سوره مبارکه بقره آیه ۱۷۸ و ۱۷۹ به همراه ترجمه و تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَىٰ بِالْأُنْثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَهٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ (۱۷۸)

وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (۱۷۹)

ترجمه فارسی :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

ای افرادی که ایمان آورده‌اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر کسی از سوی برادر (دینی) خود، چیزی به او بخشیده شود، (و حکم قصاص او، تبدیل به خونبها گردد،) باید از راه پسندیده پیروی کند. (و صاحب خون، حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد.) و او [= قاتل‌] نیز، به نیکی دیه را (به ولی مقتول) بپردازد؛ (و در آن، مسامحه نکند.) این، تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما! و کسی که بعد از آن، تجاوز کند، عذاب دردناکی خواهد داشت (۱۷۸)

و برای شما در قصاص، حیات و زندگی است، ای صاحبان خِرد! شاید شما تقوا پیشه کنید (۱۷۹)

ترجمه انگلیسی :

In the name of Allah, most benevolent, ever-merciful

O believers, ordained for you is retribution for the murdered, (whether) a free man (is guilty) of (the murder of) a free man, or a slave of a slave, or a woman of a woman. But he who is pardoned some of it by his brother should be dealt with equity, and recompense (for blood) paid with a grace. This is a concession from your Lord and a kindness. He who transgresses in spite of it shall suffer painful punishment (178)

In retribution there is life (and preservation). O men of sense, you may haply take heed for yourselves (179)

ترجمه ترکی استانبولی :

Rahman ve rahim Allah adiyle

Ey inananlar, öldürülenler hakkında size kısas farz edilmiştir: Hüre karşılık hür, kula karşılık kul, kadına karşılık kadın. Fakat öldüren, kardeşinden azıcık bir affa nail olursa o zaman kısas kalkar; öldürülenin velisinin, akla ve örfe uygun olarak iyiliğe uyması, öldürenin de, öldürdüğü kişinin velisine güzellikle bir şey vermesi kalır. Bu, Rabbinizden hükmü hafifletmedir, rahmettir. Bundan sonra da gene zulme kalkan ve aşırı giden olursa artık ona elemli bir azap var (178)

Ey aklı erenler, özü sözü temiz kimseler, korunmanız, sakınmanız için kısasta size hayat var (179)

ترجمه آذربایجانی :

Mərhəmətli, rəhmli Allahın adı ilə!

Ey iman gətirənlər! (Qəsdən) öldürülən şəxsdən sizin üçün qisas almaq hökmü qərara alındı (vacib oldu). Azad şəxsi azad şəxsin, qulu qulun, qadını qadının əvəzində (öldürə bilərsiniz). (Öldürülən şəxsin) qardaşı (varisi) tərəfindən (müəyyən bir şey, qanbahası müqabilində) bağışlanmış (qatil) ilə adətə görə (yaxşı) rəftar edilməlidir. Bağışlanmış (qatil də) yaxşılıqla (qan sahiblərinə) “diyə” (qanbahası) verməlidir. Bu, (qisası qanbahası ilə əvəz etmək hökmü) Rəbbiniz tərəfindən sizin üçün bir yüngüllük və mərhəmətdir. Bundan (diyə müqabilində bağışlamaqdan) sonra təcavüzkarlıq edən (qatili öldürən və ya onun qohum-qardaşı ilə düşmənçilik edən) kimsəni (qiyamətdə) şıddətli əzab gözləyir! (178)

Ey ağıl sahibləri, bu qisas (qisas hökmü) sizin üçün həyat deməkdir. Ola bilsin ki, (bununla) pis əməldən (qətldən) çəkinəsiniz (179)

گزیده تفسیر :

شاءن نزول
عادت عرب جاهلى بر این بود که اگر کسى از قبیله آنها کشته مى شد تصمیم مى گرفتند تا آنجا که قدرت دارند از قبیله قاتل بکشند، و این فکر تا آنجا پیش رفته بود که حاضر بودند به خاطر کشته شدن یک فرد تمام طائفه قاتل را نابود کنند آیه فوق نازل شد و حکم عادلانه قصاص را بیان کرد.
این حکم اسلامى ، در واقع حد وسطى بود میان دو حکم مختلف که در آن زمان وجود داشت بعضى قصاص را لازم میدانستند و چیزى جز آن را مجاز نمى شمردند و بعضى تنها دیه را لازم مى شمردند، اسلام قصاص را در صورت عدم رضایت اولیاى مقتول ، و دیه را به هنگام رضایت طرفین قرار داد.

قصاص مایه حیات شما است !
از این آیات به بعد یک سلسله از احکام اسلامى مطرح مى شود و آیات گذشته را که تحت عنوان بر و نیکوکارى بود و بخش مهمى از برنامه هاى اسلام را شرح میداد تکمیل مى کند.
نخست از مساءله حفظ احترام خونها که مساءله فوق العاده مهمى در روابط اجتماعى است آغاز مى کند، و خط بطلان بر آداب و سنن جاهلى مى کشد، مؤ منان را مخاطب قرار داده چنین مى گوید:
(اى کسانى که ایمان آورده اید حکم قصاص در مورد کشتگان بر شما نوشته شده است ) (یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم القصاص فى القتلى ).
قرآن گاهى از دستورات لازم الاجرا با جمله کتب علیکم : (بر شما نوشته شده ) تعبیر مى کند، از جمله در آیه فوق و همچنین آیات آینده که در مورد وصیت و روزه سخن مى گوید، همین تعبیر دیده مى شود، و به هر حال این تعبیر اهمیت
و تاءکید مطلب را روشن مى کند، زیرا همیشه مسائلى را مى نویسند که از هر نظر قطعیت پیدا کرده و جدى است .
(قصاص ) از ماده (قص ) (بر وزن سد) به معنى جستجو و پیگیرى از آثار چیزى است و هر امرى که پشت سر هم آید عرب آن را (قصه ) مى گوید و از آنجا که قصاص قتلى است . که پشت سر قتل دیگرى قرار مى گیرد این واژه در مورد آن به کار رفته است .
همانگونه که در شان نزول اشاره شد این آیات در مقام تعدیل زیادهرویهاى است که در جاهلیت در مورد قتل نفس ‍ انجام مى گرفت ، و با انتخاب واژه قصاص نشان مى دهد که اولیاء مقتول حق دارند نسبت به قاتل همانرا انجام دهند که او مرتکب شده .
ولى به این مقدار قناعت نکرده در دنباله آیه مساءله مساوات را با صراحت بیشتر مطرح مى کند و مى گوید: (آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده ، و زن در برابر زن ) (الحر بالحر و العبد بالعبد و الانثى بالانثى ).
به خواست خدا توضیح خواهیم داد که این مساءله دلیل بر برترى خون مرد نسبت به زن نیست و مرد قاتل را نیز میتوان (با شرائطى ) در برابر زن مقتول قصاص کرد.
سپس براى اینکه روشن شود که مساءله قصاص حقى براى اولیاى مقتول است و هرگز یک حکم الزامى نیست ، و اگر مایل باشند مى توانند قاتل را ببخشند و خونبها بگیرند، یا اصلا خونبها هم نگیرند، اضافه مى کند: (اگر کسى از ناحیه برادر دینى خود مورد عفو قرار گیرد (و حکم قصاص با رضایت طرفین تبدیل به خونبها گردد) باید از روش ‍ پسندیدهاى پیروى کند (و براى پرداخت دیه طرف را در فشار نگذارد) و او هم در پرداختن دیه کوتاهى نکند) (فمن عفى له من اخیه شى ء فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسان ).
به این ترتیب از یکسو به اولیاى مقتول توصیه مى کند که اگر از قصاص صرفنظر کردهاید در گرفتن خونبها زیاده روى نکنید و به طرز شایسته با توجه به مبلغ عادلانهاى که اسلام قرار داده و در اقساطى که طرف قدرت پرداخت آن را دارد از او بگیرید.
و از سوى دیگر با جمله و اداء الیه باحسان به قاتل نیز توصیه مى کند که در پرداخت خونبها روش صحیحى در پیش ‍ گیرد و بدهى خود را بدون مسامحه بطور کامل و به موقع اداء نماید.
و به این صورت وظیفه و برنامه هر یک از دو طرف را مشخص کرده است .
در پایان آیه براى تاءکید و توجه دادن به این امر که تجاوز از حد از ناحیه هر کس بوده باشد مجازات شدید دارد مى گوید (این تخفیف و رحمتى است از ناحیه پروردگارتان ، و کسى که بعد از آن از حد خود تجاوز کند عذاب دردناکى در انتظار او است ) (ذلک تخفیف من ربکم و رحمه فمن اعتدى بعد ذلک فله عذاب الیم ).
این دستور عادلانه قصاص و عفو که یک مجموعه کاملا انسانى و منطقى را تشکیل مى دهد از یکسو روش فاسد عصر جاهلیت را که هیچگونه برابرى در قصاص قائل نبودند و همچون دژخیمان عصر فضا گاه در برابر یک نفر صدها نفر را به خاک و خون مى کشیدند محکوم مى کند.
و از سوى دیگر راه عفو را به روى مردم نمى بندد، در عین حال احترام خون را نیز کاهش نمى دهد و قاتلان را جسور نمى سازد، و از سوى سوم مى گوید بعد از برنامه عفو و گرفتن خونبها هیچیک از طرفین حق تعدى ندارند، بر خلاف اقوام جاهلى که اولیاى مقتول گاهى بعد از عفو و حتى گرفتن خونبها قاتل را میکشتند!.
آیه بعد با یک عبارت کوتاه و بسیار پر معنى پاسخ بسیارى از سؤ الات را در زمینه مساءله قصاص بازگو مى کند و مى گوید: (اى خردمندان ! قصاص براى شما مایه حیات و زندگى است ، باشد که تقوا پیشه کنید) (و لکم فى القصاص حیاه یا اولى الالباب لعلکم تتقون ).
این آیه که از ده کلمه ترکیب شده ، و در نهایت فصاحت و بلاغت است آنچنان جالب است که به صورت یک شعار اسلامى در اذهان همگان نقش بسته ، و به خوبى نشان مى دهد که قصاص اسلامى به هیچوجه جنبه انتقامجوئى ندارد بلکه دریچه اى است به سوى حیات و زندگى انسانها.
از یکسو ضامن حیات جامعه است ، زیرا اگر حکم قصاص به هیچوجه وجود نداشت و افراد سنگدل احساس ‍ امنیت مى کردند جان مردم بیگناه به خطر مى افتاد همانگونه که در کشورهائى که حکم قصاص به کلى لغو شده آمار قتل و جنایت به سرعت بالا رفته است .
و از سوى دیگر مایه حیات قاتل است چرا که او را از فکر آدمکشى تا حد زیادى باز میدارد و کنترل مى کند.
و از سوى سوم به خاطر لزوم تساوى و برابرى جلو قتلهاى پى در پى را مى گیرد و به سنتهاى جاهلى که گاه یک قتل مایه چند قتل و آن نیز به نوبه خود مایه قتلهاى بیشترى مى شد پایان مى دهد، و از این راه نیز مایه حیات جامعه است .
و با توجه به اینکه حکم قصاص مشروط به عدم عفو است نیز دریچه دیگرى به حیات و زندگى گشوده مى شود.
جمله لعلکم تتقون که هشدارى است براى پرهیز از هر گونه تعدى و تجاوز این حکم حکیمانه اسلامى را تکمیل مى کند.
نکته ها
۱- قصاص و عفو یک مجموعه عادلانه
اسلام که در هر مورد مسائل را با واقعبینى و بررسى همه جانبه دنبال مى کند، در مساءله خون بیگناهان نیز حق مطلب را دور از هر گونه تندروى و کندروى بیان داشته است ، نه همچون آئین تحریف شده یهود فقط تکیه بر قصاص مى کند و نه مانند مسیحیت کنونى فقط راه عفو یا دیه را به پیروان خود توصیه مى نماید، چرا که دومى مایه جرئت است و اولى عامل خشونت و انتقامجوئى .
فرض کنید قاتل و مقتول با هم برادر و یا سابقه دوستى و پیوند اجتماعى داشته باشند، در اینصورت اجبار کردن به قصاص داغ تازهاى بر اولیاى مقتول مى گذارد، و مخصوصا در مورد افرادى که سرشار از عواطف انسانى باشند اجبار کردن بر قصاص خود زجر و شکنجه دیگرى براى آنها محسوب مى شود، در حالى که محدود ساختن حکم به روش عفو و دیه نیز افراد جنایتکار را جریتر مى کند .
لذا حکم اصلى را قصاص قرار داده ، و براى تعدیل آن حکم عفو را در کنار این حکم ذکر کرده است .
به عبارت روشنتر اولیاء مقتول حق دارند در برابر قاتل یکى از سه حکم را اجراء کنند: ۱ قصاص کردن .
۲ – عفو کردن بدون گرفتن خونبها.
۳ – عفو کردن با گرفتن خونبها (البته در اینصورت موافقت قاتل نیز شرط است ).
۲- آیا قصاص بر خلاف عقل و عواطف انسانى است ؟
گروهى که بدون تاءمل ، بعضى از مسائل جزائى اسلام را مورد انتقاد قرار
داده اند به خصوص درباره مساءله قصاص سر و صدا راه انداخته مى گویند:
۱- جنایتى که قاتل مرتکب شده بیش از این نیست که انسانى را از بین برده است ، ولى شما به هنگام قصاص همین عمل را تکرار مى کنید!.
۲- قصاص جز انتقامجوئى و قساوت نیست ، این صفت ناپسند را باید با تربیت صحیح از میان مردم برداشت ، در حالى که طرفداران قصاص هر روز به این صفت ناپسند انتقامجوئى روح تازهاى میدمند!
۳- آدمکشى گناهى نیست که از اشخاص عادى یا سالم سرزند، حتما قاتل از نظر روانى مبتلا به بیمارى است ، و باید معالجه شود، و قصاص دواى چنین بیمارانى نمى تواند باشد.
۴- مسائلى که مربوط به نظام اجتماعى است باید دوش به دوش اجتماع رشد کند، بنا بر این قانونى که در هزار و چهارصد سال پیش از این پیاده مى شده نباید در اجتماع امروز عملى شود!
۵- آیا بهتر نیست به جاى قصاص ، قاتلان را زندانى کنیم و با کار اجبارى از وجود آنها به نفع اجتماع استفاده نمائیم با این عمل هم اجتماع از شر آنان محفوظ میماند، و هم از وجود آنها حتى المقدور استفاده مى شود.
اینها خلاصه اعتراضاتى است که پیرامون مساءله قصاص مطرح مى شود.
پاسخ
دقت در آیات قصاص در قرآن مجید جواب این اشکالات را روشن مى سازد (و لکم فى القصاص حیاه یا اولى الالباب ).
زیرا از بین بردن افراد مزاحم و خطرناک گاه بهترین وسیله براى رشد و تکامل اجتماع است ، و چون در اینگونه موارد مساءله قصاص ضامن حیات و ادامه
بقا مى باشد شاید از این رو قصاص به عنوان غریزه در نهاد انسان گذارده شده است .
نظام طب ، کشاورزى ، دامدارى همه و همه روى این اصل عقلى (حذف موجود خطرناک و مزاحم ) بنا شده زیرا مى بینیم به خاطر حفظ بدن ، عضو فاسد را قطع مى کنند، و یا به خاطر نمو گیاه شاخه هاى مضر و مزاحم را مى برند، کسانى که کشتن قاتل را فقدان فرد دیگرى مى دانند تنها دید انفرادى دارند، اگر صلاح اجتماع را در نظر بگیرند و بدانند اجراى قصاص چه نقشى در حفاظت و تربیت سایر افراد دارد در گفتار خود تجدید نظر مى کنند، از بین بردن این افراد خونریز در اجتماع همانند قطع کردن و از بین بردن عضو و شاخه مزاحم و مضر است که به حکم عقل باید آن را قطع کرد، و ناگفته پیدا است که تاکنون هیچکس به قطع شاخه ها و عضوهاى فاسد و مضر اعتراض ‍ نکرده است ، این در مورد ایراد اول .
در مورد ایراد دوم باید توجه داشت که اصولا تشریع قصاص هیچگونه ارتباطى با مساءله انتقامجوئى ندارد، زیرا انتقام به معنى فرونشاندن آتش غضب به خاطر یک مساءله شخصى است ، در حالى که قصاص به منظور پیشگیرى از تکرار ظلم و ستم بر اجتماع است و هدف آن عدالتخواهى و حمایت از سایر افراد بیگناه مى باشد.
در مورد ایراد سوم که قاتل حتما مبتلا به مرض روانى است و از اشخاص عادى ممکن نیست چنین جنایتى سر بزند، باید گفت : در بعضى موارد این سخن صحیح است و اسلام هم در چنین صورتهائى براى قاتل دیوانه یا مثل آن حکم قصاص نیاورده است ، اما نمى توان مریض بودن قاتل را به عنوان یک قانون و راه عذر عرضه داشت ، زیرا فسادى که این طرح به بار مى آورد و جراتیکه به جنایتکاران اجتماع مى دهدبراى هیچکس قابل تردید نیست ، و اگر استدلال در مورد قاتل صحیح باشد در مورد تمام متجاوزان و کسانى که به حقوق دیگران تعدى مى کنند نیز باید صحیح باشد، زیرا آدمى که داراى سلامت کامل عقل است هرگز بدیگران
تجاوز نمى کند، و به این ترتیب تمام قوانین جزائى را باید از میان برداشت ، و همه متعدیان و متجاوزان را به جاى زندان و مجازات به بیمارستانهاى روانى روانه کرد.
اما اینکه : رشد اجتماع قانون قصاص را نمى پذیرد و قصاص تنها در اجتماعات قدیم نقشى داشته اما الان قصاص را حکمى خلاف وجدان مى دانند که باید حذف شود پاسخ آن یک جمله است و آن اینکه :
ادعاى مزبور در برابر توسعه وحشتناک جنایات در دنیاى امروز و آمار کشتارهاى میدانهاى نبرد و غیر آن ادعاى بیارزشى است ، و به خیالبافى شبیهتر است ، و به فرض که چنین دنیائى به وجود آمد، اسلام هم قانون عفو را در کنار قصاص گذارده و هرگز قصاص را راه منحصر معرفى نکرده است ، مسلما در چنان محیطى خود مردم ترجیح خواهند داد که قاتل را عفو کنند، اما در دنیاى کنونى که جنایاتش تحت لفافه هاى گوناگون قطعا از گذشته بیشتر و وحشیانه تر است حذف این قانون جز اینکه دامنه جنایات را گسترش دهد اثرى ندارد.
و در مورد ایراد پنجم باید توجه داشت که هدف از قصاص همانطور که قرآن تصریح مى کند حفظ حیات عمومى اجتماع و پیشگیرى از تکرار قتل و جنایات است ، مسلما زندان نمى تواند اثر قابل توجهى داشته باشد (آنهم زندانهاى کنونى که وضع آن از بسیارى از منازل جنایتکاران بهتر است ) و به همین دلیل در کشورهائى که حکم اعدام لغو شده در مدت کوتاهى آمار قتل و جنایت فزونى گرفته ، به خصوص اگر حکم زندانى افراد طبق معمول در معرض بخشودگى باشد که در اینصورت جنایتکاران با فکرى آسوده تر و خیالى راحتتر دست به جنایت مى زنند.
۳- آیا خون مرد رنگینتر است ؟
ممکن است بعضى ایراد کنند که در آیات قصاص دستور داده شده که نباید (مرد) بخاطر قتل (زن ) مورد قصاص قرار گیرد، مگر خون مرد از خون زن رنگینتر است ؟ چرا مرد جنایتکار بخاطر کشتن زن و ریختن خون ناحق از انسانهائى که بیش از نصف جمعیت روى زمین را تشکیل مى دهند قصاص نشود ؟!
در پاسخ باید گفت : مفهوم آیه این نیست که مردم نباید در برابر زن قصاص شود بلکه همانطور که در فقه اسلام مشروحا بیان شده اولیاى زن مقتولى مى توانند مرد جنایتکار را به قصاص برسانند به شرط آنکه نصف مبلغ دیه را بپردازند.
به عبارت دیگر: منظور از عدم قصاص مرد در برابر قتل زن ، قصاص بدون قید و شرط است ولى با پرداخت نصف دیه ، کشتن او جایز است .
و لازم به توضیح نیست که پرداخت مبلغ مزبور براى اجراى قصاص نه بخاطر این است که زن از مرتبه انسانیت دورتر است و یا خون او کمرنگتر از خون مرد است ، این توهمى است کاملا بیجا و غیر منطقى که شاید لفظ و تعبیر (خونبها) ریشه این توهم شده است ، پرداخت نصف دیه تنها بخاطر جبران خسارتى است که از قصاص ‍ گرفتن از مرد متوجه خانواده او مى شود (دقت کنید).
توضیح اینکه : مردان غالبا در خانواده عضو مؤ ثر اقتصادى هستند و مخارج خانواده را متحمل مى شوند و با فعالیتهاى اقتصادى خود چرخ زندگى خانواده را به گردش در مى آورند، بنا بر این تفاوت میان از بین رفتن مرد و زن از نظر اقتصادى و جنبه هاى مالى بر کسى پوشیده نیست که اگر این تفاوت مراعات نشود خسارت بیدلیلى به بازماندگان مرد مقتول و فرزندان بیگناه او وارد مى شود، لذا اسلام با قانون پرداخت نصف مبلغ در مورد قصاص مرد رعایت حقوق همه افراد را کرده و از این خلاء اقتصادى و ضربه نابخشودنى ، که به یک خانواده میخورد جلوگیرى نموده است اسلام هرگز اجازه نمى دهد که به بهانه لفظ (تساوى ) حقوق افراد دیگرى مانند فرزندان شخصى که مورد قصاص قرار گرفته پایمال گردد.
البته ممکن است زنانى براى خانواده خود، نان آورتر از مردان باشند، ولى مى دانیم احکام و قوانین بر محور افراد دور نمى زند بلکه کل مردان را با کل زنان باید سنجید (دقت کنید).
۴- نکته آخر
که در آیه جلب توجه مى کند و از لفظ (من اخیه ) استفاده مى شود این است که قرآن رشته برادرى را میان مسلمانان به قدرى مستحکم مى داند که حتى بعد از ریختن خون ناحق باز برقرار است ، لذا براى تحریک عواطف اولیاى مقتول آنها را برادران قاتل معرفى مى کند و آنان را با این تعبیر به عفو و مدارا تشویق مى کند، و این عجیب و جالب است .
البته این در مورد کسانى است که بر اثر هیجان احساسات و خشم و مانند آن دست به چنین گناه عظیمى زده اند و از کار خود نیز پشیمانند اما جنایتکارانى که به جنایت خود افتخار مى کنند و از آن ندامت و پشیمانى ندارند نه شایسته نام برادرند و نه مستحق عفو و گذشت !.

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 15 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس با من -- کانال تلگرام من

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

با دوستان به اشتراک بگذارید ...Share on LinkedIn
Linkedin
Share on Facebook
Facebook
Tweet about this on Twitter
Twitter
Digg this
Digg
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on Google+
Google+
Email this to someone
email
Print this page
Print

لغو دیدگاه

مطالب مشابه