سوره مبارکه بقره آیه 282 به همراه ترجمه و تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ ۚ وَلْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ۚ وَلَا یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ۚ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا ۚ فَإِنْ کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ ۚ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجَالِکُمْ ۖ فَإِنْ لَمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ ۚ وَلَا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا ۚ وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیرًا أَوْ کَبِیرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ۚ ذَٰلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَهِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا ۖ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً حَاضِرَهً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَکْتُبُوهَا ۗ وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَایَعْتُمْ ۚ وَلَا یُضَارَّ کَاتِبٌ وَلَا شَهِیدٌ ۚ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ ۗ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (282)

ترجمه فارسی :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که بدهی مدّت‌داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‌ای از روی عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن -همان طور که خدا به او تعلیم داده- خودداری کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد، و چیزی را فروگذار ننماید! و اگر کسی که حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایی بر املاکردن ندارد، باید ولیّ او (به جای او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حقّ) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند. و شهود نباید به هنگامی که آنها را (برای شهادت) دعوت می‌کنند، خودداری نمایند! و از نوشتن (بدهیِ خود،) چه کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و برای شهادت مستقیم تر، و برای جلوگیری از تردید و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر می‌باشد؛ مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که بین خود، دست به دست می‌کنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید. ولی هنگامی که خرید و فروش (نقدی) می‌کنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حقگویی،) زیانی برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین کنید، از فرمان پروردگار خارج شده‌اید. از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‌دهد؛ خداوند به همه چیز داناست (282)

ترجمه انگلیسی :

In the name of Allah, most benevolent, ever-merciful

O believers, when you negotiate a debt for a fixed term, draw up an agreement in writing, though better it would be to have a scribe write it faithfully down; and no scribe should refuse to write as God has taught him, and write what the borrower dictates, and have fear of God, his Lord, and not leave out a thing. If the borrower is deficient of mind or infirm, or unable to explain, let the guardian explain judiciously; and have two of your men to act as witnesses; but if two men are not available, then a man and two women you approve, so that in case one of them is confused the other may prompt her. When the witnesses are summoned they should not refuse (to come). But do not neglect to draw up a contract, big or small, with the time fixed for paying back the debt. This is more equitable in the eyes of God, and better as evidence and best for avoiding doubt. But if it is a deal about some merchandise requiring transaction face to face, there is no harm if no (contract is drawn up) in writing. Have witnesses to the deal, (and make sure) that the scribe or the witness is not harmed. If he is, it would surely be sinful on your part. And have fear of God, for God gives you knowledge, and God is aware of everything (282)

ترجمه ترکی استانبولی :

Rahman ve rahim Allah adiyle

Ey inananlar, muayyen bir müddet için borçlandığınız vakit bunu mutlaka yazın. Aranızda bir yazıcı bulunsun ve bunu dosdoğru yazsın. Yazıcı, Allah kendisine nasıl bellettiyse öylece yazmaktan çekinmesin borçlanan da yazdırsın, onu geliştiren Allah’tan çekinsin de hiçbir noktayı eksik bırakmasın. Borçlu, akılsız biriyse, yahut aklı azsa, yazdırmaya gücü yetmezse velisi, doğru olarak yazdırsın. Adamlarınızdan iki erkeği de bu muameleye tanık tutun. İki erkek olmazsa biri unuttuğu vakit öbürünün hatırlatması için razı olacağınız kimselerden bir erkekle iki kadın tanık olsun. Tanıklar da, çağrıldıkları vakit kaçınmasınlar. Az olsun, çok olsun, muayyen müddete kadar verilen borcu yazmaktan üşenmeyin. Bu, Allah katında daha ziyade adalete uyan, tanıklık için daha sağlam olan, tereddüde ve şüpheye düşmemenize daha ziyade yarayan bir şeydir. Ancak peşin alışverişte bulunuyor, malı, aranızda elden ele devrediyorsanız onu yazmamakta bir suç yok size. Alışverişte de tanık bulunsun, yazan da hiç zarar görmesin, tanık da. Zarar verirseniz bu, şüphe yok ki bir isyandır sizin için. Sakının Allah’tan, Allah size öğretmededir ve Allah, her şeyi tamamıyla bilir (282)

ترجمه آذربایجانی :

Mərhəmətli, rəhmli Allahın adı ilə!

Ey iman gətirənlər! Müəyyən müddətə bir-birinə borc verib aldıqda, onu yazın! Bunu (bu sənədi) aranızda bir nəfər katib ədalətlə yazsın! Katib gərək Allahın öyrətdiyi kimi yazmaqdan boyun qaçırmasın, yazsın! Borclu olan şəxs borcunu söyləyərək (deyə-deyə) yazdırsın və Rəbbi olan Allahdan qorxaraq ondan (borcdan) bir şey əskiltməsin. Əgər borclu ağılsız və zəifdirsə (qoca və ya uşaqdırsa), yaxud söyləməyə qadir deyilsə, o zaman gərək onun (əvəzinə) vəkili ədalətlə deyib (borcu) yazdırsın. Öz adamlarınızdan iki kişini də şahid tutun! Əgər iki kişi olmazsa, razı olduğunuz bir kişi ilə iki qadının şəhadəti kifayətdir. Əgər (qadınlardan) biri (şəhadəti) unudarsa, o birisi onun yadına salsın. Şahidlər (bu işə) də’vət olunduqları zaman boyun qaçırmasınlar. Az və ya çox olmasına baxmayaraq, borcu öz vaxtına qədər (nə müddətə verilmiş olduğunu) yazmağa ərinməyin! Sizin bu işiniz Allah yanında daha ədalətli, şahidlik üçün daha düzgün və şübhəyə düşməməniz üçün haqqa daha yaxındır. Lakin aranızda həmişə dövr edən aşkar (nəğd) ticarət zamanı onu yazmamağınız sizin üçün günah deyildir. (Hər halda) alış-veriş etdiyiniz vaxt şahid tutun! Ancaq katibə və şahidə zərər yetirilməsin. Əgər zərər yetirsəniz, əlbəttə, bu sizin üçün pis işdir. Allahdan qorxun! Allah (ehtiyacınız olan şeyləri) sizə öyrədir. Allah bütün işləri biləndir! (282)

گزیده تفسیر :

تنظیم اسناد تجارى در طولانى ترین آیه قرآن
قرآن بعد از بیان احکامى که مربوط به انفاق در راه خدا و همچنین مساله رباخوارى بود در این آیه که طولانى ترین آیه قرآن است ، احکام و مقررات دقیقى براى امور تجارى و اقتصادى بیان کرده تا سرمایه ها هر چه بیشتر رشد طبیعى خود را پیدا کنند و بن بست و اختلاف و نزاعى در میان مردم رخ ندهد.
در این آیه نوزده دستور مهم در مورد داد و ستد مالى به ترتیب ذیل بیان شده
است .
1 – در نخستین حکم مى فرماید: (اى کسانى که ایمان آورده اید! هنگامى که بدهى مدت دارى (به خاطر وام دادن یا معامله ) به یکدیگر پیدا کنید آن را بنویسید) (یا ایها الذین آمنوا اذا تداینتم بدین الى اجل مسمى فاکتبوه ).
ضمنا از این تعبیر، هم مساله مجاز بودن قرض و وام روشن مى شود و هم تعیین مدت براى وامها.
قابل توجه اینکه در آیه ، کلمه (دین ) به کار برده شده نه قرض ، زیرا قرض تنها در مبادله دو چیز که مانند یکدیگرند به کار مى رود، مثل اینکه چیزى را وام مى گیرد که بعدا همانند آن را برگرداند ولى دین هر گونه بدهکارى را شامل مى شود، خواه از طریق قرض گرفتن باشد یا معاملات دیگر مانند اجاره و صلح و خرید و فروش ، که یکى از طرفین چیزى را به ذمه بگیرد، بنابراین آیه مورد بحث شامل عموم بدهى هایى مى شود که در معاملات وجود دارد، مانند سلف و نسیه ، در عین اینکه قرض را هم شامل مى شود، و اینکه بعضى آن را مخصوص بیع سلف دانسته اند کاملا بى دلیل است هر چند ممکن است شان نزول آن بیع سلف باشد.
2 و 3 – سپس براى اینکه جلب اطمینان بیشترى شود، و قرار داد از مداخلات احتمالى طرفین سالم بماند، مى افزاید: (باید نویسنده اى از روى عدالت (سند بدهکارى را) بنویسد) (و لیکتب بینکم کاتب بالعدل ).
بنابراین ، این قرار داد باید به وسیله شخص سومى تنظیم گردد و آن شخص عادل باشد. گر چه ظاهر این جمله و جمله سابق این است که نوشتن چنین قراردادهائى واجب است زیرا امر دلالت بر وجوب دارد، و به همین دلیل بعضى از فقهاى اهل سنت ، این کار را واجب مى دانند، ولى مشهور میان بزرگان علماى شیعه
و اهل سنت به خاطر دلائل دیگر، استحباب آن است . (یا اینکه امر جنبه ارشادى و راهنمائى براى پیشگیرى از نزاع و درگیرى دارد) از آیه بعد که مى فرماید: (فان امن بعضکم بعضا فلیود الذى ائتمن امانته ): (اگر به یکدیگر اطمینان داشته باشید آن کس که حقى بر گردن او است باید به موقع حق را بپردازد (گو اینکه نوشته اى در کار نباشد) ) استفاده مى شود که این حکم مربوط به جایى است که اطمینان کامل در بین نباشد و احتمال بروز اختلافاتى باشد.
این نکته نیز قابل ملاحظه است که عدالت در عبارت فوق ، وصفى براى کتابت است ، ولى از آن معلوم مى شود که باید نویسنده عادل باشد تا نوشتنش از روى عدالت صورت گیرد.
4 – (کسى که قدرت بر نویسندگى دارد نباید از نوشتن خوددارى کند و همانطور که خدا به او تعلیم داده است باید بنویسد) (و لا یاب کاتب ان یکتب کما علمه الله فلیکتب ).
یعنى به پاس این موهبتى که خدا به او داده نباید از نوشتن قرارداد شانه خالى کند، بلکه باید طرفین معامله را در این امر مهم کمک نماید (مخصوصا در محیطهائى مانند محیط نزول آیه که افراد با سواد کم باشند).
جمله (کما علمه الله ) مطابق تفسیر فوق ، براى تاکید و تشویق بیشتر است ولى احتمال دارد که اشاره به حکم دیگرى باشد، و آن رعایت نهایت امانت در نوشتن است ، یعنى آن چنان که خدا به او تعلیم داده ، سند را دقیقا تنظیم نماید.
آیا قبول دعوت براى تنظیم اسناد وجوب عینى دارد؟ مسلما نه ، زیرا با انجام بعضى از دیگران ساقط مى شود، به همین دلیل بعضى از فقهاء حکم به وجوب کفائى آن کرده اند ولى بسیارى گفته اند که این کار نیز مستحب است و نوعى تعاون (بالبر و التقوى ) (کمک در انجام نیکى ها) محسوب مى شود، و از جمله هاى آینده این آیه نیز ممکن است پاره اى از شواهد بر استحباب به دست آورد، ولى به هر حال
تا آنجا که نظام جامعه اسلامى ایجاب مى کند، این کار واجب است ، و در فراسوى آن ، مستحب مى باشد.
آیا نویسنده مى تواند اجرتى بگیرد و هزینه دوات و کاغذ و قلم بر عهده کیست ؟ شاید بعضى تصور کرده اند همه اینها بر عهده کاتب است و حق اجرت را نیز ندارد، ولى این سخن صحیح نیست . زیرا گرفتن اجرت بر این گونه واجبات اشکالى ندارد و هزینه ها نیز به کسى تعلق مى گیرد که کار براى او انجام مى شود.
5 – (و آن کس که حق بر ذمه او است باید املاء کند) (و لیملل الذى علیه الحق ).
مسلما یکى از طرفین معامله باید صورت قرارداد را بگوید تا کاتب بنویسد اما کدام یک از طرفین ؟ آیه مى گوید: آن کس که حق بر گردن او است باید املاء کند، اصولا همیشه امضاى اصلى در اسناد، امضاى بدهکار است و هنگامى که با املاى او انجام بگیرد، جلو هر گونه انکارى را خواهد گرفت .
6 – (بدهکار باید از خدا به پرهیزد و چیزى را فروگذار نکند) (و لیتق الله ربه و لا یبخس منه شیئا).
7 – (هر گاه کسى که حق بر ذمه او است (بدهکار) سفیه یا (از نظر عقل ) ضعیف (و مجنون ) باشد و یا (به خاطر لال بودن ) توانائى بر املاء کردن ندارد، باید ولى او املاء کند) (فان کان الذى علیه الحق سفیها او ضعیفا او لایستطیع ان یمل هو فلیملل ولیه ).
بنابراین در مورد سه طایفه ، ولى باید املاء کند، کسانى که سفیه اند و نمى توانند ضرر و نفع خویش را تشخیص دهند و امور مالى خویش را سر و سامان
بخشند (هر چند دیوانه نیستند) و کسانى که از نظر فکرى ضعیف اند یا مانند کودکان کم سن و سال و پیران فرتوت و کم هوش یا دیوانه ها و افراد گنگ و لال ، و یا کسانى که توانایى املاء کردن را ندارند هر چند گنگ نباشند.
از این جمله احکام دیگرى نیز به طور ضمنى استفاده مى شود، از جمله ممنوع بودن تصرفات مالى سفیهان و ضعیف العقلها و همچنین مساله جواز دخالت ولى در این گونه امور.
8 – (ولى ) نیز باید در املاء و اعتراف به بدهى کسانى که تحت ولایت او هستند، (عدالت را رعایت کند) (بالعدل ).
نه چیزى بیش از حق آنها بگوید و نه به زیان آنها گام بردارد.
9 – سپس اضافه مى کند: (علاوه بر این ، دو شاهد بگیرید) (و استشهدوا شهیدین ).
10 و 11 – این دو شاهد باید (از مردان شما باشند) (من رجالکم ).
یعنى هم بالغ ، هم مسلمان باشند (تعبیر به رجال ، بالغ بودن را مى رساند و اضافه کردن آن به ضمیر کم اسلام را، زیرا مخاطب در اینجا گروه مسلمین است ).
12 – (و اگر دو مرد نباشند کافى است یک مرد و دو زن شهادت دهند) (فان لم یکونا رجلین فرجل و امراتان ).
13 – (از کسانى که مورد رضایت و اطمینان شما باشند) (ممن ترضون من الشهداء).
از این جمله مساله عادل بودن و مورد اعتماد و اطمینان بودن شهود، استفاده مى شود که در روایات اسلامى نیز به طور گسترده به آن اشاره شده است .
ضمنا بعضى از این تعبیر استفاده کرده اند که شاهد باید متهم نباشد (مانند کسى که در آن دعوا منافع خاصى دارد).
14 – در صورتى که شهود مرکب از دو مرد باشند هر کدام مى توانند مستقلا شهادت بدهند اما در صورتى که یک مرد و دو زن باشند، باید آن دو زن به اتفاق یکدیگر اداء شهادت کنند (تا اگر یکى انحرافى یافت ، دیگرى به او یادآورى کند) (ان تضل احدیهما فتذکر احدیهما الاخرى ).
زیرا زنان به خاطر عواطف قوى ممکن است تحت تاثیر واقع شوند، و به هنگام اداء شهادت به خاطر فراموشى یا جهات دیگر، مسیر صحیح را طى نکنند، و لذا یکى ، دیگرى را یادآورى مى کند، البته این احتمال درباره مردان نیز هست ، ولى در حدى پایین تر و کمتر.
15 – یکى دیگر از احکام این باب این است که (هر گاه ، شهود را (براى تحمل شهادت ) دعوت کنند، خود دارى ننمایند) (و لا یاب الشهداء اذا ما دعوا).
بنابراین تحمل شهادت به هنگام دعوت براى این کار، واجب است .
این احتمال نیز داده شده که هم پذیرفتن دعوت براى تحمل شهادت (دیدن واقعه ) لازم است ، و هم براى اداى شهادت .
16 – بدهى کم باشد یا زیاد آن را نوشت چرا که سلامت روابط اقتصادى که مورد نظر اسلام است ایجاب مى کند که در قراردادهاى مربوط به بدهکاریهاى کوچک نیز از نوشتن سند کوتاهى نشود، و لذا در جمله بعد مى فرماید: (و از نوشتن (بدهى ) کوچک یا بزرگى که داراى مدت است ملول و خسته نشوید) (و لا تسئموا ان تکتبوه صغیرا او کبیرا الى اجله ).
سپس مى افزاید: (این در نزد خدا به عدالت نزدیک تر و براى شهادت مستقیم تر، و براى جلوگیرى از شک و تردید بهتر است ) (ذلکم اقسط عند الله و اقوم للشهاده و ادنى ان لا ترتابوا).
در واقع این جمله اشاره به فلسفه احکام فوق در مورد نوشتن اسناد معاملاتى است ، مى گوید: تنظیم اسناد و دقت در آن از یک سو ضامن اجراى عدالت و از سوى دیگر، موجب تقویت و اطمینان شهود به هنگام اداى شهادت و از سوى سوم مانع ایجاد بدبینى در میان افراد جامعه مى شود.
این جمله به خوبى نشان مى دهد که اسناد تنظیم شده مى تواند به عنوان شاهد و مدرکى مورد توجه قضات قرار گیرد، هر چند متاسفانه جمعى از فقهاء اعتناء چندانى به آن نکرده اند.
17 – سپس یک مورد را از این حکم استثناء کرده ، مى فرماید: (مگر اینکه داد و ستد نقدى باشد که (جنس و قیمت را) در میان خود دست به دست کنید، در آن صورت گناهى بر شما نیست که آن را ننویسید) (الا ان تکون تجاره حاضره تدیرونها بینکم فلیس علیکم جناح الا تکتبوها).
(تجاره حاضره ) به معنى معامله نقد است ، و جمله (تدیرونها بینکم ) (در میان خود دست به دست بگردانید) تاکیدى بر نقد بودن معامله است .
ضمنا از کلمه (فلیس علیکم جناح ) (مانعى ندارد) استفاده مى شود که در صورت معامله نقدى هم اگر سندى تنظیم کنند بجا است ، زیرا بسیار مى شود که در معاملات نقدى نیز کشمکشهائى در مساله پرداختن وجه معامله و مقدار آن یا مسائل مربوط به خیارات پیدا مى شود که اگر سند کتبى در میان باشد به آنها پایان مى دهد.
18 – در معامله نقدى گر چه تنظیم سند و نوشتن آن لازم نیست ، ولى شاهد گرفتن براى آن بهتر است ، زیرا جلوى اختلافات احتمالى آینده را مى گیرد لذا
مى فرماید: (هنگامى که خرید و فروش (نقدى ) مى کنید، شاهد بگیرید) (و اشهدوا اذا تبایعتم ).
این احتمال نیز وجود دارد که منظور شاهد گرفتن در تمام معاملات است خواه نقدى باشد یا نسیه ، و به هر حال فقهاى شیعه و اهل سنت – جز گروه اندکى – این دستور را یک امر استحبابى مى دانند نه وجوبى – در آیه بعد نیز شاهدى بر این مساله وجود دارد.
و مسلم است که معاملات بسیار کوچک روزانه ، (مثل خریدن نان و غذا و مانند آن ) را شامل نمى شود.
19 – در آخرین حکمى که در این آیه ذکر شده ، مى فرماید: (هیچگاه نباید نویسنده سند و شهود (به خاطر بیان حق و عدالت ) مورد ضرر و آزار قرار گیرند) (و لا یضار کاتب و لا شهید).
(که اگر چنین کنید از فرمان خدا خارج شدید) (فانه فسوق بکم ).
و به این ترتیب قرآن به کاتبان و شاهدان ، مصونیت و امنیت مى دهد، و موکدا از مردم مى خواهد که متعرض این اقامه کنندگان حق و عدالت نشوند.
از آنچه گفتیم روشن شد که جمله (و لا یضار) به صورت فعل مجهول است یعنى این گروه نباید آزار ببینند، نه اینکه به صورت فعل معلوم باشد به معنى نباید تحریف کنند و آزار دهند – که جمعى از مفسران ذکر کرده اند – زیرا این حکم در آغاز همین آیه آمده است و نیازى به تکرار ندارد.
و در پایان آیه بعد از ذکر آن همه احکام ، مردم را (دعوت به تقوا و پرهیزکارى و اطاعت فرمان خدا مى کند) (و اتقوا الله ).
و سپس یادآورى مى نماید که (خداوند آنچه مورد نیاز شما در زندگى مادى و معنوى است به شما تعلیم مى دهد) (و یعلمکم الله ).
و او از همه مصالح و مفاسد مردم آگاه است و آنچه خیر و صلاح آنان است
براى آنها مقرر مى دارد) (و الله بکل شى ء علیم ).
نکته ها
1 – احکام دقیقى که در این آیه در مورد تنظیم سند، براى معاملات ذکر شده است ، آن هم با ذکر جزئیات در تمام مراحل ، در طولانى ترین آیه قرآن مجید، بیانگر توجه عمیقى است که قرآن ، نسبت به امور اقتصادى مسلمین و نظم کار آنها دارد، مخصوصا با توجه به اینکه این کتاب آسمانى در جامعه عقب مانده اى نازل گشت که حتى سواد خواندن و نوشتن در آن ، بسیار کم بود و حتى آورنده این قرآن ، درسى نخوانده بود و به مکتب نرفته بود، و این خود دلیلى است بر عظمت قرآن از یک سو، و اهمیت نظام اقتصادى مسلمین از سوى دیگر.
(على بن ابراهیم ) در تفسیر معروفش مى گوید: در خبر آمده است که در سوره بقره پانصد حکم اسلامى است و در این آیه پانزده حکم به خصوص وارد شده است .
همانگونه که دیدیم تعداد احکام این آیه به نوزده حکم مى رسد بلکه اگر احکام ضمنى آن را نیز در نظر بگیریم ، عدد بیش از این خواهد بود تا آنجا که فاضل مقداد در کنز العرفان بیست و یک حکم به اضافه فروع متعدد دیگرى از آن استفاده کرده ، بنابراین سخن مذکور که تعداد احکام این آیه را پانزده شمرده ، به خاطر ادغام کردن بعضى از آنها در یکدیگر است .
2 – جمله هاى (و اتقوا الله ، و یعلمکم الله ) گر چه به صورت جمله هاى مستقل عطف بر یکدیگر آمده است ولى قرار گرفتن آنها در کنار یکدیگر نشانه اى از پیوند میان آن دو است ، و مفهوم آن این است که تقوا و پرهیزکارى و خدا پرستى اثر
عمیقى در آگاهى و روشن بینى و فزونى علم و دانش دارد، آرى هنگامى که قلب انسان به وسیله تقوا صیقل یابد، همچون آیینه حقایق را روشن مى سازد، این معنى کاملا جنبه منطقى دارد زیرا صفات زشت و اعمال ناپاک حجابهائى بر فکر انسان مى اندازد و به او اجازه نمى دهد چهره حقیقت را آن چنان که هست ببیند، هنگامى که به وسیله تقوا حجابها کنار رفت ، چهره حق آشکار مى شود.

حقیقت سرائى است آراسته

 

هوى و هوس گرد برخاسته

 

نبینى که جائى که برخاست گرد

 

نبیند نظر گر چه بینا است مرد

ولى پاره اى از صوفیان جاهل از این معنى سوء استفاده کرده و آن را دلیل بر ترک تحصیل علوم رسمى گرفته اند. در حالى که چنین سخنى مخالف بسیارى از آیات قرآن و روایات مسلم اسلامى است .
حق این است که قسمتى از علوم را از طریق تعلیم و تعلم رسمى باید فرا گرفت و بخش دیگرى از علوم الهى را از طریق صفاى دل و شستشوى آن با آب معرفت و تقوا فراهم ساخت ، و این همان نورى است که خداوند در دل هر کس که بخواهد و لایق ببیند مى اندازد (العلم نور یقذفه الله فى قلب من یشاء).

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 15 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس با من -- کانال تلگرام من

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

با دوستان به اشتراک بگذارید ...Share on LinkedIn
Linkedin
Share on Facebook
Facebook
Tweet about this on Twitter
Twitter
Digg this
Digg
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on Google+
Google+
Email this to someone
email
Print this page
Print

لغو دیدگاه

مطالب مشابه