TOMB RAIDER

22,000 تومان
  • نسخه کامل بازی بی نظیر و فوق العاده TOMB RAIDER
  • محصول بی رقیب کمپانی Crystal Dynamics , Square Enix
  • برنده بیش از ۴۰ جایزه برترین بازی در همان سال انتشار و جوایز متعدد در سال های بعد
  • ارزش چندین بار بازی کردن و لذت بردن
  • داستان، گرافیک، شخصیت پردازی، کنترل، صداگذاری، دموها و ... فوق العاده
  • صاحب بالاترین امتیاز در میان برترین بازی های جهان از معتبرترین سایت ها و مجلات
  • در قالب 3DVD فشرده
  • با بهترین کیفیت اختصاصی فروشگاه عتیقه

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

نسخه کامل بازی  ۲۰۱۳ TOMB RAIDER

Tomb-Radier-2013-coverلارا کرافت در بازی Tomb Raider جدید بر خلاف نسخه های قبلی که یک ماجراجوی تمام عیار بود، تنها یک زن جوان بی تجربه است که هنوز تبدیل به آن لارایی که همه میشناسیم نشده است. در واقع داستان تومب ریدر ۲۰۱۳ قبل‌تر از همه داستان های بازی های قبلی اتفاق می افتد و سعی میکند به بازیکنان نشان دهد که چگونه لارا کرافت قرار است تبدیل به لارا کرافت واقعی نسخه های قبلی شود.

داستان: این نسخه با نشان دادن لارا کرافت شروع میشود که مشغول آماده شدن برای اولین سفرش با کشتی «پایداری» (Endurance) است. لارا قصد دارد به کمک گروهش تمدن گمشده یاماتای (Yamatai) را پیدا کند. به همین منظور و با پیشنهاد لارا و بر خلاف میل ویتمن (Whitman) کشتی آنها راهی منطقه مثلث اژدها (Dragon’s Triangle) در شرق ژاپن میشود. اما طوفانی سهمگین کشتی آنها را در می‌نوردد و به دو قسمت تقسیم میکند. به همین دلیل آنها مجبور میشوند به جزیره‌ی ناشناخته ای که در همان نزدیکی بود پناه ببرند. لارا در این بین از بقیه گروه جدا میشود و توسط یک فرد ناشناس به گروگان گرفته شده و در غار عجیبی زندانی میشود. لارا به هر ترتیب ممکن موفق به فرار میشود و سعی میکند بقیه افراد گروهش را پیدا کند. در این راه او با چیزهای عجیبی رو به رو میشود که نشان میدهد همه چیز عادی نیست: علامت های عجیب روی دیوارها و سنگ ها، قربانی کردن حیوانات مختلف در آیینهای مذهبی و جنازه های افراد مختلف که همه جا پخش هستند. نهایتا لارا یکی از هم گروه هایش با نام سم (Sam) و فرد دیگری به نام ماتیاس (Mathias) را پیدا میکند که ادعا دارد یکی از مسافرهای کشتی بوده است. در حالی که سم مشغول صحبت در مورد افسانه های هیمیکو (Himiko) با ماتیاس بود لارا از شدت خستگی بیهوش میشود و وقتی به هوش می‌آید خبری از سم و ماتیاس نیست.

لارا بعد از این اتفاق دیگر افراد گروه را پیدا میکند. قرار میشود لارا و ویتمن دنبال راث (Roth) که هنوز پیدا نشده است بروند و بقیه افراد هم که شامل ریس (Reyes)، جونا (Jonah)، الکس (Alex) و گریم (Grim) می‌شدند دنبال سم و ماتیاس بروند. لارا و ویتمن با گشت و گذار در جزیره کشف میکنند که افراد بومی جزیره هیمیکو را پرستش میکنند و این جزیره در واقع همان جزیره یاماتای است که انها دنبالش بودند. درست زمانی که آنها معبدی مزین به نام هیمیکو را پیدا کردند چند نفر از افراد ساکن در جزیره آنها را پیدا میکنند و به کمپ مخصوص خود میبرند که افراد دیگری از کشتی پایداری هم در آنجا نگه داری میشوند. زندانی های کمپ سعی میکنند فرار کنند که این کار عصبانیت افراد جزیره را در پی دارد و باعث میشود همه زندانی ها کشته شوند. لارا که از ویتمن جدا شده سعی میکند پنهان شود ولی توسط ولادیمیر (Vladimir)، یکی از سردسته‌گان افراد بومی جزیره، پیدا میشود. ولادیمیر به لارا حمله میکند ولی لارا تقلی میکند و باعث کشته شدن ولادیمیر شده و فرار میکند. بعد از مدتی او موفق به پیدا کردن راث که زخمی شده است میشود. لارا و راث قرار میگذارند به کمک وسایلی که راث در اختیار داشت، لارا به بالای کوهی بلند برود تا شاید بتواند سیگنال کمکی بفرستد و بدین ترتیب شاید از جزیره نجات پیدا کنند.

لارا موفق به ارتباط برقرار کردن با هواپیمایی که دنبال کشتی پایداری میگشت، میشود اما در کمال تعجب میبیند که هواپیمای نجات آنها در هوای آرام و آفتابی توسط رعد و برقی مورد اصابت قرار میگیرد و سقوط میکند. در همین لحظه لارا صدای مرموزی میشنود که به زبان ژاپنی میگوید: «هیچ کس اینجا را ترک نمیکند». لارا که در مورد خلبانان این هواپیما احساس گناه میکند سعی میکند آنها را نجات دهد اما موفق نمیشود. سپس الکس و ریس با لارا تماس میگیرند و به او میگویند که سم توسط افراد بومی جزیره دزدیده شده است که خود را انجمن برادری سولاری (Solarii Brotherhood) می‌نامند. لارا که نزدیک ترین فرد به مکان نگه داری سم است سعی میکند او را نجات دهد اما ماتیاس مانع این کار میشود و به افراد خود دستور میدهد لارا را بکشند. اما لارا با دخالت موجودات غیرعادی و شبیه سامورایی ها با نام اونی (Oni)، به معنای شیاطین در زبان ژاپنی، نجات می‌یابد و راهی زیارتگاهی در اعماق کوهها میشود. در آنجا لارا میفهمد که جانشین هیمیکو یا همان «ملکه خورشید» (Sun Queen) با انجام مراسمی سنتی با نام عروج (Ascension) انتخاب میشود که در جریان آن نامزدهای جانشینی او در وسط کوهی از آتش قرار داده میشوند و اگر جانشین واقعی ملکه خورشید باشند آتش خاموش میشود و در غیر این صورت سوخته و خاکستر میشوند. سم که توسط این افراد گرفته شده است یواشکی یکی از بی سیم های دشمنان را برداشته و با لارا تماس میگیرد و به او میگوید که آنها قصد دارند او را در وسط این کوه آتش قرار دهند زیرا فکر میکنند سم جانشین ملکه خورشید است.

tomb-raidr-charactersلارا در راه رساندن خود به محل نگه داری سم با گریم رو به رو میشود ولی سولاری ها سروکله‌یشان پیدا میشوند و به آنها میگویند که اگر گریم تسلیم نشود لارا را خواهند کشت. گریم مقاومت میکند و لارا با کمک راث موفق به فرار میشود اما گریم در این بین خود را فدای نجات دادن لارا میکند و کشته میشود. لارا به محل انجام مراسم عروج میرسد و میبیند که سم در آستانه سوزانده شدن توسط سولاری ها و ماتیاس است. لارا سعی میکند مراسم را خراب کند اما افراد سولاری که تعدادشان زیاد است مانع این کار میشوند و مراسم ادامه می‌یابد. با وزیدن باد شدید آتش خاموش میشود و آسیبی به سم نمیرسد و بدین ترتیب معلوم میشود که سم جانشین واقعی ملکه خورشید است.

لارا دوباره به سختی و به هر ترتیبی شده موفق به فرار میشود اما مجبور است به خاطر گرفتار شدن بقیه دوستانش که دنبال سم میگشتند و زندانی شده‌اند دوباره به آنجا برگردد. لارا به همراه ویتمن که ناگهان سروکله اش پیدا میشود، به محل مذکور بازمیگردند تا سم را نجات دهد و از آن طرف راث که هلی کوپتر دیگری پیدا کرده است قرار میشود آنها را سوار کند و با هم فرار کنند. لارا که میدانست رعد و برق مانع خروج هرچیزی از جزیره میشوند سم را که پیدا کرده مجبور میکند از راه زمینی فرار کند و خود سوار هلی کوپتر میشود تا راث را راضی کند هلی کوپتر را به زمین بنشانند که در همین هنگام رعد و برق باعث میشود هلی کوپتر آنها سقوط کند. لارا که نزدیک بود بمیرد و بی هوش شده است توسط راث به هوش می آید اما با سر رسیدن ماتیاس و سولاری ها راث خود را فدای لارا میکند و میمیرد و لارا موفق به فرار میشود.

لارا هنگام عزاداری برای راث به خود می‌قبولاند که این رعد و برق ها عادی نیستند و به گونه ای به ملکه خورشید (هیمیکو) مرتبط میشود و طوری طراحی شده اند که نگذارند کسی از جزیره خارج شود. لارا به بقیه افراد ملحق میشود که توانسته اند از دست سولاری ها فرار کنند و قایقی را برای فرار از جزیره پیدا کنند که البته نیاز به تعمیر دارد. ویتمن که قبل‌تر دوباره توسط سولاری ها گرفتار شده بود و از لارا جدا شده بود دوباره به جمع لارا و بقیه افراد ملحق میشود و ادعا میکند از دست سولاری ها فرار کرده است. اما لارا به او مشکوک میشود و فکر میکند که او با افراد بومی جزیره هم دست شده است. مقصد بعدی لارا رفتن به خرابه کشی پایداری است زیرا الکس به آنجا رفته تا وسائل مورد نیاز تعمیر کشتی را پیدا کند. لارا الکس را پیدا میکند که زیر اوار مانده و تا میخواهد به او کمک کند سروکله سولاری ها پیدا میشود. الکس با منفجر کردن بخشی از کشتی خود را فدا میکند تا لارا بتواند ابزار لازم را به دست همگروهانشان برساند و به این ترتیب الکس هم کشته میشود.

لارا سپس نامه‌ای از زمان جنگ جهانی دوم از طرف نظامیان ژاپنی که قصد داشتن از قدرت این رعد و برق ها به عنوان اسلحه استفاده کنند، پیدا میکند و تصمیم میگیرد به معبد باستانی اشاره شده در آن برود. در این معبد لارا باقیمانده جنازه یکی از افراد بالا رتبه سامورایی ها را پیدا میکند که با وارد کردن شمشیر به شکمش خودکشی کرده است. در نامه ای که در غلاف شمشیر از خود بر جای گذاشته است معلوم میشود که او در واقع فرمانده استورم‌گاردهای (Stormguard) ملکه (همان Oni ها) بوده است که وظیفه یشان محافظت از زیارتگاه است. و اینکه جانشین ملکه به جای اینکه پذیرای قدرت ملکه خوردشید باشد، خودش را کشته است و باعث شده روح ملکه خورشید بعد از مرگش در بدن خود زندانی شود و بدین ترتیب خشم او باعث به وجود آمدن رعد و برق ها میشود که مانع خروج افراد از جزیره میشود. لارا میفمد که مراسم عروج برای این نیست که شخص دیگری جانشین ملکه خوردشید شود بلکه به این منظور انجام میشود که روح ملکه خورشید بعد از مرگ وارد بدن دیگری شود و در این بین هم، روح شخص جانشین به کلی نابود میشود و روح ملکه به جای آن وارد بدن شخص جانشین میشود. روح هیمیکو میخواهد از بدن فعلی اش فرار کند و وارد بدن جدیدی شود و ماتیاس هم به همین دلیل قصد دارد سم را به عنوان بدن جدید او به او پیشنهاد دهد. لارا بعد از مدتی به محل تعمیر قایق برمیگردد و متوجه میشود که ویتمن به آنها خیانت کرده و سم را با خود برده است تا تحویل ماتیاس بدهد.

لارا، جونا و ریس با استفاده از قایق به محل زیارتگاه میروند و قرار میشود جونا و ریس در کنار قایق بمانند و از آن محافظت کنند و لارا نیز سم را نجات دهد و با هم فرار کنند. لارا با رسیدن به زیارتگاه شاهد کشته شدن ویتمن توسط یکی از استورم‌گارد ها میشود و اینکه ماتیاس سم را به زیارتگاه میبرد. لارا به موقع با کشتن استورم گارد ها خود را به بالای زیارتگاه میرساند و میبیند که ماتیاس مراسم را شروع کرده است. لارا موفق میشود ماتیاس را بکشد و نیز باقیمانده جنازه هیمیکو را نیز که در حال گرفتن روح سم بود از بین ببرد و بدین ترتیب سم را نجات دهد. با نابود شدن هیمیکو دیگر خبری از رعد و برق نخواهد بود و برای همین هوا آفتابی میشود و لارا و سم و جونا و ریس از جزیره فرار میکنند و خود را به کشتی باربری میرسانند و به این ترتیب نجات می یابند. در کشتی که همه به فکر رفتن به خانه های امن خود هستند لارا مشغول تفکر در مورد راز و رمزهای بسیار دیگری است که هنوز کشف نشده اند و آخرین جمله ای که بر زبان می آورد این است که او هنوز قصد ندارد به خانه اش برود. در واقع او بعد از این اتفاقات این نسخه، همه ماجراجویی هایی که شاهد آن در نسخه های قبلی بوده ایم را انجام داده است.

گیم‌پلی:

شاید مهم ترین بخش یک بازی، گیم‌پلی آن باشد. سازندگان به خوبی از پس طراحی مراحل بازی TR بر آمده‌اند و علاوه بر اینکه داستانی مهیج‌تر از گذشته را در این عنوان شاهدیم با گیم‌پلی ای پیشرفته‌تر و کامل تر نیز روبه‌رو هستیم. در این عنوان راه متفاوتی دارید برای پیروی در داستان. به نوعی تنهای ویژگی Sand Box بازی همین بخش است. می‌توانید کمترین ریسک ممکنه را بکنید و مخفیانه در داستان پیش بروید. در تمام مراحل این قابلیت در اختیار شماست. شاید فکر کنید که در مواقعی که دشمنان زیادی در یک فضای کوچک منتظر کشتن شما هستند چطور می‌توان بدون دیده شدن گریخت. جواب این سوال بسیار محسوس است؛ قبل از رسیدن به این محل سازندگان راه حل این مشکل را در اختیارتان گذاشته اند. کافیست کمی به اطراف خود دقت کنید. راهی که غیر از مسیری که شاید در نگاه اول تنها راه عبور باشد، را بیابید. سپس کافیست تنها یک دشمن را با اسلحه‌ی گرم مثلا با سلاح شاتگان لارا بکشید. سریع راه دوم را در پیش بگیرید. حال دقیقا همان زمانیست که سازنده را تحسین می‌کنید. هوش مصنوعی فوق العاده‌ی این عنوان همینجاست که خود را نشان می‌دهد؛ دشمنان شما سریع و به شکل غافلگیرانه خود را به معرکه می‌رسانند حال فرصت خوبیست که بدون مزاحمت آنها از معرکه بگریزید. البته این بدان معنی نیست که نمی‌توانید کسی را بکشید. سازندگان یک تیر و کمان و یک وسیله‌ی مخصوص کوهنوردی را به عنوان سلاح‌های سرد و بی صدا در اختیار لارا گذاشته اند و می توانید با مشتعل کردن تیر خود مواد انفجاری را منفجر و در محل آتش ایجاد کنید و تعداد زیادی دشمن را به راحتی از بین ببرید یا حتی از پشت آنها را خفه کنید! بدون سر و صدا!

راه حل دیگر این است که بی‌پروا و با هدف شکار XP های بیشتر رو در رو به آنها بجنگید. البته هوش مصنوعی بالای دشمنان شما را با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌کند پس باید خیلی در این کار حرفه‌ای باشید تا جان سالم به در ببرید. به طور کلی می‌توانید برای کشتن هر دشمن از محیط اطراف خود کمک بگیرید مانند ایجاد حریق و یا پرتاب کردن دشمنان به دره و غرق کردن آنها در آب‌های خروشان. راه دیگر استفاده از ضد حمله و قابلیت هایی است که در Camp base-که در ادامه درباره‌ی آن به طور مفصل خواهیم گفت- آنها را Unlock کرده‌اید. لارا می‌توانن از اسلحه‌ی دشمن علیه خودش استفاده کند. در یک چشم بر هم زدن اسلحه رو میگیرد و تنها انگشتش را روی ماشه نگه می‌دارد و او را گلوله باران می‌کند. البته این تنها ضد حمله‌ی لارا نیست برای مثال او از تیر های تیروکمانش و اسلحه‌های دیگر بهره می‌برد. قابلیت هایی را هم میتوانید باز کنید که برای مواقعی که اسلحه‌ای در دست ندارید به کمکتان می‌آیند. برای مثال یکی از این قابلیت ها این است که لارا یک مشت خاک را روی صورت دشمن می‌پاشد و با اسلحه‌های آنها، آنها را می‌کشد. این دو توانایی تا حدی شبیه یک دیگر است و فرقشان را در داخل بازی خواهید فهمید ولی می‌توان آنها را در یک گروه جای داد. به طوری کلی کاور گیری و استفاده از تیر و کمان که به نظر تیر نامحدود دارد اصلی‌ترین روش مبارزه‌ی شما خواهد بود.

حال میرسیم به مشخصه‌ی اصلی سری TR. بله، حل معماها و ماجراجویی در دنیای بازی. جزیره به قدر کافی پر از چیزهای شگفت انگیز است؛ هرگوشه‌ی آن معمایی انتظار شما را می‌کشد. این بخش از بخش مبارزات هم گسترده‌تر است و گاهی در میان مبارزه معماهای بسیاری را باید حل کنید. مثلا چطور بدون اینکه شناسایی شوید و سر و صدایی ایجاد کنید با کمترین بهره از مهمات دشمنان را از پای درآورید. اما معمای تکراری این بازی این است که چگونه خود را از صخره‌ای به صخره‌ای که فاصله‌ی زیادی با شما دارد برسانید. می‌توانید از ابزار کوهنوردی‌ای که Climbing Axe نام دارد که در محیط بازی آن را میابید استفاده کنید و از کوه بالا بروید البته در این میان صحنه‌های سینماتیک زیادی انتظار شما را می‌کشند، به قدری سازندگان از این حقه‌ی جذاب تر شدن بازی بهره برده‌اند که گاهی اوقات خیال می‌کنید در حال تماشا کردن فیلمی سینمایی هستید! راه حل دوم استفاده از تیر و کمان لارا می‌باشد؛ بدین ترتیب که تیر را در حالی که به آن طناب وصل کرده‌اید، به سوی محل مشخص شده پرتاب کنید و روی آن سر بخورید.

برای زنده ماندن نیاز به شکار حیوانات دارید. هوش مصنوعی حیوانات با این که جای کار بیشتری داشت اما به طور کلی مناسب عنوانی چون TR است. البته این بخش را نمی‌توان جزء مراحل اصلی بازی به حساب آورد، ولی تاثیری مستقیم در پیشروی داستان بازی مخصوصا در اوایل بازی دارد. در طول بازی تنها اجازه و توانایی حمل ۴ سلاح را دارید. می‌توانید یک سلاح گرم سبک مانند اسلحه‌ی کلت و دو سلاح سنگین‌تر مانند شاتگان در کنار تیر و کمان که سلاح اصلی شماست بهره ببرید. در بین سلاح ها مطمئنا تا کنون با قابلیت های تیر و کمان لارا آشنا شده اید. اما سلاح دیگری که لارا در اختیار دارد Climbing Axe که نوعی وسیله‌ی کوهنوردی می‌باشد، است. به وسیله‌ی آن درهای بسته را می‌گشایید، صندوقچه‌های اطراف بازی را باز می‌کنید، از موانع ست بالا می‌روید، دشمنان را می‌کشید و به عنوان یک اهرم در بلند کردن و جابه‌جا کردن اجسام از آن بهره می‌برید. که البته برای اینکه این کار ها را بهتر در طول بازی انجام دهید، نیاز است که CA را در Base Camp آپگرید کنید.

در بازی شما شاهد Bace Camp هایی در نقشه هستید که بسیار برای شما و لارا مهم و حیاتی هستند. در آنجا می‌توانید قابلیت های جدیدی را Unlock کنید، قابلیت های لارا در مبارزات را ارتقا ببخشید و … . وقتی به Bace Camp می‌روید در مقابل خود سه گزینه را مشاهده می‌کنید، Fast Travel که با توجه به بزرگی نقشه‌ی بازی بسیار کارآمد است، Gear و Skills که می‌توانید در آن توانایی های لارا را در مبارزات یا به اصطلاح Survival Combat و همچنین توانایی شکار او و… را مدیریت کنید. اسلحه‌های خود را می‌توانید در این مکان Upgrade کنید؛ برای مثال اسلحه‌ی خود را دوربین دار کنید! توانایی پرش‌های بلند تر و صعود از صخره‌ها و ده ها عمل دیگر که در طول بازی ضروری هستند را باید در BC خود آنها را فعال کنید. می‌رسیم به مهم‌ترین بخش BC که Gear نام دارد. در این بخش می‌توانید اسلحه‌های خود را آپگرید کنید تا بتوانید در طول بازی از آنها استفاده‌ی بیشتری داشته باشید. با استفاده از گزینه‌ی Fast Travel هم به راحتی می‌توانید از یک BC به BC دیگر بدون طی کردن مسیر، بروید. قابلیت دیگری که شما را در طول بازی یاری می‌کند Survival Instinct است که هر زمانی که در حل کردن معماهای بازی مشکلی داشتید و یا اینکه نمی‌دانید باید به کدام سمت بروید با استفاده از این قابلیت می‌توانید از غریزه‌ی لارا کمک بگیرید.

اما به غیر از بخش تک نفره و داستانی بازی شما این قابلیت را دارید که با دوستان خود به طوری آنلاین و چند نفره به مبارزه بپردازید. استدیوی Eidos Montreal به طوری مستقل سازنده‌ی بخش MP این عنوان می‌باشد. اما متاسفانه نتوانسته‌اند به مانند استدیوی سازنده‌ی بخش SP به خوبی از پس ساخت بخش مخصوص خود برآید. بارها در نقشه‌ی بازی MP گم می‌شوید و نمی‌دانید که دقیقا باید به کدام سمت بروید. مخصوصا در مواقعی که باید با همکاری دوستانتان به هدفی برسید، تنها کافیست جایی سر در گم شوید، چون در این مواقع دیگر نمی‌توانید از دست دشمنانی که با وجود بارها کشته شدن به سوی شما تیراندازی می‌کنند عصبانی نگردید! مدهای مختلفی در بخش MP بازی وجود دارند مثل Survivors و Scavengers که با وجود تکراری شدن شما را ساعت ها به خود مشغول می‌کنند. البته به این نکته نیز توجه کنید که برای اولین بار است که در طول سری TR ما شاهد بخش MP هستیم که می‌تواند شروع حرکتی رو به رشد و بزرگ باشد.

tomb-raidr-pictures

گرافیک:

در انتهای نسل هفتم کنسول ها هستیم و چندی دیگر شاهد عرضه‌ی کنسول‌های نسل بعد خواهیم بود. سازندگان با موتور اختصاصی خود به خوبی یک گرافیک خیره کننده را چه در بخش هنری و چه در بخش فنی را فراهم نموده‌اند. البته شاهد باگ‌های ریز و درشتی در بخش فنی هستیم ولی گرافیک فنی تا حدی عالی کار شده که آن را می‌پوشاند. چهره‌ی لارا زیباتر از قبل شده و سازندگان روی جزئیات چهره‌ی او به خوبی کار کرده اند. لارا در طول بازی بارها زخمی می‌شود، بارها بدنش از شدت ضربات کبود می‌شود و بار ها مقدار زیادی آب بر روی بدنش پاشیده می‌شود. در تمامی این موارد سازندگان افکت خاصی را برای بدنش تدارک دیده اند. گاهی اوقات که این افکت ها با یکدیگر ترکیب می‌شوند، طوری به بازی خیره می‌شوید که زمان از دستتان در می‌رود. مخصوصا در شبی بارانی که لارا زخمی است و از درد به خود می‌پیچد و با هزار تقلا خود را به مکانی امن می‌رساند و آتشی برپا می‌کند و کنارش می‌نشیند. این صحنه اوج هنر نمایی بازیسازان می‌باشد. بدن کوفته‌ی او را میبینیم که زخمی شده و قطرات خون روی لباس و دست و صورتش توسط آب باران شسته شده. در این حال علاوه‌بر این‌که افکتی زیبا از دود و شعله‌های آتش را شاهد هستیم، می‌بینیم که چگونه نور حاصل از شعله‌ها در محیط پراکنده می‌شود. علاوه بر این موارد شاهد سایه‌زنی کم‌نقص در بازی هستیم و سازندگان طوری شما را بهت زده می‌کنند که حس می‌کنید در حال تماشای یک فیلم سینمایی هالیوودی هستید! در شب نور مشعل‌ها و نوری که از دهانه‌ی اسلحه‌ی در حال شلیک خارج می‌شود و در روز نور خورشید، مهم ترین منابع نوری بازی هستند که هر یک سایه‌ی مخصوص خود را به وجود می‌آورند. سایه‌ای که خورشید ایجاد می‌کند به دلیل اینکه نورش مستقیم و بدون وقفه به لارا میتابد سایه‌ای ثابت و یک دست دارد. اما شعله‌ی آتش نوری متفاوت را تولید می‌کند؛ به طوری که می‌توانید واضح ببینید که نورش کم و زیاد می‌گردد؛ بنابراین سایه‌ی مخصوص خود را می‌خواهد!

جزئیات محیط و بافت ها به طور کلی عالی کار شده گرچه در بعضی موارد شاهد کم کاری‌هایی بوده‌ایم اما آنچنان نیست که به گرافیک بازی لطمه‌ای جدی را بزند. تاخیرهای پی در پی این عنوان باعث شده بود همگان انتظار گرافیکی زیبا را داشته باشند که خوشبختانه انتظارات تا حد زیادی برآورده شده است. پشت بشکه‌ی آبی کاور می‌گیرید؛ نور خورشید در زمان غروب و از نزدیکی افق از لابه‌لای درختان به شما و سنگرتان میتابد؛ سایه‌ای بلند بر روی زمین تشکیل شده، اینجاست که با یک حرکت کوچک دشمن متوجه حضورتان می‌شود و شلیک می‌کند در کسی از ثانیه بشکه‌ی آب می‌ترکد و آب بر روی صفحه‌ی نمایش جاری می‌شود. لذت این لحظه به حدیست که بار ها و بار ها این عمل را تکرار می کنید! یا اینکه هوا بارانیست؛ کافیست زاویه‌ی دوربین را تغییر دهید تا شاهد حرکت قطرات باران روی صفحه‌ی نمایش باشید. بله، درست است که بازی‌های جدید این افکت‌ها را دارا می‌باشند اما به درستی طراحی قطرات آب و افکت آب در این عنوان اگر بهتر از عنوان تحسین برانگیز Uncharted نباشد از آن بدتر هم نیست! به طور کلی این بخش عالی کار شده؛ از افکت باران و آتش و آب بگیرید تا خون و گرد و غبار همگی عالی بوده در یک کلام. درختانی سرسبز و زیبا و دره‌هایی پر از جزئیات چیزیست که تحسین هر کسی را بر می‌انگیزد.

صداگذاری:

از موسیقی در یک بازی ماجراجویی مخصوصا در پرچم دار این بازیها یعنی TR چه انتظاری دارید؟ مطمئنا همه‌ی شما می‌خواهید که موسیقی شما را در مواقعی که باید بترسید بترساند و در مواقعی که لازم است سرعت و هیجان بازی را افزایش دهند و… . سایر افکت های صوتی مانند صدای آب مخصوصا در اطراف آبشارها و رودخانه‌ها بسیار طبیعی می‌باشند و همچنین شنیدن آوای خوش پرندگان در طول بازی چیزیست که برای دقایقی شما را از فضای بازی بیرون می‌کنند. هر اسلحه صدای خاص خودش را دارد و حتی کمان مخصوص لارا صدای مخصوص به خودش را دارد. آهنگساز این بازی یعنی Jason Graves که در سه‌گانه‌ی Dead Space مهارت و خلاقیت خود را به رخ همگان کشید، می‌باشد. وی با کمک تیم موسیقی خود دست به ساخت ادوات جدیدی زد و بدین وسیله صداهای جالبی را برای مواقعی خاص در بازی خلق کرد. در بسیاری از لحظات بازی، از موسیقی خبری نیست و تنها افکت هایی مانند صدا و ناله های لارا یا صدای باد و باران و شلیک اسلحه‌ها به گوش می رسند. تصور کنید که صدای موسیقی بومیان جزیره که اهل شرق آسیا هستند را در مقبره‌ها بشنوید. مطمئنا همه‌ی شما از شنیدن موسیقی‌های شرق آسیا در طول بازی احساس آرامش خواهید کرد و به نوعی زنگ تفریحی برای شماست!

آنچه که از یک بازی بزرگ انتظار می‌رود این است که صداگذاری آن در حدی باشد که تحسین همگان را برانگیزد. در گذشته اگر عنوان‌های پیشین سری TR را تجربه کرده باشید، صدای آشنای Keeley Hawes را به یاد دارید. در گذشته با توجه به این که نیاز بود بازیباز از همان ابتدا شخصیت شجاع و نترس لارا را بشناسد، بازیسازان از صدای خانم Hawes که از صدایی مقتدرانه بهره‌مند است بهره گرفتند. اما با توجه به تغییر زیاد لارای قدیم با لارای جدید نیاز بود که از صدایی شکننده‌تر به جای Keeley Hawes استفاده کنند. اینجا بود که بازیسازان سرا بازیگر مشهور ۲۹ ساله بریتانیایی یعنی Camilla Luddington رفتند. این بازیگر بریتانیایی به راحتی و به زیبا ترین شکل ممکنه با بازیباز ارتباط برقرار کرده و بازیباز را بارها به خنده و گریه وا می‌دارد. دیالوگ ها به لطف صدای او زیبا تر بیان می‌شوند و حس خوبی را به بازی بخشیده اند. صدا گذاری بقیه‌ی شخصیت ها به اندازه‌ی لارا خوب کار نشده ولی در سطح مناسبی هستند. حتی دیگر NPCها به زبان و لهجه‌ی ژاپنی و روسی صحبت می‌کنند که شیرینی بازی را در بخش صداگذاری چندین برابر می‌کنند.

نتیجه‌گیری:

سازندگان به خوبی به قول خود عمل کرده اند و اینبار شاهد این هستیم که به مانند سری Devil May Cry بازی به دوران اوجش بازگشته و سازندگان اصل این بازی را فراموش نکرده اند و با کمی ارتقای قابلیت ها و ارائه‌ی داستانی جامع تر از عهده‌ی بازی برآمده اند. در تمامی بخش های بازی شاهد افت و خیز هایی هستیم. بله، این بازی بدون مشکل نیست و ما با یک شاهکار به تمام معنا رو به رو نیستیم ولی بازی‌ای است که ارزش بازی کردن را دارد. شاید اگر شروعی مناسب برای داستان در نظر گرفته می‌شد و روی بخش MP این بازی کمی بیشتر کار می‌شد، اکنون شاهد شاهکاری با هنر نمایی لاراکرافت محبوب بودیم.


همچنین ببینید :

Tomb-Raider-Trilogy game-magazine
Splintercell-Blacklist Fallout-4
FarCry 4 GTA V PC
assassins-creed-syndicate witcher 3
سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده

سجاد نبی زاده مدیر سایت فروشگاه عتیقه است. سابقه 20 سال فعالیت نرم افزاری دارد. در زمینه آموزش نرم افزارهای گرافیکی و طراحی وب فعال است. روزها می نویسد و شب ها می خواند. آرشیو جامع نرم افزار و آموزش و بازی های کامپیوتری دارد. آماده همکاری با همه دوستان خوب است. با او در ارتباط باشید تماس -- کانال تلگرام

More Posts

Follow Me:
TwitterFacebookLinkedInPinterestGoogle PlusDiggYouTube

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “TOMB RAIDER”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.