شده ، از جمله پیامبر گرامى اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى فرماید: من سئل عن علم یعلمه فکتم لجم یوم القیامه بلجام من نار: (هر گاه از دانشمندى چیزى را که مى داند سؤ ال کنند و او کتمان نماید روز قیامت افسارى از آتش بر دهان او مى زنند)!. مجددا تکرار مى کنیم که گاه همان حالت نیاز و ابتلاى مردم به یک مساءله جانشین سؤ ال آنها مى شود و افشاگرى واجب است .
در حدیث دیگرى مى خوانیم که از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) پرسیدند: من شر خلق الله بعد ابلیس و فرعون …: (بدترین خلق خدا بعد از ابلیس و فرعون … کیست ؟)
امام در پاسخ فرمود: العلماء اذا فسدوا، هم المظهرون للاباطیل ، الکاتمون للحقایق ، و فیهم قال الله عز و جل اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون …:
(آنها دانشمندان فاسدند که باطل را اظهار و حق را کتمان مى کنند و همانها هستند که خداوند بزرگ درباره آنها فرموده : لعن خدا و لعن همه لعنت کنندگان بر آنها خواهد بود)!.
نکته ۳- لعن چیست ؟
(لعن ) در اصل به معنى طرد و دور ساختنى است که آمیخته با خشم و غضب باشد، بنابراین لعن از ناحیه خداوند یعنى دور ساختن کسى را از رحمت خویش و از تمام مواهب و برکاتى که از ناحیه او به بندگان مى رسد، و اینکه بعضى از بزرگان اهل لغت گفته اند لعن در آخرت به معنى عذاب و عقوبت و در دنیا به معنى سلب توفیق است در واقع از قبیل بیان مصداق مى باشد، نه اینکه مفهوم لعن منحصر به این دو موضوع گردد.
واژه (اللاعنون ) (لعن کنندگان ) معنى وسیعى دارد که نه تنها فرشتگان و مؤ منان را شامل مى شود، بلکه علاوه بر آن ، هر موجودى که با زبان حال یا قال ، سخنى مى گوید، او هم در این مفهوم وسیع داخل است ، بخصوص اینکه در پاره اى از روایات مى خوانیم که (مثلا) دعاى خیر و استغفار همه موجودات زمین و آسمان حتى ماهیان دریا شامل حال طالبان علم و دانش است (و انه یستغفر لطالب العلم من فى السماء و من فى الارض حتى الحوت فى البحر).
جائى که آنها براى دانش طلبان استغفار کنند براى کتمان کنندگان دانش لعن خواهند کرد!
۴- واژه (تواب ) که صیغه مبالغه است ، اشاره به این حقیقت نیز دارد که اگر وسوسه هاى شیطانى انسان را فریب داد و توبه خود را شکست باز هم درهاى توبه به روى او بسته نخواهد شد، مجددا باید توبه کند و به سوى خدا باز گردد و حق را افشا نماید، چرا که خدا بسیار بازگشت کننده است ، و هرگز نباید از عفو و رحمت او ماءیوس ‍ گشت .

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 20 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس -- کانال تلگرام

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

دیدگاهی بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

مطالب مشابه