سوره مبارکه بقره آیه ۱۹۰ تا ۱۹۳ به همراه ترجمه و تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ (۱۹۰)

وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ ۚ وَالْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ۚ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّىٰ یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ ۖ فَإِنْ قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ ۗ کَذَٰلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ (۱۹۱)

فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۱۹۲)

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ ۖ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِینَ (۱۹۳)

ترجمه فارسی :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

و در راه خدا، با کسانی که با شما می‌جنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّی‌کنندگان را دوست نمی‌دارد! (۱۹۰)

و آنها را [= بت پرستانی که از هیچ گونه جنایتی ابا ندارند] هر کجا یافتید، به قتل برسانید! و از آن جا که شما را بیرون ساختند [= مکه‌]، آنها را بیرون کنید! و فتنه (و بت پرستی) از کشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نکنید! مگر اینکه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پیکار کردند، آنها را به قتل برسانید! چنین است جزای کافران! (۱۹۱)

و اگر خودداری کردند، خداوند آمرزنده و مهربان است (۱۹۲)

و با آنها پیکار کنید! تا فتنه (و بت پرستی، و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید! زیرا) تعدّی جز بر ستمکاران روا نیست (۱۹۳)

ترجمه انگلیسی :

In the name of Allah, most benevolent, ever-merciful

Fight those in the way of God who fight you, but do not be aggressive: God does not like aggressors (190)

And fight those (who fight you) wheresoever you find them, and expel them from the place they had turned you out from. Oppression is worse than killing. Do not fight them by the Holy Mosque unless they fight you there. If they do, then slay them: Such is the requital for unbelievers (191)

But if they desist, God is forgiving and kind (192)

Fight them till sedition comes to end, and the law of God (prevails). If they desist, then cease to be hostile, except against those who oppress (193)

ترجمه ترکی استانبولی :

Rahman ve rahim Allah adiyle

Sizinle savaşıp vuruşanlarla Allah yolunda siz de savaşın, vuruşun, fakat haddi aşmayın, zulmetmeyin. Şüphe yok ki Allah, haddini aşanları ve zulmedenleri sevmez (190)

Onları Nerede yakalarsanız öldürün. Sizi yurdunuzdan çıkardıkları gibi siz de onları yurtlarından çıkarın. Fitne, adam öldürmeden beterdir. Yalnız onlar, Mescidi Haram yanında sizinle savaşa kalkışmazlarsa siz de onlarla Mescidi Haram yanında savaşmayın. Ama onlar, sizi orada öldürmeye kalkışırlarsa öldürün onları. Budur kafirlerin cezası işte (191)

Fakat vazgeçerlerse şüphe yok ki Allah, suçları örter, rahimdir (192)

Bir fitne kalmayıncaya, din tamamıyla Allah’ın dini oluncaya dek onlarla çarpışın. Vazgeçtiler mi artık düşmanlık, yalnız zalimleredir, başkalarına değil (193)

ترجمه آذربایجانی :

Mərhəmətli, rəhmli Allahın adı ilə!

(Ey mö’minlər!) Sizinlə vuruşanlarla siz də Allah yolunda vuruşun, lakin həddən kənara çıxmayın. Allah həddi aşanları sevməz! (190)

Onları (Məkkə müşriklərini) harada görsəniz öldürün. Sizi çıxartdıqları yerdən (Məkkədən) siz də onları çıxardın. Fitnə (müşriklərin fitnəsi) qətldən daha şiddətlidir. Onlar sizinlə Məscidülhəram yanında vuruşmayınca, siz də onlarla orada vuruşmayın! Əgər (orada) sizinlə vuruşsalar, siz də onları öldürün. Kafirlərin cəzası ancaq budur! (191)

Əgər onlar (vuruşdan və Allaha şərik qoşmaqdan) vaz keçərlərsə, şübhəsiz, Allah bağışlayandır, rəhm edəndir! (192)

Fitnə (müşriklərin fitnəsi) aradan qalxana qədər və din (ibadət) ancaq Allaha məxsus edilənədək onlarla vuruşun; əgər onlar (bu cür hərəkətlərə) son qoyarlarsa (siz də onlarla vuruşmaqdan vaz keçin!), çünki düşmənçilik ancaq zülm edənlərə qarşı olur (193)

گزیده تفسیر :

شان نزول :
بعضى از مفسران ، دو شاءن نزول براى نخستین آیه از این آیات نقل کرده است .
نخست اینکه این آیه اولین آیه اى بود که درباره جنگ با دشمنان اسلام نازل شد و پس از نزول این آیه پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) با آنها که از در پیکار در آمدند، پیکار کرد و نسبت به آنان که پیکار نداشتند خوددارى میکرد، و این ادامه داشت تا دستور اقتلوا المشرکین که اجازه پیکار با همه مشرکان را میداد نازل گشت .
دوم شاءن نزولى است که از ابن عباس نقل شده که این آیه در مورد صلح حدیبیه نازل گردید، و جریان چنین است که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) با ۱۴۰۰ نفر از یاران خود، آماده عمره شدند، چون به سرزمین حدیبیه (محلى است در نزدیکى مکه ) رسیدند، مشرکان از ورود آنها به مکه و انجام مناسک عمره ، ممانعت کردند، و پس از گفتگوى زیاد با پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مصالحه کردند، که سال بعد براى انجام عمره به مکه بیایند و آنان مکه را سه روز براى او و مسلمانان خالى خواهند کرد تا طواف خانه خدا کنند.
سال بعد هنگامى که آماده رفتن به مکه شدند، از این خائف بودند که مشرکان به وعده خود وفا نکنند، و مانع شوند، و جنگى به وقوع پیوندد، و در صورت وقوع حادثه یا جنگ ، پیامبر از مقاتله در ماه حرام ناراحت بود، که آیه فوق در این مورد نازل شد، و دستور داد که اگر دشمن نبرد را شروع کند شما هم در برابر او به مبارزه برخیزید.
به نظر مى رسد که شاءن نزول اول مناسب آیه اول ، و شاءن نزول دوم مناسب آیات بعد است ، ولى به هر حال مفهوم آیات دلالت دارد که همه با هم ، یا با فاصله کمى نازل شده .
تفسیر:
فرمان جنگ با ستمکاران
در نخستین آیه ، قرآن دستور مقاتله و مبارزه با کسانى که شمشیر به روى مسلمانان مى کشند صادر کرده و به آنان اجازه داده است که براى خاموش ساختن دشمنان دست به اسلحه ببرند، و به تعبیر دیگر دوران صبر و شکیبایى مسلمانان تمام شده بود، و به قدر کافى قوت و قدرت پیدا کرده بودند که با شجاعت و صراحت ، از خود و حقوق خویش دفاع کنند، مى فرماید: (با کسانى که با شما مى جنگند در راه خدا پیکار کنید) (و قاتلوا فى سبیل الله الذین یقاتلونکم ).
تعبیر به فى سبیل الله ، هدف اصلى جنگهاى اسلامى را روشن مى سازد که جنگ در منطق اسلام هرگز به خاطر انتقامجویى یا جاه طلبى یا کشورگشایى یا بدست آوردن غنائم ، و اشغال سرزمینهاى دیگران نیست .
اسلام همه اینها را محکوم مى کند و مى گوید: سلاح بدست گرفتن و به جهاد پرداختن فقط باید در راه خدا، و براى گسترش قوانین الهى و بسط توحید و عدالت و دفاع از حق ، و ریشه کن ساختن ظلم و فساد و تباهى باشد.
همین نکته است که جنگهاى اسلامى را از تمام جنگهایى که در جهان روى مى دهد جدا مى سازد و نیز همین هدف ، در تمام ابعاد جنگ اثر مى گذارد و کمیت و کیفیت جنگ ، نوع سلاح ، چگونگى رفتار با اسیران ، را به رنگ فى سبیل الله در مى آورد.
(سبیل ) به گفته (راغب ) در (مفردات ) در اصل به معنى راهى است که
پیمودن آن آسان است ، و بعضى آن را منحصرا به معنى راه حق تفسیر کرده اند، ولى با توجه به اینکه این واژه در قرآن مجید، هم به راههاى حق و هم به راههاى باطل اطلاق شده ، شاید منظورشان این باشد که از قرائن ، حق بودن آن را استفاده کرده اند.
شک نیست که پیمودن راه خدا (سبیل الله ) یا به تعبیر دیگر راه دین و آیین او، با تمام مشکلاتى که دارد، چون موافق روح و جان افراد با ایمان است ، کارى است آسان و گوارا، به همین دلیل مؤ منان داوطلبانه و آشکارا، از آن استقبال مى کنند، هر چند سرانجامش شهادت باشد.
جمله (الذین یقاتلونکم ) نیز صراحت دارد که این دستور مخصوص مقابله با کسانى است که دست به اسلحه مى برند، و تا دشمن به مقاتله و مبارزه بر نخیزد، مسلمانان نباید حمله کنند و چنانکه خواهیم دید، این اصل (جز در بعضى موارد استثنایى که خواهد آمد) همه جا محترم شمرده شده است .
جمعى از مفسران ، مفهوم (الذین یقاتلونکم ) را در دایره خاصى محدود کرده اند، در حالى که آیه مفهوم گسترده اى دارد و تمام کسانى را که به نحوى از انحاء به پیکار بر مى خیزند شامل مى شود.
ضمنا از این آیه استفاده مى شود که هرگز غیر نظامیان (مخصوصا زنان و کودکان ) نباید مورد تهاجم واقع شوند، زیرا آنها به مقاتله بر نخواسته اند، بنابراین مصونیت دارند.
سپس توصیه به رعایت عدالت ، حتى در میدان جنگ و در برابر دشمنان کرده مى فرماید: از حد تجاوز نکنید (و لا تعتدوا).
چرا که خداوند، تجاوزکاران را دوست نمى دارد (ان الله لا یحب المعتدین ).
آرى هنگامى که جنگ براى خدا و در راه خدا باشد، هیچگونه تعدى و تجاوز، نباید در آن باشد، و درست به همین دلیل است که در جنگهاى اسلامى – بر خلاف جنگهاى عصر ما – رعایت اصول اخلاقى فراوانى توصیه شده است ، مثلا
افرادى که سلاح بر زمین بگذارند، و کسانى که توانایى جنگ را از دست داده اند، یا اصولا قدرت بر جنگ ندارند، همچون مجروحان ، پیر مردان ، زنان و کودکان نباید مورد تعدى قرار گیرند، باغستانها و گیاهان و زراعتها را نباید از بین ببرند، و از مواد سمى براى زهرآلود کردن آبهاى آشامیدنى دشمن (جنگ شیمیایى و میکروبى ) نباید استفاده کنند.
على (علیه السلام ) – طبق آنچه در نهج البلاغه آمده – به لشکریانش ، قبل از شروع جنگ صفین دستور جامعى در این زمینه داده که شاهد گویاى بحث ما است :
لا تقاتلوهم حتى یبدؤ وکم فانکم بحمد الله على حجه ، و ترککم ایاهم حتى یبدؤ وکم حجه اخرى لکم علیهم ، فاذا کانت الهزیمه باذن الله فلا تقتلوا مدبرا و لا تصیبوا معورا و لا تجهزوا على جریح و لا تهیجوا النساء باذى و ان شتمن اعراضکم و سببن امرائکم .
(با آنها نجنگید تا جنگ را آغاز کنند، چه اینکه شما بحمد الله (براى حقانیت خود) داراى حجت و دلیل هستید، و واگذاشتن آنها تا نبرد را آغاز کنند، حجت دیگرى است به سود شما و بر زیان آنان ، آنگاه که به اذن خدا آنان را شکست دادید، فراریان را نکشید، و بر ناتوانها ضربه نزنید و مجروحان را به قتل نرسانید، و با اذیت و آزار، زنان را به هیجان نیاورید، هر چند به شما دشنام دهند، و به سرانتان ناسزا گویند).
این نکته نیز لازم به یادآورى است که بعضى از مفسران ، طبق پاره اى از روایات ، این آیه را ناسخ آیه اى که منع از پیکار مى کند دانسته اند مانند کفوا ایدیکم : (دست به پیکار نزنید)، و بعضى آن را منسوخ به آیه و قاتلوا المشرکین کافه : (با
همه مشرکان پیکار کنید) شمرده اند، ولى حق این است که این آیه نه ناسخ است و نه منسوخ ، زیرا ممنوع بودن جنگ با کفار متجاوز، زمانى بود که مسلمانان از توان کافى برخوردار نبودند و با تغییر شرایط موظف شدند از خود دفاع کنند، و نیز مساله پیکار با مشرکان در واقع یک استثناء نسبت به آیه محسوب مى شود، بنابراین تغییر حکم به خاطر تغییر شرایط نه نسخ است و نه استثناء، ولى قرائن نشان مى دهد که در روایات و همچنین کلمات پیشینیان نسخ مفهومى غیر از مفهوم امروز داشته به طورى که معنى گسترده آن شامل این گونه امور نیز مى شده است .
در آیه بعد که تکمیلى است بر دستور آیه قبل با صراحت بیشترى ، سخن مى گوید، مى فرماید: آنها (همان مشرکانى که از هیچ گونه ضربه زدن به مسلمین خوددارى نمى کردند) را هر کجا بیابید به قتل برسانید و از آنجا که شما را بیرون ساختند (مکه ) آنها را بیرون کنید چرا که این یک دفاع عادلانه و مقابله به مثل منطقى است (و اقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم ).
سپس مى افزاید: فتنه از کشتار هم بدتر است (و الفتنه اشد من القتل ).
در اینکه (فتنه ) چیست ، مفسران و ارباب لغت ، درباره آن بحثهایى دارند، این واژه در اصل از (فتن ) (بر وزن متن ) گرفته شده که به گفته (راغب ) در (مفردات ) به معنى قرار دادن طلا در آتش ، براى ظاهر شدن میزان خوبى آن از بدى است و به گفته بعضى گذاشتن طلا در آتش براى خالص شدن از ناخالصیهاست واژه فتنه و مشتقات آن در قرآن مجید، دهها بار ذکر شده و در معانى مختلفى به کار رفته است .
گاه به معنى آزمایش و امتحان است ، مانند احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون : (مردم گمان مى کنند، همین که گفتند ایمان آوردیم ، رها
مى شوند و آزمایش نخواهند شد.
و گاه به معنى فریب دادن ، چنانکه مى فرماید: یا بنى آدم لا یفتننکم الشیطان : (اى فرزندان آدم ، شیطان شما را نفریبد).
و گاه به معنى بلا و عذاب آمده مانند: یوم هم على النار یفتنون ذوقوا فتنتکم : (آن روز که آنها بر آتش ، عذاب مى شوند و به آنها گفته مى شود بچشید عذاب خود را).
و گاه به معنى گمراهى آمده ، مانند و من یرد الله فتنته فلن تملک له من الله شیئا: (کسى که خدا گمراهى او را بخواهد (و از او سلب توفیق کند) هیچ قدرتى براى نجات او، در برابر خداوند نخواهى داشت ).
و گاه به معنى شرک و بت پرستى یا سد راه ایمان آورندگان ، آمده مانند آیه مورد بحث ، و بعضى آیات بعد از آن که مى فرماید: و قاتلوهم حتى لا تکون فتنه و یکون الدین لله : (با آنها پیکار کنید تا شرک از میان برود، و دین مخصوص خداى یگانه باشد).
ولى ظاهر این است که تمام این معانى به همان ریشه اصلى که در معنى فتنه گفته شد باز مى گردد (همانگونه که غالب الفاظ مشترک چنین حالى را دارند) زیرا با توجه به اینکه معنى اصلى قرار دادن طلا در زیر فشار آتش براى خالص سازى ، یا جدا کردن سره از ناسره است ، در هر مورد که نوعى فشار و شدت وجود داشته باشد این واژه به کار مى رود، مانند امتحان که معمول ا با فشار و مشکلات همراه است ، و عذاب که نوع دیگرى از شدت و فشار است ، و فریب و نیرنگ که تحت فشارها انجام مى گیرد و همچنین شرک یا ایجاد مانع در راه هدایت خلق که هر کدام
متضمن نوعى فشار و شدت است .
کوتاه سخن اینکه : آیین بت پرستى و فسادهاى گوناگون فردى و اجتماعى مولود آن ، در سرزمین مکه رایج شده بود، و حرم امن خدا را آلوده کرده بود، و فساد آن از قتل و کشتار هم بیشتر بود، آیه مورد بحث مى گوید به خاطر ترس از خونریزى ، دست از پیکار با بت پرستى بر ندارید که بت پرستى از قتل ، بدتر است .
این احتمال نیز از سوى بعضى از مفسران داده شده که منظور از (فتنه ) در اینجا همان فساد اجتماعى باشد، از جمله تبعید کردن مؤ منان از وطن ماءلوفشان که این امور گاه از کشتن هم دردناک تر است ، یا سبب قتل و کشتارها در اجتماع مى شود، در آیه ۷۳ سوره انفال چنین مى خوانیم : الا تفعلوه تکن فتنه فى الارض و فساد کبیر: (اگر این دستور را (قطع رابطه با کفار) انجام ندهید، فتنه و فساد عظیمى در زمین روى مى دهد (در این آیه فتنه و فساد در کنار هم قرار گرفته ).
سپس به مساله دیگرى در همین رابطه اشاره کرده ، مى فرماید: مسلمانان باید احترام مسجد الحرام را نگهدارند، و این حرم امن الهى باید همیشه محترم شمرده شود و لذا (با آنها (مشرکان ) نزد مسجد الحرام پیکار نکنید، مگر آنکه آنها در آنجا با شما بجنگند) (و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتى یقاتلوکم فیه ).
(ولى اگر آنها با شما در آنجا جنگ کردند، آنها را به قتل برسانید، چنین است جزاى کافران ) (فان قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاء الکافرین ).
چرا که وقتى آنها حرمت این حرم امن را بشکنند دیگر سکوت در برابر آنان جایز نیست و باید پاسخ محکم به آنان گفته شود تا از قداست و احترام حرم امن خدا، هرگز سوء استفاده نکنند.
ولى از آنجا که اسلام همیشه نیش و نوش و انذار و بشارت را با هم مى آمیزد تا معجون سالم تربیتى براى گنهکاران فراهم کند در آیه بعد راه بازگشت را به روى آنها گشوده و مى فرماید: اگر دست از جنگ بردارند و خوددارى کنند، خداوند آمرزنده و مهربان است (فان انتهوا فان الله غفور رحیم ).
آرى اگر از شرک دست بردارند، و آتش فتنه و فساد را خاموش کنند، آنها برادران مسلمان شما خواهند بود، و حتى چنانکه در دستورات دیگر آمده است از مجازات و غرامتهائى که براى مجرمان است در مورد آنان صرف نظر مى شود.
بعضى جمله (فان انتهوا) (اگر خوددارى کنند) را به معنى خوددارى از شرک و کفر تفسیر کرده اند (چنانکه در بالا گفتیم ).
و بعضى به معنى خوددارى از جنگ در مسجد الحرام یا اطراف آن دانسته اند.
جمع میان هر دو معنى نیز ممکن است .
در آیه بعد به هدف جهاد در اسلام اشاره کرده ، مى فرماید: با آنها پیکار کنید تا فتنه از میان برود (و قاتلوهم حتى لا تکون فتنه ).
(و دین مخصوص خدا باشد) (و یکون الدین لله ).
سپس اضافه مى کند: (اگر آنها (از اعتقاد در اعمال نادرست خود) دست بردارند (مزاحم آنان نشوید زیرا) تعدى جز به ستمکاران روا نیست ) (فان انتهوا فلا عدوان الا على الظالمین ).
در ظاهر، سه هدف براى جهاد در این آیه ذکر شده ، از میان بردن فتنه ها، و محو شرک و بت پرستى ، و جلوگیرى از ظلم و ستم .
این احتمال وجود دارد که منظور از فتنه همان شرک بوده باشد، بنابراین هدف اول و دوم در هم ادغام مى شود، و نیز این احتمال وجود دارد که منظور از ظلم در اینجا نیز همان شرک باشد چنانکه در آیه ۱۳ سوره لقمان مى خوانیم : ان
الشرک لظلم عظیم : (شرک ظلم بزرگى است ).
به این ترتیب ، هر سه هدف ، به یک هدف باز مى گردد، و آن مبارزه با شرک و بت پرستى که سرچشمه انواع فتنه ها و مظالم و ستمهاست .
بعضى نیز ظلم را در این آیه به معنى آغازگر جنگ بودن دانسته اند، و یا آغازگر جنگ بودن ، در حرم امن خدا.
ولى احتمال اول که آیه سه هدف جداگانه را براى جنگ تعقیب کند قویتر به نظر مى رسد، درست است که شرک یکى از مصادیق فتنه است ولى (فتنه ) مفهومى گسترده تر از شرک دارد، و درست است که شرک یکى از مصادیق ظلم است ، ولى (ظلم ) مفهوم وسیع ترى دارد، و اگر گاهى تفسیر به شرک شده بیان یک مصداق است .
به این ترتیب جهاد اسلامى نه به خاطر فرمانروائى در زمین و کشورگشایى ، و نه به منظور به چنگ آوردن غنائم و نه تهیه بازارهاى فروش یا تملک منابع حیاتى کشورهاى دیگر، یا برترى بخشیدن نژادى بر نژاد دیگر است .
هدف یکى از سه چیز است : خاموش کردن آتش فتنه ها و آشوبها که سلب آزادى و امنیت از مردم مى کند و همچنین محو آثار شرک و بت پرستى ، و نیز مقابله با متجاوزان و ظالمان و دفاع در برابر آنان است
نکته ها
۱ – مساله جهاد در اسلام
در بسیارى از مذاهب انحرافى ، جهاد به هیچ وجه وجود ندارد و همه چیز بر محور توصیه ها و نصایح و اندرزها دور مى زند، حتى بعضى هنگامى که مى شنوند جهاد مسلحانه ، یکى از ارکان برنامه هاى اسلامى است در تعجب فرو مى روند که
مگر دین مى تواند، توأ م با جنگ باشد.
اما با توجه به اینکه همیشه افراد زورمند و خودکامه و فرعونها و نمرودها و قارونها که اهداف انبیاء را مزاحم خویش مى دیده اند در برابر آن ایستاده و جز به محو دین و آیین خدا راضى نبودند روشن مى شود که دینداران راستین در عین تکیه بر عقل و منطق و اخلاق باید در مقابل این گردنکشان ظالم و ستمگر بایستند و راه خود را با مبارزه و در هم کوبیدن آنان به سوى جلو باز کنند، اصولا جهاد یکى از نشانه هاى موجود زنده است و یک قانون عمومى در عالم حیات است ، تمام موجودات زنده اعم از انسان و حیوان و گیاه ، براى بقاى خود، با عوامل نابودى خود در حال مبارزه اند – شرح بیشتر این سخن را در سوره نساء ذیل آیه ۹۵ و ۹۶ خواهید خواند.
به هر حال از افتخارات ما مسلمانان ، آمیختن دین با مساله حکومت و داشتن دستور جهاد در برنامه هاى دینى است ، منتها باید دید جهاد اسلامى چه اهدافى را تعقیب مى کند آنچه ما را از دیگران جدا مى سازد همین است .
۲ – اهداف جهاد در اسلام
بعضى از غربزدهها اصرار دارند جهاد اسلامى را منحصرا در جهاد دفاعى خلاصه کنند، و با هر زحمتى که هست تمام غزوات پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) و یا جنگهاى بعد از آن حضرت را، در این راستا توجیه کنند، در حالى که نه دلیلى بر این مساله داریم و نه تمام غزوات رسول الله در این معنى خلاصه مى شود بهتر این است به جاى این استنباطهاى نادرست به قرآن باز گردیم و اهداف جهاد را از قرآن بگیریم ، اهدافى که همه منطقى و قابل عرضه کردن به دوست و دشمن است .
چنانکه در آیات بالا خواندیم جهاد در اسلام براى چند هدف مجاز شمرده
شده است .
الف – جهاد براى خاموش کردن فتنه ها
و به تعبیر دیگر جهاد ابتدائى آزادى بخش .
مى دانیم خداوند دستورها و برنامه هائى براى سعادت و آزادى و تکامل و خوشبختى و آسایش انسانها طرح کرده است ، و پیامبران خود را موظف ساخته که این دستورها را به مردم ابلاغ کنند، حال اگر فرد یا جمعیتى ابلاغ این فرمانها را مزاحم منافع پست خود ببینند و سر راه دعوت انبیاء موانعى ایجاد نمایند آنها حق دارند نخست از طریق مسالمت آمیز و اگر ممکن نشد با توسل به زور این موانع را از سر راه دعوت خود بردارند و آزادى تبلیغ را براى خود کسب کنند.
به عبارت دیگر: مردم در همه اجتماعات این حق را دارند که نداى منادیان راه حق را بشنوند، و در قبول دعوت آنها آزاد باشند حال اگر کسانى بخواهند آنها را از حق مشروعشان محروم سازند و اجازه ندهند صداى منادیان راه خدا به گوش جان آنها برسد و از قید اسارت و بردگى فکرى و اجتماعى آزاد گردند طرفداران این برنامه حق دارند براى فراهم ساختن این آزادى از هر وسیله اى استفاده کنند، و از اینجا ضرورت (جهاد ابتدائى ) در اسلام و سایر ادیان آسمانى روشن مى گردد.
همچنین اگر کسانى مؤ منان را تحت فشار قرار دهند که به آیین سابق باز گردند براى رفع این فشار نیز از هر وسیله اى مى توان استفاده کرد.
ب – جهاد دفاعى
آیا صحیح است کسى به انسان حمله کند و او از خود دفاع ننماید؟ یا ملتى متجاوز و سلطه گر هجوم بر ملت دیگر ببرند و آنها دست روى دست گذارده نابودى کشور و ملت خویش را تماشا کنند.
در اینجا تمام قوانین آسمانى و بشرى به شخص یا جمعیتى که مورد هجوم واقع شده حق مى دهد براى دفاع از خویشتن به پا خیزد و آنچه در قدرت دارد به کار
برد، و از هر گونه اقدام منطقى براى حفظ موجودیت خویش فروگذار نکند.
این نوع جهاد را، (جهاد دفاعى ) مى نامند، جنگهایى مانند جنگ احزاب و احد و موته و تبوک و حنین و بعضى دیگر از غزوات اسلامى جزء این بخش از جهاد بوده و جنبه دفاعى داشته است .
هم اکنون بسیارى از دشمنان اسلام ، جنگ را بر مسلمین تحمیل کرده اند و سرزمینهاى اسلامى را اشغال نموده و منابع آنها را زیر سلطه خود گرفته اند چگونه اسلام اجازه مى دهد در مقابل آنها سکوت شود؟ ج – جهاد براى حمایت از مظلومان
شاخه دیگرى از جهاد که در آیات دیگر قرآن به آن اشاره شده ، جهاد براى حمایت از مظلومان است ، در آیه ۷۵ سوره نساء مى خوانیم : و ما لکم لا تقاتلون فى سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا:
(چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانى که (بدست ستمگران ) تضعیف شده اند پیکار نمى کنید، همان افراد (ستمدیده اى ) که مى گویند: خدایا! ما را از این شهر (مکه ) که اهلش ستمگرند بیرون ببر، و براى ما از سوى خود، ولیى قرار ده ، و براى ما از سوى خود یار و یاورى معین فرما).
به این ترتیب ، قرآن از مسلمانان مى خواهد که هم در راه خدا و هم مستضعفان مظلوم ، جهاد کنند، و اصولا این دو از هم جدا نیستند و با توجه به اینکه در آیه فوق قید و شرطى نیست ، این مظلومان و مستضعفان در هر نقطه جهان ، باشند، باید از آنها دفاع کرده نزدیک و دور، داخل و خارج کشور تفاوت نمى کند.
و به تعبیر دیگر حمایت از مظلومان در مقابل ظالمان در اسلام یک اصل است که باید مراعات شود، حتى اگر به جهاد منتهى گردد، اسلام اجازه نمى دهد مسلمانان در برابر فشارهایى که به مظلومان جهان وارد مى شود بیتفاوت باشند، و
این دستور یکى از ارزشمندترین دستورات اسلامى است که از حقانیت این آیین خبر مى دهد.
د – جهاد براى محو شرک و بت پرستى
اسلام در عین اینکه آزادى عقیده را محترم مى شمرد و هیچ کس را با اجبار دعوت به سوى این آیین نمى کند، به همین دلیل به اقوامى که داراى کتاب آسمانى هستند، فرصت کافى مى دهد که با مطالعه و تفکر آیین اسلام را بپذیرند، و اگر نپذیرفتند، با آنها به صورت یک (اقلیت هم پیمان ) (اهل ذمه ) معامله مى کند و با شرایط خاصى که نه پیچیده است و نه مشکل با آنها همزیستى مسالمت آمیز بر قرار مى نماید، در عین حال نسبت به شرک و بت پرستى ، سختگیر است زیرا: شرک و بت پرستى نه دین است و نه آیین و نه محترم شمرده مى شود، بلکه یک نوع خرافه و انحراف و حماقت و در واقع یک نوع بیمارى فکرى و اخلاقى است که باید به هر قیمت که ممکن شود آن را ریشه کن ساخت .
کلمه آزادى و احترام به فکر دیگران در مواردى به کار برده مى شود که فکر و عقیده لا اقل یک ریشه صحیح داشته باشد، اما انحراف و خرافه و گمراهى و بیمارى چیزى نیست که محترم شمرده شود و به همین دلیل اسلام دستور مى دهد که بت پرستى به هر قیمتى که شده است حتى به قیمت جنگ ، از جامعه بشریت ریشه کن گردد.
بت خانه ها و آثار شوم بت پرستى اگر از طرق مسالمت آمیز ممکن نشد با زور ویران و منهدم گردند.
آرى اسلام مى گوید باید صفحه زمین از آلودگى به شرک و بت پرستى پاک گردد و به همه مسلمین نوید مى دهد که سرانجام توحید و یکتا پرستى به تمام جهان حاکم خواهد شد و شرک و بت پرستى ریشه کن خواهد گشت .
از آنچه در بالا – در مورد اهداف جهاد – آمد روشن مى شود که اسلام جهاد را با اصول صحیح و منطق عقل هماهنگ ساخته ، و هرگز آن را وسیله سلطه جویى و کشورگشائى و غصب حقوق دیگران و تحمیل عقیده ، و استعمار و استثمار قرار
نداده است .
ولى مى دانیم دشمنان اسلام – مخصوصا ارباب کلیسا و مستشرقان مغرض با تحریف حقایق ، سخنان زیادى بر ضد مساله جهاد اسلامى ایراد کرده اند و اسلام را متهم به خشونت و توسل به زور و شمشیر براى تحمیل عقیده ساخته اند.
و به این قانون اسلامى سخت هجوم برده اند.
به نظر مى رسد وحشت آنها از پیشرفت اسلام در جهان ، به خاطر معارف قوى ، و برنامه هاى حساب شده ، سبب شده است که از اسلام چهره دروغین وحشتناکى بسازند، تا جلو پیشرفت اسلام را در جهان بگیرند.
۳ – چرا فرمان جهاد در مدینه نازل شد؟
مى دانیم جهاد در سال دوم هجرت به مسلمانان واجب گشت و قبل از آن واجب نبود.
دلیل این موضع روشن است زیرا از یک طرف تعداد مسلمانان در مکه به اندازهاى کم بود که عملا قیام مسلحانه کردن مفهومى جز انتحار و خودکشى نداشت و از طرف دیگر دشمن در مکه فوق العاده نیرومند بود و در واقع مرکز اصلى قدرتهاى ضد اسلامى محسوب مى شد و مبارزه کردن با آنها در داخل مکه امکان پذیر نبود.
ولى هنگامى که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به مدینه آمد عده زیادى به او ایمان آوردند و دعوت خود را آشکار در داخل و خارج مدینه گسترش داد و توانست یک حکومت صالح به وجود آورد و وسایل لازم را براى مبارزه و پیکار با دشمن آماده سازد و چون مدینه از مکه فاصله زیادى داشت این کار با فراغت خاطر صورت گرفت و نیروهاى انقلابى و آزادى بخش ، آماده مبارزه و دفاع در برابر دشمن شدند.

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 15 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس با من -- کانال تلگرام من

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

با دوستان به اشتراک بگذارید ...Share on LinkedIn
Linkedin
Share on Facebook
Facebook
Tweet about this on Twitter
Twitter
Digg this
Digg
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on Google+
Google+
Email this to someone
email
Print this page
Print

لغو دیدگاه

مطالب مشابه