سوره مبارکه بقره آیه ۱۹۷ تا ۱۹۹ به همراه ترجمه و تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ ۚ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی الْحَجِّ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ ۗ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ ۚ وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ (۱۹۷)

لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّکُمْ ۚ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْکُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ ۖ وَاذْکُرُوهُ کَمَا هَدَاکُمْ وَإِنْ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّینَ (۱۹۸)

ثُمَّ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۱۹۹)

ترجمه فارسی :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

حج، در ماه‌های معینی است! و کسانی که (با بستن احرام، و شروع به مناسک حج،) حج را بر خود فرض کرده‌اند، (باید بدانند که) در حج، آمیزش جنسی با زنان، و گناه و جدال نیست! و آنچه از کارهای نیک انجام دهید، خدا آن را می‌داند. و زاد و توشه تهیه کنید، که بهترین زاد و توشه، پرهیزکاری است! و از من بپرهیزید ای خردمندان! (۱۹۷)

گناهی بر شما نیست که از فضلِ پروردگارتان (و از منافع اقتصادی در ایّام حج) طلب کنید (که یکی از منافع حج، پی ریزیِ یک اقتصادِ صحیح است). و هنگامی که از «عرفات» کوچ کردید، خدا را نزد «مشعَر الحرام» یاد کنید! او را یاد کنید همان‌طور که شما را هدایت نمود و قطعاً شما پیش از این، از گمراهان بودید (۱۹۸)

سپس از همان‌جا که مردم کوچ می‌کنند، (به سوی سرزمین منی) کوچ کنید! و از خداوند، آمرزش بطلبید، که خدا آمرزنده مهربان است! (۱۹۹)

ترجمه انگلیسی :

In the name of Allah, most benevolent, ever-merciful

Known are the months of pilgrimage. If one resolves to perform the pilgrimage in these months, let him not indulge in concupiscence, sin or quarrel. And the good you do shall be known to God. Provide for the journey, and the best of provisions is piety. O men of understanding, obey Me (197)

It is no sin to seek the favours of your Lord (by trading). When you start from ‘Arafat in a concourse, remember God at the monument that is sacred (al-Mash’ar al-haram), and remember Him as He has shown you the way, for in the olden days you we’re a people astray (198)

Then move with the crowd impetuously, and pray God to forgive you your sins. God is surely forgiving and kind (199)

ترجمه ترکی استانبولی :

Rahman ve rahim Allah adiyle

Hac, malum aylarda olur. Kim o aylarda hacca niyet ederse bilsin ki hacda ne kadınla buluşma vardır, ne kötülükte bulunma, ne de kavga ve dövüş. Hayra dair ne işlerseniz Allah bilir. Yol azığı hazırlayın. Şüphe yok ki azıkların hayırlısı da sakınıp çekinmedir. Ey aklı eren temiz kişiler, sakının benden (197)

Rabbinizden rızık fazlalığı isteyerek ticarette bulunmanızda bir beis yok. Arafat’tan seller gibi boşanıp hep beraber inince de Meş’arülHaram’da Allah’ı anın. Hem de o, size doğru yolu nasıl gösterdi, onu anmanızı nasıl bellettiyse öyle anın. Bundan önce gerçekten de sapıklardandınız ya (198)

Sonra insanların, hep birden Arafat’tan döndüğü yerden siz de dönün, Allah’tan yarlıganmak dileyin. Şüphe yok ki Allah suçları örter, rahimdir (199)

ترجمه آذربایجانی :

Mərhəmətli, rəhmli Allahın adı ilə!

Həcc (mövsümü) mə’lum olan aylardır (şəvval, zülqə’də ayları və zülhiccənin birinci on günü). (Həmin aylarda) həcc ziyarəti vacib olan (həcci özünə vacib bilən) şəxsə həccdə olarkən (qadınla) yaxınlıq, söyüş söyüb pis sözlər danışmaq, dava-dalaş etmək yaramaz. Allah gördüyünüz hər bir yaxşı işi bilir. (Həcc və ya axirət üçün) tədarük görün. Ən yaxşı tədarük (azuqə) isə təqvadır (pis əməllərdən çəkinməkdir). Ey ağıl sahibləri, Məndən qorxun! (197)

(Həcc mövsümündə) Rəbbinizdən (ticarətlə) ruzi diləməniz sizin üçün günah deyildir. Ərəfatdan qayıdarkən Məş’ərülhəramda Allahı xatırlayın. Sizi doğru yola yönəltdiyi üçün Onu yada salın (Ona dua edin), çünki siz bundan əvvəl (doğru yolu) azanlardan idiniz! (198)

Sonra camaatın döndüyü yerdən siz də dönün! Allahdan bağışlanmaq diləyin, şübhəsiz ki, Allah bağışlayandır, rəhm edəndir! (199)

گزیده تفسیر :

بهترین زاد و توشه
این آیات همچنان احکام حج و زیارت خانه خدا را تعقیب مى کند، و دستورات جدیدى در آن مطرح است :
۱ – نخست مى فرماید: حج در ماههاى معینى است (الحج اشهر معلومات ).
منظور از این ماهها ماههاى شوال ، ذى القعده و ذى الحجه است (تمام ماه ذى الحجه یا همان ده روز اول ) و این ماهها را اشهر حج مى نامند زیرا بخشى از اعمال حج (مراسم عمره را) در غیر این ماهها نمى توان انجام داد و بخشى را منحصرا در روزهاى نهم تا دوازدهم ماه ذى الحجه باید انجام داد، و اینکه در قرآن تصریح به نام این ماهها نشده به خاطر آن است که این ماهها براى همه شناخته شده بود، و قرآن با این عبارت تاکید بر آن مى کند.
ضمنا این جمله ، یکى از رسوم خرافى جاهلیت را نفى مى کند که گاه به خاطر درگیرى با جنگها یا غیر آن ، ماههاى حج را تغییر و تبدیل مى دادند، و جلو و عقب مى کردند، قرآن مى گوید: این ماهها معین و ثابت است ، و تقدیم و تاخیر در آن جایز نیست .
۲ – سپس به دستور دیگرى در مورد کسانى که با احرام بستن شروع به مناسک حج مى کنند اشاره کرده ، مى فرماید: آنها که حج را بر خود فرض کرده اند (و احرام بسته اند باید بدانند) در حج آمیزش جنسى و گناه و جدال نیست (فمن
فرض فیهن الحج فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فى الحج )
رفث بر وزن قفس در اصل به معنى سخنى است که متضمن مطلبى که ذکر آن قبیح است بوده باشد، اعم از آمیزش جنسى و یا مقدمات آن ، سپس کنایه از جماع قرار داده شده است . ولى بعضى تصریح کرده اند واژه رفث تنها در صورتى به این نوع گفتگوها اطلاق مى شود که در حضور زنان باشد و اگر در غیاب آنها باشد، رفث نامیده نمى شود.
بعضى نیز اصل آن را به معنى تمایل عملى به زنان دانسته اند که از مزاح و لمس و تماس شروع مى شود و به آمیزش جنسى پایان مى گیرد.
فسوق به معنى گناه و خارج شدن از اطاعت خدا است . و جدال به معنى گفتگوى توأ م با نزاع است ، و در اصل به معنى محکم پیچیدن طناب است و از آنجا که طرفین گفتگوى آمیخته با نزاع به یکدیگر مى پیچند و هر کدام مى خواهد سخن خود را به کرسى بنشاند، این واژه در آن به کار رفته است .
به هر حال طبق این دستور حاجیان به هنگام احرام ، نه حق نزدیکى با همسران دارند و نه کلمات دروغ و فحش دادن (گر چه این کار در غیر موقع احرام نیز حرام است ، ولى یکى از بیست و پنج امرى است که محرم باید ترک کند) و همچنین از کارهایى که بر آنها حرام است جدال است ، و سوگند خوردن ، خواه راست باشد یا دروغ ، و گفتن لا و الله – بلى و الله .
به این ترتیب محیط حج باید از تمتعات جنسى و همچنین انجام گناهان و گفتگوهاى بیفایده و جر و بحثها و کشمکشهاى بیهوده پاک باشد، زیرا محیط عبادت و اخلاص و ترک لذایذ مادى است ، محیطى است که روح انسان باید از آن نیرو بگیرد و یکباره از جهان ماده جدا شود، و به عالم ماوراء ماده راه یابد و در عین
حال رشته الفت و اتحاد و اتفاق و برادرى در میان مسلمانان محکم گردد و هر کارى که با این امور منافات دارد ممنوع است .
البته هر کدام از این احکام ، شرح و بسط و شرایطى دارد که در کتب مناسک حج آمده است .
۳ – در مرحله بعد به مسائل معنوى حج ، و آنچه مربوط به اخلاص است اشاره کرده ، مى فرماید: آنچه را از کارهاى خیر انجام مى دهید خدا مى داند (و ما تفعلوا من خیر یعلمه الله ).
چه پاداشى براى نیکوکاران با ایمان از این بالاتر که بدانند هر کار نیکى را انجام مى دهند خدا از آن با خبر است ، و مولى و معبود آنان ، حاضر و ناظر مى باشد و این بسیار لذتبخش است که اعمال خیر در محضر او انجام مى شود و این پاداشى است قبل از پاداشهاى معنوى و مادى دیگر که خداوند عالم و آگاه به آنها مى دهد.
و در ادامه همین مطلب مى فرماید: زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه ها پرهیزکارى است و از من به پرهیزید اى صاحبان عقل (و تزودوا فان خیر الزاد التقوى و اتقون یا اولى الالباب ).
بسیارى از مفسران گفته اند که این آیه اشاره به گروهى مى کند (به گفته بعضى گروهى از مردم یمن بودند) که وقتى براى زیارت خانه خدا حرکت مى کردند هیچگونه زاد و توشهاى با خود بر نمى داشتند، و حتى اگر زاد و توشهاى با خود داشتند به هنگام احرام به دور مى ریختند و مى گفتند ما به زیارت خانه خدا مى رویم چگونه ممکن است به ما غذا ندهد (و گاه به همین جهت خود را به زحمت مى افکندند و یا محتاج به سؤ ال از این و آن مى شدند) قرآن این تفکر غلط را نفى مى کند و مى گوید زاد و توشه براى خود تهیه کنید ولى در عین حال آنها را به مساله معنوى مهمترى ارشاد کرده ، مى گوید: که ماوراى این زاد و توشه زاد و توشه دیگرى است که باید براى سفر آخرت فراهم گردد و آن پرهیزکارى و تقوا است .
این جمله ممکن است اشاره لطیفى به این حقیقت بوده باشد که در سفر حج موارد فراوانى براى تهیه زادهاى معنوى وجود دارد که باید از آن غفلت نکنید در آنجا تاریخ مجسم اسلام است و صحنه هاى زنده فداکارى ابراهیم (علیه السلام ) قهرمان توحید و جلوههاى خاصى از مظاهر قرب پروردگار دیده مى شود که در هیچ جاى دیگر جهان نیست آنها که روحى بیدار و اندیشه اى زنده دارند مى توانند براى یک عمر از این سفر بى نظیر روحانى توشه معنوى فراهم سازند.
قابل توجه اینکه به دنبال این مطلب باز دستور به تقوا مى دهد و روى سخن را به اولى الالباب یعنى صاحبان مغز و اندیشه مى کند آرى آنها هستند که روح حج را درک مى کنند و از این برنامه عالى تربیتى حد اکثر بهره بردارى را مینمایند در حالى که دیگران تنها از قشر و پوست آن سهمى دارند و روح حج را درک نمى کنند.
آرى صاحبان مغز و اندیشمندانند که آثار تقوا و پرهیزکارى را در فرد و جامعه درک مى کنند.
در آیه بعد به رفع پارهاى از اشتباهات در زمینه مساله حج پرداخته ، مى فرماید: گناهى بر شما نیست که از فضل پروردگارتان (و منافع اقتصادى در ایام حج ) برخوردار شوید (لیس علیکم جناح ان تبتغوا فضلا من ربکم ).
در زمان جاهلیت هنگام مراسم حج هر گونه معامله و تجارت و بارکشى و مسافربرى را گناه مى دانستند و حج کسانى را که چنین مى کردند باطل مى شمردند.
آیه مورد بحث این حکم جاهلى را بى ارزش و باطل اعلام کرد و فرمود هیچ مانعى ندارد که در موسم حج از معامله و تجارت حلال که بخشى از فضل خداوند بر بندگان است بهره گیرید و یا کار کنید و از دست رنج خود استفاده کنید.
اصولا گاهى این تفکر که در عصر جاهلیت بوده در زمان ما نیز پیدا مى شود که این عبادت بزرگ یعنى حج باید از هر گونه شائبه مادى خالص باشد ولى از آنجا که این مساله بسیارى از کارگران و کسانى که تدارکات و خدمات آن را انجام مى دهند اعم از راننده و خدمتگزار و طبیب و راهنما و سایر خدمتگزاران را گرفتار زحمت مى کند به علاوه مردم آن دیار مى توانند بسیارى از مشکلات اقتصادى را در موقع حج سامان بخشند این تفکر مردود شمرده شده است و اینگونه اشخاص مى توانند ضمن خدمات خود مراسم حج را به جا آورند و از این نظر در مضیقه نیفتند.
بلکه از این بالاتر از منابع اسلامى به خوبى استفاده مى شود که حج علاوه بر فلسفه مهم اخلاقى و تهذیب نفوس داراى فلسفه سیاسى و فرهنگى و اقتصادى نیز هست .
توضیح اینکه : مسافرت مسلمانان از نقاط مختلف دنیا به سوى خانه خدا و تشکیل آن کنگره عظیم اسلامى مى تواند پایه و اساسى براى یک جهش اقتصادى عمومى در جوامع اسلامى گردد به این ترتیب که مغزهاى متفکر اقتصادى مسلمین پس از مراسم حج یا قبل از آن دور هم بنشینند و با همفکرى و همکارى پایه محکمى براى اقتصاد جوامع اسلامى بریزند و با مبادلات صحیح تجارتى آن چنان اقتصاد نیرومندى به وجود آورند که از دشمنان و بیگانگان بى نیاز گردند.
بنابراین ، این معاملات و مبادلات تجارتى خود یکى از وسایل تقویت جامعه اسلامى در برابر دشمنان اسلام است زیرا میدانیم هیچ ملتى بدون داشتن اقتصادى نیرومند استقلال کامل نخواهد داشت ولى بدیهى است فعالیتهاى تجارتى باید تحت الشعاع جنبه هاى عبادى و اخلاقى حج باشد نه حاکم و مقدم بر آنها و خوشبختانه مسلمانان وقت کافى قبل یا بعد از اعمال حج براى این کار دارند: هشام بن حکم مى گوید از امام صادق (علیه السلام ) پرسیدم :…. فقلت له : ما العله التى من اجلها کلف الله العباد الحج و الطواف بالبیت فقال …. فجعل فیه الاجتماع من
الشرق و الغرب لیتعارفوا و لینزع کل قوم من التجارات من بلد الى بلد و لینتفع بذلک المکارى و الجمال … و لو کان کل قوم انما یتکلمون على بلادهم و ما فیها هلکوا و خربت البلاد و سقطت الجلب و الارباح : چرا خداوند مردم را به انجام حج و طواف خانه خود فرمان داده است ؟
فرمود: خداوند انسانها را آفرید… و آنان را به عمل حج دستور داد که اطاعت دین و مصالح دنیاى آنان را در بر دارد در موسم حج مسلمانان از مشرق و مغرب گرد هم جمع مى شوند تا با یکدیگر آشنا گردد و براى این که هر ملتى از تجارتها و فرآورده هاى اقتصادى ملتهاى دیگر استفاده کنند و به خاطر اینکه مسافران و حمل و نقل کنندگان در این سفر با کرایه دادن وسیله هاى نقلیه خود بهره ببرند. (و براى اینکه با آثار و اخبار پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) آشنا گردند و این آثار همچنان زنده بماند و در دست فراموشى سپرده نشود) و اگر بنا باشد هر ملتى فقط درباره محیط خود سخن بگویند هلاک مى گردند و شهرها ویران مى شود و استفاده ها و منافع تجارتى از بین مى رود.
سپس در ادامه همین آیه عطف توجه به مناسک حج کرده ، مى فرماید: هنگامى که از عرفات کوچ کردید خدا را در نزد مشعر الحرام یاد کنید (فاذا افضتم من عرفات فاذکروا الله عند المشعر الحرام ).
او را یاد کنید همانگونه که شما را هدایت کرد هر چند پیش از آن از گمراهان بودید (و اذکروه کما هدیکم و ان کنتم من قبله لمن الظالین ).
باز در ادامه همین معنى مى فرماید: سپس از آنجا که مردم کوچ مى کنند (از مشعر الحرام به سوى سرزمین منى ) کوچ کنید (ثم افیضوا من حیث افاض الناس ). و در پایان دستور به استغفار و توبه مى دهد و مى فرماید: از خدا طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است (و استغفروا الله ان الله غفور رحیم ).
در این بخش از آیات به سه موقف از مواقف حج اشاره شده عرفات که محلى است در حدود ۲۰ کیلومترى مکه و حاجیان از ظهر روز نهم ذى الحجه تا غروب آفتاب در آنجا وقوف مى کنند و به عبادت پروردگار مشغولند سپس وقوف در مشعر الحرام یا مزدلفه که بخشى از شب عید قربان و صبحگاهان قبل از طلوع آفتاب در آنجا مى مانند و به راز و نیاز با پروردگار مى پردازند و سوم سرزمین منى که محل قربانى و رمى جمرات و پایان دادن به احرام و انجام مراسم عید است .
نکته ها
۱ – نخستین موقف حج
زائران خانه خدا بعد از انجام مراسم عمره راهى مراسم حج مى شوند و نخستین مرحله همان وقوف در عرفات است که از نیمه روز نهم ذى الحجه تا غروب آفتاب در آنجا توقف مى نمایند سپس از آنجا به سوى مشعر الحرام حرکت مى کنند (در آیات فوق به هر دو قسمت اشاره شده است ).
در نامگذارى سرزمین عرفات به این نام جهات گوناگونى ذکر کرده اند، گاه گفته اند هنگامى که پیک وحى خداوند جبرئیل مناسک حج را در آنجا به ابراهیم نشان داد ابراهیم مى فرمود: عرفت ، عرفت (شناختم – شناختم ) لذا آنجا را عرفات گفتند.
گاه گفته اند این داستان براى آدم واقع شد و گاه گفته شده که آدم و حوا در آن سرزمین یکدیگر را پیدا کردند و شناختند و گاه گفته شده زوار خانه خدا در آنجا یکدیگر را مى بینند و مى شناسند و تفسیرهاى دیگر.
ولى بعید نیست این نامگذارى اشاره به حقیقت دیگرى باشد و آن اینکه این سرزمین محیط بسیار آمادهاى براى معرفت پروردگار و شناسائى ذات پاک اوست .
و به راستى آن جذبه معنوى و روحانى که انسان به هنگام ورود در عرفات پیدا مى کند با هیچ بیان و سخنى قابل توصیف نیست – تنها باید رفت و مشاهده کرد – همه یک شکل ، همه یکنواخت ، همه بیابان نشین همه از هیاهوى شهر و از هیاهوى دنیاى مادى و زرق و برقش فرار کرده ، در زیر آن آسمان نیلى در آن هواى آزاد و پاک از آلودگى گناه در آنجا که فرشته وحى بال و پر مى زند، در آنجا که از لابلاى نسیمش ‍ صداى زمزمه جبرئیل و آهنگ مردانه ابراهیم خلیل و طنین حیات بخش صداى پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) و مجاهدان صدر اسلام شنیده مى شود.
در این سرزمین خاطره انگیز که گویا دریچه اى به جهان ماوراى طبیعت در آن گشوده شده انسان نه تنها از نشئه عرفان پروردگار سر مست مى شود و لحظه اى با زمزمه تسبیح عمومى خلقت هماهنگ مى گردد بلکه در درون وجود خود، خودش را هم که عمرى است گم کرده و به دنبالش مى گردد پیدا مى کند و به حال خویشتن نیز عارف مى گردد و مى داند او آن کس نیست که شب و روز در تلاش معاش حریصانه کوه و صحرا را زیر پا مى گذارد و هر چه مى یابد عطشش فرو نمى نشیند مى یابد گوهر دیگرى در درون جان او نهفته است که او در حقیقت همان است آرى این سرزمین را عرفات مى نامند راستى چه اسم جالب و مناسبى !
۲ – مشعر الحرام – دومین موقف حج
در مورد نامگذارى مشعر الحرام به این نام نیز گفته اند که آنجا مرکزى است براى شعائر حج و نشانهاى از این مراسم عظیم و پر شکوه و آسمانى .
اما نباید فراموش کرد که مشعر از ماده شعور است در آن شب تاریخى و هیجان انگیز (شب دهم ذى الحجه ) که زائران خانه خدا پس از طى دوران تربیت خود در عرفات به آنجا کوچ مى کنند و شبى را تا به صبح روى ماسه هاى نرم در زیر
آسمان پر ستاره در سرزمینى که نمونه کوچکى از محشر کبرى و پرده اى از رستاخیز بزرگ قیامت است ، در آنجا که جمعیت همچون امواج خروشان دریا به هنگام طوفان همه جا را پر کرده و آواى مردمى که در حرکتاند تا به صبح خاموش نمى شود.
آرى در چنان محیط بى آرایش و با صفا و تکان دهنده در درون جامه معصومان احرام و روى آن ماسه هاى نرم ، انسان جوشش چشمه هاى تازهاى از اندیشه و فکر و شعور در درون خود احساس مى کند و صداى ریزش آن را در اعماق قلب خود به روشنى مى شنود آنجا را مشعر مى نامند!
۳ – درس یگانگى و اتحاد
در روایات آمده است که قبیله قریش در جاهلیت امتیازات نادرستى براى خود قائل بودند و براى هیچ یک از اعراب مقامى را که براى خویشتن مى دانستند قایل نبودند آنها خود را حمس (بر وزن خمس ) به معنى کسى که در دین خود محکم و پا برجاست مى خواندند و به عنوان فرزندان ابراهیم و سرپرستان خانه کعبه خود را از همه برتر مى شمردند.
از جمله اینکه مى گفتند ما نباید در مراسم حج به عرفات برویم زیرا عرفات از حرم مکه بیرون است ، اگر چنین کنیم عرب براى ما ارزشى قائل نخواهد شد حرم مکه با نقاط بیرون حرم یکسان نیست این سخن را در حالى مى گفتند که مى دانستند وقوف در عرفات جزء مراسم حج ابراهیمى است .
قرآن در آیات فوق خط بطلان بر این اوهام کشید و به مسلمانان دستور داد همه با هم در عرفات وقوف کنند و از آنجا همگى به سوى مشعر الحرام و از آنجا به سوى منى کوچ نمائید جمله ثم افیضوا من حیث افاض الناس از همان جا که
مردم کوچ مى کنند شما هم کوچ کنید اشاره لطیفى به این معنى است .
در واقع قرآن با این بیان دستور مى دهد که همه مردم بدون استثناء نخست به عرفات بروند و از آنجا به مشعر الحرام و سپس به سرزمین منى کوچ کنند.
دستور استغفار در ذیل آخرین آیه فوق اشاره به این است که از خداوند طلب آمرزش تمام گناهان را کنند و از آن افکار و خیالات جاهلى که مخالف روح مساوات و برابرى حج است کنار روند و یادآور مى شود که اگر دست بردارند خداوند غفور و رحیم است .
باید توجه داشت که افاضه از ماده فیض در اصل به معنى جریان و ریزش آب است و از آنجا که وقتى مردم به طور دسته جمعى از جائى به نقطه دیگرى با سرعت حرکت مى کنند بى شباهت به یک نهر جارى نیست این تعبیر به کار مى رود.
۴ – ارتباط آیات
در اینکه چه رابطهاى میان ابتغاء فضل الله (فعالیتهاى تجارتى ) و مساله وقوف در عرفات و حرکت از آن به سوى مشعر الحرام و سپس منى وجود دارد که در آیات فوق در کنار هم قرار گرفته ممکن است اشاره به این نکته باشد که تلاش اقتصادى اگر براى خدا و زندگى آبرومندانه باشد آن هم یک نوع عبادت است همچون مناسک حج یا اینکه نقل و انتقال زوار از مکه به عرفات و از آنجا به مواقف دیگر مستلزم هزینه ها و خدماتى است و اگر هر گونه کار و خدمت و مزد گرفتن در این ایام ممنوع و حرام باشد مسلما زوار خانه خدا سخت به زحمت مى افتند.
و لذا این طور در کنار هم قرار داده شده ، یا اینکه مبادا پرداختن به فعالیتهاى اقتصادى شما را از ذکر خدا و از توجه به عظمت این مواقف دور سازد.

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 20 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس -- کانال تلگرام

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

دیدگاهی بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

مطالب مشابه